زمان به نفع کدام طرف می‌گذرد؟ | از آتش‌بس تا تعادل نش

شنبه 29 فروردین 1405 - 23:51
مطالعه 5 دقیقه
تنگه هرمز
تنگه هرمز مسدود و کشتی‌ها متوقف شده‌اند. در حالی که واشنگتن و تهران در محاصره متقابل گرفتارند، اقتصاد جهان منتظر است ببیند چه کسی زودتر تسلیم می‌شود؟
تبلیغات

جنگ ایران و آمریکا پس از چهل روز به آتش‌بس رسید؛ نبردی که حالا شلیک موشک‌ها، جای خود را به مسدود کردن شریان‌های اقتصادی داده است. ایران تنگه هرمز را به روی نفتکش‌ها بسته و آمریکا یک محاصره دریایی همه‌جانبه علیه بنادر ایران اعمال کرده است.

اکنون، در یازدهمین روز از یک آتش‌بس موقت، جهان در بیم و امید به سر می‌برد. آیا این توقف موقت به یک توافق دائم تبدیل می‌شود یا موج دوم جنگ آغاز خواهد شد؟

الی گرانمایه پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی اروپا، به المانیتور می‌گوید که ترامپ آستانه تحمل تهران را دست‌کم گرفته زیرا برای آن‌ها این یک «مسئله ماهیتی» است و درد اقتصادی به‌تنهایی آن‌ها را تسلیم نخواهد کرد.

بهای مقاومت در تهران

بسته شدن مسیرهای دریایی، اقتصاد ۹۳ میلیون ایرانی را تحت فشار قرار می‌دهد. یان رالبی، پژوهشگر امنیت دریایی، این وضعیت را «به‌شدت دردناک» و یک بحران انسانی توصیف می‌کند که دسترسی به غذا و دارو را محدود کرده است.

مهدی ملکی، پژوهشگر اندیشکده FDD، برآورد می‌کند که این رویارویی روزانه ۲۷۶ میلیون دلار از صادرات و ۱۵۹ میلیون دلار از واردات ایران را متوقف کرده است؛ یعنی روزانه حدود ۴۳۵ میلیون دلار خسارت ملموس. بیش از ۹۰ درصد صادرات نفت ایران، که یک‌چهارم بودجه دولت را تأمین می‌کند، از جزیره خارک در همین تنگه عبور می‌کند. پیش از این جنگ، صادرات نفت ایران در مارس به ۱.۸۴ میلیون بشکه در روز رسیده بود.

واردات نیز وضعیت مشابهی دارد. ایران سالانه حدود ۵۸ میلیارد دلار کالا وارد می‌کند. توقف ورود کالاهای اساسی مانند ذرت دامی (که حدودا دو سوم واردات آن از بندر امام خمینی و خلیج فارس در سال ۱۴۰۳ بوده)، سویا و برنج، مستقیماً امنیت غذایی را هدف گرفته است. نتیجه این فشار، تشدید تورم (افزایش مداوم سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات) است که صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی می‌کند امسال به ۶۹ درصد برسد؛ رقمی که از زمان جنگ جهانی دوم در این کشور بی‌سابقه است.

ایران تلاش می‌کند از مسیر دریای خزر استفاده کند، اما ظرفیت ۱۱ میلیون تنی آن در برابر تجارت ۲۲۰ میلیون تنی خلیج فارس ناچیز است. در اینجا مسیرهای زمینی مانند ترکیه، عراق و به‌ویژه پاکستان اهمیت می‌یابند. پاکستان به عنوان میانجی، می‌تواند به یک شریان حیاتی برای تأمین کالاهای ایران و مسیری به سوی چین تبدیل شود.

با این وجود، الی گرانمایه هشدار می‌دهد که اگر اقتصاد ایران به طور کامل قفل شود، این کشور ممکن است از طریق متحدان یمنی خود، صادرات نفت عربستان در دریای سرخ را مختل کند که این امر قیمت جهانی انرژی را به سطوح غیرقابل کنترلی خواهد رساند.

ریسک اقتصاد آمریکا

اما در سوی دیگر، اقتصاد آمریکا چه ریسک‌هایی تحمل می‌کند؟

طبق گزارش رویترز، تورم آمریکا در ماه مارس رشد ۰.۹ درصدی را ثبت کرد که بزرگ‌ترین جهش از ژوئن ۲۰۲۲ است. عامل اصلی این تورم، جهش تاریخی ۲۱.۲ درصدی قیمت بنزین است که بزرگ‌ترین رشد از سال ۱۹۶۷ تا به امروز محسوب می‌شود. اقتصاددانان هشدار می‌دهند که این تنها موج اول شوک نفتی است.

یک مطالعه جدید نشان می‌دهد که اقتصاد آمریکا در کوتاه‌مدت مقاومت خوبی در برابر شوک نفتی دارد، اما در افق چندماهه، این افزایش قیمت‌ها اثرات منفی معناداری بر تولید ناخالص داخلی (GDP) می‌گذارد. در نتیجه بین جنگ کوتاه مدت و بلندمدت برای آمریکا تفاوت زیادی است.

آمریکا برای مهار این بحران به ذخایر استراتژیک نفتی خود متوسل شده است؛ ذخایری که در سال ۲۰۲۳ به ۳۴۶ میلیون بشکه (کمترین میزان در ۴۰ سال منتهی به ۲۰۲۳) رسیده بود، اما اکنون به ۴۰۹ میلیون بشکه بازگشته است. با این حال، سقف برداشت مجاز از این ذخایر ۴.۴ میلیون بشکه در روز است.

هزینه‌های مستقیم نظامی نیز قابل توجه است. بر اساس برآورد لیندا بیلمز از دانشگاه هاروارد با تکیه بر داده‌های پنتاگون، آمریکا در شش روز نخست جنگ ۱۱.۳ میلیارد دلار هزینه کرده است؛ رقمی که نشان می‌دهد هزینه ۴۰ روز تنش، احتمالاً به مرز ۸۰ میلیارد دلار یا روزی ۲ میلیارد دلار می‌رسد. این هزینه اقتصادی درست در زمانی رخ می‌دهد که رئیس‌جمهور آمریکا در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای با افت شدید محبوبیت روبه‌رو شده است.

 بازی بزدل و ریاضیاتِ یک توافق اجباری

طبق بررسی‌های زومان، این رویارویی تقریباً مشابه «بازی بزدل» یا «بازی جنگ فرسایشی» در نظریه بازی‌هاست. نام این بازی از یک مسابقه خطرناک در فیلم‌های کلاسیک آمریکایی گرفته شده است. دو راننده را تصور کنید که در یک جاده باریک با سرعت بالا مستقیماً به سمت یکدیگر حرکت می‌کنند.

  • اگر یکی از راننده‌ها فرمان را بچرخاند و از جاده منحرف شود، او «بزدل» (Chicken) نامیده می‌شود و اعتبارش را از دست می‌دهد، اما هر دو زنده می‌مانند.
  • اگر هیچ‌کدام فرمان را نچرخانند، هر دو ماشین شاخ‌به‌شاخ تصادف کرده و هر دو راننده کشته می‌شوند (بدترین حالت ممکن).

بازی جنگ فرسایشی چیزی شبیه این بازی بوده ولی هزینه به صورت مداوم و ثانیه‌به‌ثانیه انباشته می‌شود.

در مدل ریاضی این بازی، وضعیت با فرمول Ui = Vi - (ci*t) محاسبه می‌شود؛ جایی که ارزش پیروزی (Vi) منهای هزینه‌های روزانه (ci) ضربدر زمان (t)، مطلوبیت هر بازیگر را تعیین می‌کند.

هزینه آمریکا (C{US}) شامل تورم، ریزش محبوبیت دولت و هزینه نظامی است و هزینه ایران (C{IR}) شامل کمبود غذایی و تورم ویرانگر و در مفهوم کلی‌تر فروپاشی اقتصادی است. در این مدل، بازیگری که نسبت Vi/ci(پیروزی به هزینه) برایش کمتر باشد، زودتر تسلیم می‌شود، چرا که فرصت زیادی برای تحمل هزینه‌ها ندارد. وقتی هزینه‌ها برای هر دو طرف نجومی باشد، منطق ریاضی حکم می‌کند که هر دو به یک توافق یا «تعادل نش» (نقطه‌ای که هیچ‌کس تمایلی به تغییر یک‌جانبه رفتار خود ندارد) دست یابند.

اکنون که به روز یازدهم آتش‌بس رسیده‌ایم، داده‌ها پیام روشنی دارند: رئیس اتحادیه بنکداران مواد غذایی اخیرا گفته بود ذخایر مواد غذایی ایران سه برابر شده اما محدود است. برای دولت ترامپ هم فشار سیاسی برای پایان نتیجه‌بخش جنگ در حال افزایش است. فاکتور تعیین‌کننده در این حالت زمان است. کدام کشور می‌تواند زمان بیشتری شرایط فعلی را تحمل کند؟ (نقطه‌ای که زمان t به t{critical} میل می‌کند). رسیدن به آتش‌بس دو هفته‌ای نشان‌دهنده نزدیک شدن آستانه تحمل است. اما برای کدام طرف آستانه تحمل زودتر فرا خواهد رسید؟ همین متغیر مشخص خواهد کرد که کدام طرف در میز مذاکره اشتیاق بیشتری برای تمدید آتش‌بس خواهد داشت.

شما فکر می‌کنید چه متغیرهای دیگری می‌تواند به این معادله افزوده شود که نقش اثرگذار بر احتمال توافق داشته باشد؟

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.