کوشنر و ویتکاف؛ نگاه تجاری ترامپ به جنگ و صلح
ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است.
به گزارش زومان به نقل از نیویورکتایمز، جمعه گذشته، خبری کوتاه بازارهای جهانی را آرام کرد: «جرد کوشنر و استیون ویتکاف، فرستادگان ویژه دونالد ترامپ، برای از سرگیری گفتوگوهای صلح با ایران راهی پاکستان میشوند.» همین خبر کافی بود تا شاخصهای بازار سهام به رکوردی تاریخی برسند و امیدها برای کاهش قیمت بنزین جان بگیرد. به نظر میرسید صرفِ سوار شدن این دو تاجر به هواپیما، آبی بر آتش اضطراب جهانی ریخته است.
اما این آرامش دوامی نداشت. کمتر از ۲۴ ساعت بعد، رئیسجمهور آمریکا برنامه را تغییر داد. ترامپ اعلام کرد که این سفر لغو شده است. او خطاب به این دو نفر که چمدانهایشان را بسته بودند، گفت: «نه، قرار نیست یک پرواز ۱۸ ساعته انجام دهید و بروید آنجا.» او کوشنر، دامادش، و ویتکاف، شریک تجاری قدیمیاش را «آدمهای من» نامید. این عبارت ساده، پرده از واقعیتی تازه در دیپلماسی آمریکا برمیداشت: واگذاری پیچیدهترین بحرانهای جهانی به معتمدان غیرنظامی و تجاری رئیسجمهور؛ رویکردی که مرز میان منافع شخصی و امور مملکتی را بیش از پیش کمرنگ کرده است.
فرستادگانی از جنس املاک
در یک سال گذشته، کوشنر و ویتکاف به چهرههای ثابت دیپلماسی پنهان تبدیل شدهاند. آنها از ولادیمیر پوتین گرفته تا ولودیمیر زلنسکی، و از نمایندگان حماس تا مذاکرهکنندگان ایرانی، با همه دیدار کردهاند. این دو فعال بازار مسکن در نیویورک، اکنون اعضای کلیدی نهادی به نام «هیئت صلح» هستند و تقریباً بهتنهایی مأموریت دارند رؤیای ترامپ برای شناخته شدن بهعنوان «رئیسجمهور صلح» را محقق کنند.
اما نگاه آنها به بحرانها، پیش از هر چیز نگاه یک سرمایهگذار است، نه یک دیپلمات. در رویکرد آنها، صلح به یک دارایی پرسود تبدیل شده است.
برجهای شیشهای روی آوار جنگ
آتشبس ماه اکتبر میان اسرائیل و حماس، مسیر را برای بلندپروازیهای کوشنر هموار کرد. او در سر دارد تا در منطقهای که اکنون زیر ۶۰ میلیون تن آوار، بقایای انسانی و مهمات منفجرنشده دفن شده است، یک منطقه اقتصادی ویژه و مدرن بسازد. در این طرح، ویرانهها جای خود را به آسمانخراشها، مراکز داده و صنایع پیشرفته میدهند و اقتصاد آن بر پایه رمزارزها اداره خواهد شد.
در پیشنویس توافق صلح اوکراین و روسیه نیز رویکرد تجاری مشابهی به چشم میخورد. بر اساس یکی از بندهای پیشنهادی، ایالات متحده باید ۵۰ درصد از سود پروژههای بازسازی زیرساختهای ویرانشده اوکراین را دریافت کند.
پیوندهای پنهان مالی
در ماه فوریه و در حاشیه نخستین نشست «هیئت صلح»، ویتکاف از توافقی میان واشنگتن و اسلامآباد برای بازسازی هتل روزولت در نیویورک پرده برداشت. نکته قابلتأمل این بود که تنها چند هفته قبل، دولت پاکستان قراردادی با یک شرکت وابسته به «ورلد لیبرتی فایننشال» امضا کرده بود؛ یک شرکت فعال در حوزه ارزهای دیجیتال که توسط پسران ترامپ و ویتکاف اداره میشود. از آن روز به بعد، پاکستان عملاً به میانجی اصلی میان آمریکا و ایران تبدیل شده است.
ترزا آلمیدا کراوو، پژوهشگر، این وضعیت را «ادغام تقریباً کامل صلح و مدیریت شرکتی» توصیف میکند. این درهمتنیدگی منافع تجاری و نقشهای عمومی، به ویژگی بارز دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ تبدیل شده است.
دیپلماسی بدون دستمزد، اما پرسود
کوشنر و ویتکاف اگرچه حقوقی از دولت فدرال نمیگیرند، اما از پشتیبانی دفتری در کاخ سفید که با بودجه عمومی اداره میشود، بهرهمندند. ویتکاف فهرستی از داراییهای جهانی خود را شفاف کرده، اما کوشنر چنین گزارشی ارائه نداده است. او در ماه ژانویه در برنامه تلویزیونی «60 دقیقه» گفت: «چیزی که مردم تعارض منافع مینامند، استیو و من آن را تجربه و روابط قابل اعتماد میدانیم.»
در همین حین، کوشنر در حال جمعآوری سرمایه برای شرکت خود، «افینیتی پارتنرز» است و تلاش میکند 5 میلیارد دلار از دولتهای خاورمیانه جذب کند. یکی از سرمایهگذاران اصلی او، عربستان سعودی است؛ کشوری که صراحتاً از دولت ترامپ خواسته بود جنگ با ایران را تا سرنگونی حکومت پیش ببرد.
بازآفرینی سازمان ملل با روکشی از طلا
ترامپ در سخنرانی افتتاحیه خود به «هیئت صلح» گفت که وظیفه آنها نظارت بر سازمان ملل و تضمین عملکرد درست آن است. او با این پیام که قصد تقویت سازمان ملل را دارد، گفت: «روزی من دیگر اینجا نخواهم بود، اما سازمان ملل خواهد بود.»
با این حال، هویت بصری و حقوقی این هیئت داستان دیگری دارد. نشان آنها شبیه لوگوی سازمان ملل است که گویی در طلای براق فرو رفته و نقشه جهان طوری چرخیده که آمریکا در مرکز آن باشد. منشور سازمان ملل بر حقوق بنیادین و کرامت انسانی تأکید دارد، اما منشور این هیئت تنها وعده بازگرداندن «حکمرانی قابل اعتماد» را میدهد و نامی از حقوق بشر یا حاکمیت ملی — حق استقلال کشورها در اداره امور خود — نمیآورد.
کارآفرینان صلح در گذر تاریخ
ورود ثروتمندان به عرصه صلح پدیده بیسابقهای نیست. لیور لِرز، پژوهشگر، این افراد را «کارآفرینان خصوصی صلح» میخواند. در اوایل قرن بیستم، اندرو کارنگی، غول صنعت، ثروت خود را صرف ساخت «کاخ صلح» در لاهه کرد تا احتمال بروز جنگ را کاهش دهد. چهرههایی چون آلبرت بالین پیش از جنگ جهانی اول و گاوین رلی در دوران آپارتاید آفریقای جنوبی نیز تلاشهای مشابهی داشتند.
اما تفاوت عمیقی وجود دارد. دیدگاه کارنگی بر حاکمیت قانون و حل مسالمتآمیز اختلافات استوار بود. در مقابل، فرستادگان امروز به جای هزینه کردن ثروتشان برای تقویت نهادهای بینالمللی، از ارتباط خود با کاخ سفید ثروتمندتر شدهاند و دولت ترامپ نیز بارها نهادهای حقوق بینالملل را تضعیف کرده است.
عبور از خطوط قرمز قانونی
قوانین معمول دیگر در واشنگتن اجرا نمیشوند. چهرههایی چون مارتین ادلمن، وکیل شرکتی، و مارک روآن، مدیرعامل «آپولو گلوبال منیجمنت»، نیز در هیئت اجرایی صلح حضور دارند. در ماه مه ۲۰۲۵، شرکت آپولو ۱۰۰ میلیون دلار در شرکت ویتکاف سرمایهگذاری کرد. ادلمن نیز مشاور حقوقی شرکتی تحت کنترل شیخ طحنون، مقام ارشد اماراتی، است؛ شخصی که به گزارش نیویورک تایمز در معاملهای با سود ۲ میلیارد دلاری برای شرکت رمزارزی خانواده ترامپ نقش داشته است.
ترامپ با یک فرمان اجرایی به هیئت صلح مصونیت قضایی داد، در حالی که مایکل متلر، مشاور حقوقی پیشین وزارت خارجه، تأکید میکند این هیئت تأییدیه سنا را ندارد. قانونگذاران دموکرات از جمله جیمی راسکین، در حال تحقیق روی این روابط هستند. راسکین در نامهای به کوشنر نوشت: «نمیتوانید در حالی که میلیاردها دلار پول عربستان و امارات در جیبهای کتهایتان است، بهطور وفادارانه نماینده ایالات متحده باشید.»
تاوان یک صلح سرابگونه
شاید اگر این هیئت واقعاً بتواند ثبات را به مناطق بحرانزده بیاورد، جهان از نقصهای آن چشمپوشی کند؛ چرا که به اعتقاد برخی یک صلح شکننده بهتر از هیچ است. اما واقعیتِ امروز تیره به نظر میرسد. از زمان آتشبس اکتبر، ۸۰۰ نفر در غزه کشته شدهاند. کاهش تحریمهای نفتی روسیه به دلیل تنش با ایران، احتمال توافق در اوکراین را کمرنگ کرده است. مذاکرات با حماس بینتیجه بوده و دیدارهای پیشین کوشنر و ویتکاف درباره ایران نیز به دلیل عدم درک پیچیدگیهای هستهای شکست خورده است.
نیویورکتایمز میگوید در حالی که افزایش قیمت انرژی — هزینه سوخت و برق — فشار سنگینی بر دوش خانوادههای آمریکایی گذاشته، ترامپ و فرستادگانش این فشار را حس نمیکنند. ویتکاف و کوشنر میگویند به دنبال پرهیز از تعارض منافع هستند، اما ثروت هر دوی آنها از زمان بازگشت ترامپ به قدرت بهشدت افزایش یافته است؛ در حالی که صلحی که وعده داده بودند، هنوز فرسنگها دور از دسترس است.