چرا ایران می‌خواهد هرمز محور گفت‌وگوها با آمریکا بماند؟

پنج‌شنبه 15 مرداد 1405 - 21:20
مطالعه 5 دقیقه
پرچم‌های ایالات متحده و ایران بر فراز تنگه هرمز
تهران می‌گوید هرمز تنها موضوع مذاکره است و به‌دنبال به‌رسمیت‌شناخته‌شدن نقش خود در امنیت این گذرگاه است.

ایران و ایالات متحده به‌نظر می‌رسد گفت‌وگوها را از سر گرفته‌اند و شاید به‌زودی از یک توافق خبر بدهند، اما در سطح علنی حتی بر سر موضوع این مذاکرات هم هم‌نظر نیستند. واشنگتن همچنان دیپلماسی را حول برنامه‌ی هسته‌ای ایران، تنگه‌ی هرمز و نگرانی‌های گسترده‌تر امنیتی تعریف می‌کند، در حالی که تهران اصرار دارد مسئله‌ی فوری هرمز است و هر سازوکاری باید نقش ایران را در مدیریت یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان به‌رسمیت بشناسد. تفاوت میان دو روایت فقط اختلاف بر سر واژه‌ها نیست و به‌نوعی بازتاب شکاف عمیق‌تر درباره‌ی این است که درگیری اخیر چه چیزی را تغییر داده است.

به‌گزارش المانیتور، از نگاه ایران، توانایی ایجاد اختلال در کشتیرانی از طریق هرمز پس از ماه‌ها رویارویی نظامی به منبعی مهم برای اهرم‌سازی تبدیل شده است. تهران به‌نظر نمی‌رسد به‌دنبال بستن دائمی آبراه باشد، چون چنین اقدامی به منافع خود ایران لطمه می‌زند و تلاش‌های بین‌المللی برای دورزدن تنگه هرمز را تقویت می‌کند. در عوض، تهران می‌کوشد توان اثرگذاری بر ترافیک دریایی را به نقشی سیاسی و به‌رسمیت‌شناخته‌شده تبدیل کند، به همین دلیل مقام‌های ایرانی بارها این ایده را رد کرده‌اند که تنگه هرمز بدون موافقت تهران قابل‌مدیریت باشد.

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، روز دوشنبه ادعای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، را درباره‌ی آماده‌بودن واشنگتن و تهران برای ازسرگیری گفت‌وگوها رد کرد و تأکید داشت که مذاکره‌ی مستقیمی در جریان نیست. او گفت تنها کانال فعال دیپلماتیک ایران به گفت‌وگو با عمان درباره‌ی عبور امن کشتی‌ها از تنگه‌ی هرمز مربوط می‌شود، اما حتی چنین ترتیبی هم به‌گفته‌ی بقایی «ضروری اما ناکافی» خواهد بود، تا زمانی که محاصره‌ی دریایی آمریکا و آنچه تهران خصومت آمریکایی می‌خواند ادامه داشته باشد. ترامپ در پاسخ، ایران را به «دو‌رویی باورنکردنی» متهم کرد و فاصله‌ی میان برداشت واشنگتن از روند دیپلماتیک و پیام‌رسانی علنی تهران را برجسته ساخت.

با وجود این لحن تند، هر دو طرف ظاهرا به‌دنبال راه‌هایی برای جلوگیری از تشدید دوباره‌ی تنش هستند. روز سه‌شنبه، اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، به سی‌ان‌بی‌سی گفت که توافقی درباره‌ی آبراه ممکن است نزدیک باشد. او اظهار کرد:

احتمال دارد امروز یا فردا به توافقی برسیم تا تنگه باز شود و به‌سمت وضعیتی عادی‌تر در این درگیری حرکت کنیم

مطالبه‌ی تهران اما فقط بازگشایی مسیر نیست، بلکه بر سر این است که چه کسی اختیار تعیین شیوه‌ی عبور را داشته باشد. محسن رضایی، مشاور ارشد نظامی آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای و فرمانده پیشین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، این موضع را شامگاه دوشنبه در تلویزیون دولتی به‌صراحت بیان کرد. او گفت: «ما نمی‌توانیم اجازه بدهیم یک دالان دوم در تنگه‌ی هرمز باز شود».

او هشدار داد اگر ارتش آمریکا یک ناو جنگی اعزام کند «به آن ضربه خواهیم زد. اگر نیروهای نظامی بیاورند، آن‌ها را هدف قرار می‌دهیم». رضایی همچنین گفت که ایران تنها مسیرهای عبوری را می‌پذیرد که تهران تأیید کرده باشد و استدلال کرد واشنگتن در تلاش‌هایش برای تصرف کنترل آبراه در جریان درگیری‌های ماه ژوئیه شکست خورده است.

اظهارات او بازتاب محاسبه‌ی راهبردی گسترده‌تر تهران است؛ محاسبه‌ای که می‌گوید پس از سال‌ها تحریم، فشار نظامی و رویارویی با آمریکا، هرمز به یکی از معدود حوزه‌هایی تبدیل شده که ایران در آن اهرم فشار فوری علیه دشمنی برتر از نظر نظامی در اختیار دارد. برنامه‌ی هسته‌ای همچنان یکی از اختلاف‌های اصلی میان ایران و غرب مانده و تهران در گذشته توانمندی‌های غنی‌سازی را حق حاکمیتی خود معرفی کرده است، اما پیام امروز ایران نشان می‌دهد میدان اصلی چانه‌زنی، بیش از هر چیز، بر سر تضمین‌های امنیتی، دسترسی دریایی و به‌رسمیت‌شناختن نفوذ منطقه‌ای تهران است؛ نفوذی که به باور مقام‌های ایرانی، در جنگ اخیر تثبیت شد.

خبرگزاری رویترز روز سه‌شنبه به نقل از یک مقام ایرانیِ ناشناس گزارش داد ایران و عمان درباره‌ی یک ترتیبات موقت گفت‌وگو کرده‌اند؛ ترتیبی که طبق آن تهران بر کشتی‌های ورودی نظارت خواهد داشت و هم‌زمان بر ترافیک خروجی نیز اشراف خواهد داشت. بر اساس این پیشنهاد، کشتی‌هایی که خلیج فارس را ترک می‌کنند از مسیری میان ایران و عمان استفاده خواهند کرد و مجوز عبور پس از اطلاع‌رسانی به تهران از سوی عمان صادر می‌شود.

چنین سازوکاری اگر نهایی شود، از کنترل کامل ایران بر تنگه فراتر نمی‌رود، اما اصل موردنظر تهران را حفظ می‌کند؛ این‌که هیچ چارچوب امنیت دریایی بدون حضور ایران نمی‌تواند عمل کند.

به‌نظر می‌رسد همین نقطه، محدوده‌ی سازشِ در حال شکل‌گیری در دیپلماسی غیرمستقیم باشد. اصرار ایران بر این‌که به‌صورت مستقیم با واشنگتن مذاکره نمی‌کند، به‌معنای توقف کامل دیپلماسی نیست. پاکستان در میانجی‌گری پس از جنگ نقشی محوری ایفا کرده که به یک یادداشت تفاهمِ اکنون منسوخ‌شده در ماه ژوئن انجامید. قطر هم در جریان بحران کنونی در تلاش‌های پشت‌پرده دخالت داشته است.

وزارت خارجه‌ی قطر روز سه‌شنبه تأیید کرد که تلاش‌ها برای گشودن مسیر دیپلماتیک ادامه دارد و میانجی‌هایی از جمله دوحه، اسلام‌آباد و مسقط نزدیک با یکدیگر کار می‌کنند تا پیش‌نویس پیشنهادها را میان آمریکا و ایران ردوبدل کنند. عباس عراقچی، وزیر خارجه‌ی ایران، جداگانه با بدر البوسعیدی، وزیر خارجه‌ی عمان، و اسحاق دار، معاون نخست‌وزیر پاکستان، گفت‌وگو کرده است و دار از او برای سفر به اسلام‌آباد دعوت کرده است. این تماس‌ها نشان می‌دهد که اگرچه هر دو دولت مواضع عمومی تندروانه‌ای را حفظ می‌کنند، اما به نظر نمی‌رسد هیچ‌کدام مشتاق باشند که در را به روی یک نتیجه مذاکره‌شده ببندند.

المانیتور می‌نویسد که به نظر می‌رسد تهران در حال فشار برای تفاهمی در آینده است که تضمین کند ترانزیت از هرمز با اجازه ایران صورت خواهد گرفت. مقامات ایرانی بارها مدیریت خود بر درگیری پیرامون هرمز را به عنوان نمایشی از این موضوع به تصویر کشیده‌اند که فشار نظامی علیه تهران پیامدهای اقتصادی‌ای فراتر از مرزهای ایران به همراه دارد.

با این حال، اختلال طولانی‌مدت در کشتیرانی برای خود ایران نیز خطراتی ایجاد می‌کند. یک هرمزِ دائماً بی‌ثبات می‌تواند تلاش‌های جهانیِ جاری برای تنوع‌بخشی به مسیرهای انرژی و کاهش وابستگی به این آبراه را تسریع کند.

تهران این معضل را به رسمیت شناخته است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، پیش‌تر استدلال کرده بود که ارزش هرمز از افزایش ترافیک دریایی ناشی می‌شود، نه از متوقف کردن آن.

این در مرکز تفکر راهبردی ایران قرار دارد. ایران نیاز دارد که هرمز به اندازه کافی باز بماند تا اهمیت خود را حفظ کند، اما به اندازه کافی بی‌ثبات باشد تا اهرم فشار باقی بماند.

برای دولت آمریکا، این چالش به همان اندازه دشوار است. فشار نظامی ممکن است توانمندی‌های ایران را تضعیف کند، اما همچنین این خطر را دارد که دقیقاً همان استدلالی را تقویت کند که تهران مطرح می‌کند — اینکه تنها ایران می‌تواند ثبات در خلیج فارس را تضمین کند.

نتیجه مذاکرات احتمالی ممکن است به این بستگی داشته باشد که واشنگتن تا کجا می‌تواند در پذیرش یک نقش سیاسی برای ایران جهت مدیریت آبراه پیش برود، و اینکه آیا ایران به محدودیت‌های خاصی در مورد نحوه اعمال نفوذ خود تن می‌دهد یا خیر.

اما آنچه قطعی به نظر می‌رسد این است که در نگاه مقامات ایرانی، هرمز دیگر فقط یک مسیر کشتیرانی نیست. این تنگه به‌طور فزاینده‌ای به نمادی از حاکمیت، بازدارندگی و قدرت چانه‌زنی پس از جنگی تبدیل شده است که منجر به بازشکل‌گیری موازنه منطقه‌ای شده است.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.