به گزارش زومان، تورم ۸۴ درصدی در کنار نرخ بهره ۲۴ درصدی، یک تناقض بزرگ در اقتصاد ایران ساخته است: پولی که امروز وام گرفته میشود، با سرعتی بسیار بیشتر از هزینهای که بابت آن پرداخت میشود، ارزش خود را از دست میدهد. در چنین شرایطی، نرخ بهره واقعی بهشدت منفی است و بازپرداخت بدهی برای برخی بنگاههای بزرگ، بهجای یک ضرورت مالی، میتواند به تصمیمی پرهزینه تبدیل شود.
نتیجه این وضعیت را میتوان در ترازنامه بانکها دید. در پایان بهار ۱۴۰۵، حدود ۹۳۰ هزار میلیارد تومان مطالبات غیرجاری در شبکه بانکی کشور رسوب کرده است؛ مطالباتی که بازگشت آنها مطابق زمانبندی قرارداد انجام نشده و منابع بانکها را برای مدت طولانی از چرخه تسهیلاتدهی خارج کردهاند. اما نکته مهم این جاست که بخش قابلتوجهی از این انجماد مالی، به صنعت برق و نیروگاهها مربوط میشود؛ صنعتی که خود درگیر بحران نقدینگی و ناترازی انرژی است.
بدهی نیروگاهها به بانکها؛ یک حلقه از بحران برقدر میان ۲۲ بانک بررسیشده، بانک صنعت و معدن با حدود ۵۰۵ هزار میلیارد تومان مطالبات غیرجاری، بزرگترین حجم مطالبات را در اختیار دارد؛ رقمی که بیش از نیمی از کل مطالبات غیرجاری مورد بررسی را تشکیل میدهد.
فهرست بدهکاران بزرگ نیز تصویر رو شنتری از این وضعیت ارائه میکند. شرکت تولید برق ماهتاب کهنوج با حدود ۷۱ هزار میلیارد تومان بدهی معوق در صدر قرار دارد. پس از آن، تولید برق خوزستان غدیر با حدود ۲۸ هزار میلیارد تومان و نیروگاه سیکل ترکیبی کرمانیان با حدود ۲۷ هزار میلیارد تومان قرار گرفتهاند. ساخت و بهرهبرداری انرژی نوین سبا نیز حدود ۱۵ هزار میلیا رد تومان بدهی دارد و یکی دیگر از حلقههای این زنجیره است.
این اعداد فقط فهرستی از بدهکاران بانکی نیستند؛ بخشی از داستان بحران مالی صنعت برق را روایت میکنند. نیروگاهها برای ادامه فعالیت به سرمایهگذاری سنگین، تعمیرات و تامین نقدینگی نیاز دارند، اما وقتی منابع حاصل از فعالیت اقتصادی برای بازپرداخت تسهیلات کافی نباشد، بدهیها در شبکه بانکی انباشته میشوند.
از طرف دیگر، در شرایط تورمی فعلی، مسئله فقط حجم بدهی نیست؛ ارزش واقعی این بدهیها نیز بهسرعت تغییر میکند. وقتی تورم بسیار بالاتر از نرخ بهره قرار دارد، ارزش واقعی بدهی در طول زمان کاهش مییابد و انگیزه بازپرداخت بهموقع برای برخی بدهکاران میتواند ضعیف شود.
به این ترتیب، یک چرخه شکل میگیرد: نیروگاهها با کمبود نقدینگی مواجه میشوند، بدهی بانکی افزایش پیدا میکند، مطالبات غیرجاری در ترازنامه بانکها انباشته میشود و در نهایت قدرت بانکها برای تامین مالی پروژههای جدید کاهش مییابد.در واقع، خاموشی فقط در شبکه برق دیده نمیشود؛ بخشی از آن را میتوان در منابع منجمدشده شبکه بانکی هم مشاهده کرد.
مشروح گزارش را با تیتر در زومان «بدهکاران بانکی ایران؛ ۹۳۰ همت پول در مسیر بیبازگشت» بخوانید