پایان درخشش طلا؟ قیمت زیر ۴٠٠٠ دلار رفت

چهارشنبه 3 تیر 1405 - 18:30
مطالعه 5 دقیقه
طلا و جواهر
قیمت طلا به زیر ۴ هزار دلار رفت؛ نقره هم فرو ریخت و فشار نرخ بهره، سرمایه‌ها را از پناهگاه امن دور کرد.
تبلیغات

به گزارش زومان، بازار جهانی طلا روزهای پرالتهابی را پشت سر می‌گذارد. فلزی که طی سه سال گذشته یکی از مطمئن‌ترین پناهگاه‌های سرمایه‌گذاران به شمار می‌رفت، اکنون با موجی از فروش مواجه شده و برای نخستین بار از ماه نوامبر به زیر ۴ هزار دلار در هر اونس سقوط کرده است؛ ریزشی که به گفته برخی برآوردها، بیش از یک تریلیون دلار از ارزش دارایی‌های مرتبط با طلا را تنها در یک روز معاملاتی از بین برده است.

قیمت طلا روز چهارشنبه تا محدوده ۳۹۶۴ دلار در هر اونس پایین آمد و در نزدیکی ۳۹۷۰ دلار معامله شد. اما در لحظه نگارش گزارش (۱۸:۲۰ به وقت تهران) کمی از افت را جبران کرد و در محدوده ۴۰۰۵ دلار قرار گرفت.

نقره نیز برای نخستین بار از ماه دسامبر به زیر ۶۰ دلار سقوط کرد و بیش از نیمی از ارزش خود را نسبت به اوج ثبت‌شده در ژانویه از دست داد.

اما سؤال اصلی اینجاست؛ چه اتفاقی برای بازاری افتاد که تا همین چند ماه پیش رکوردهای تاریخی را یکی پس از دیگری جابه‌جا می‌کرد؟

طلا طی سه سال گذشته از حمایت همزمان بانک‌های مرکزی، صندوق‌های سرمایه‌گذاری و سرمایه‌گذاران خرد برخوردار بود. همین تقاضا باعث شد قیمت آن بیش از دو برابر شود و حتی در اواخر ژانویه به رکورد تاریخی نزدیک به ۵۶۰۰ دلار در هر اونس برسد.

با این حال، ورق از همان زمان برگشت و تا ماه ژوئن قیمت طلا بیش از ۲۰ درصد از اوج تاریخی خود فاصله گرفت؛ سطحی که در بازارهای مالی معمولاً آغاز یک روند نزولی تلقی می‌شود.

اما چه عواملی جرقه این سقوط را زدند؟

در نگاه نخست شاید تصور شود کاهش تنش‌های ژئوپلیتیکی باید به نفع بازارها باشد، اما برای طلا ماجرا متفاوت است.

یکی از مهم‌ترین عوامل فشار بر طلا، جنگ آمریکا و ایران و پیامدهای آن برای سیاست پولی آمریکا بود. جهش قیمت انرژی در ماه‌های گذشته نگرانی‌های تورمی را افزایش داد و احتمال بالا ماندن نرخ‌های بهره را تقویت کرد.

چرا نرخ بهره برای طلا اهمیت دارد؟

زیرا طلا برخلاف اوراق قرضه یا سپرده‌های بانکی سودی پرداخت نمی‌کند. بنابراین هرچه نرخ‌های بهره بالاتر باشد، جذابیت دارایی‌های سودده بیشتر و تمایل سرمایه‌گذاران به نگهداری طلا کمتر می‌شود. این کاهش تقاضا قیمت را پایین می‌کشد.

در همین حال، کاهش قیمت نفت و آغاز مذاکرات برای دستیابی به یک توافق دائمی میان ایران و آمریکا، انتظارات تازه‌ای را در بازار ایجاد کرده است. بسیاری از معامله‌گران معتقدند بازگشت نفت ایران به بازار جهانی و کاهش فشارهای تورمی می‌تواند مسیر سیاست‌گذاری اقتصادی را تغییر دهد.

اما درست در زمانی که بازارها انتظار نرم‌تر شدن مواضع پولی را داشتند، کوین وارش رئیس فدرال رزرو (بانک مرکزی) آمریکا، با لحنی تهاجمی ظاهر شد.

او هفته گذشته اعلام کرد که در نخستین نشست سیاست‌گذاری خود رویکردی سختگیرانه در قبال تورم اتخاذ خواهد کرد؛ پیامی که بلافاصله انتظارات بازار درباره نرخ بهره را تغییر داد و فشار فروش در بازار طلا را تشدید کرد.

اوا مانتِی استراتژیست بازار کالا در بانک ING، می‌گوید مهم‌ترین عامل سقوط اخیر طلا «بازقیمت‌گذاری گسترده انتظارات نرخ بهره» بوده است.

آیا تنها سیاست پولی عامل سقوط بود؟

پاسخ منفی است؛ چرا که همزمان با رشد بازدهی اوراق قرضه و افزایش خوش‌بینی نسبت به بازار سهام، سرمایه‌گذاران بخشی از سرمایه خود را از دارایی‌های امن خارج کردند و به سمت سهام فناوری، بازار رمزارزها و سایر دارایی‌هایی که از نگاه‌شان ظرفیت رشد بیشتری دارد، بردند.

این تغییر نگاه سرمایه‌گذاران باعث شد فروش طلا شدت بگیرد. هرچه قیمت پایین‌تر می‌آمد، افراد بیشتری برای جلوگیری از ضرر بیشتر اقدام به فروش می‌کردند.

همین موضوع یک چرخه نزولی ایجاد کرد؛ یعنی افت قیمت، فروش‌های بیشتری را به دنبال داشت و فروش‌های بیشتر نیز قیمت را باز هم پایین‌تر برد. در نتیجه، سرعت ریزش طلا در مدت کوتاهی به شکل محسوسی افزایش یافت.

ابعاد این سقوط چقدر بزرگ بوده است؟

برآوردها نشان می‌دهد بیش از یک تریلیون دلار از ارزش کل دارایی‌های مرتبط با طلا از بین رفته است.

این زیان تنها محدود به طلای فیزیکی نیست و بازار مشتقات، صندوق‌های سرمایه‌گذاری مبتنی بر طلا، سهام شرکت‌های معدنی و سایر ابزارهای مالی وابسته را نیز دربر می‌گیرد.

حالا اما یک پرسش مهم در ذهن بسیاری از افراد شکل می گیرد؛ آیا طلا جایگاه خود را به عنوان پناهگاه امن از دست داده است؟

شاید هنوز برای چنین نتیجه‌گیری زود باشد، اما این پرسش اکنون بیش از هر زمان دیگری مطرح شده است.

دهه‌ها بود که طلا نخستین انتخاب سرمایه‌گذاران در دوره‌های تورمی، بحران‌های ژئوپلیتیکی و رکودهای اقتصادی محسوب می‌شد. با این حال، رشد سریع بازار رمزارزها و سرمایه‌گذاری‌های مرتبط با هوش مصنوعی باعث شده نسل جدیدی از سرمایه‌گذاران گزینه‌های متفاوتی را برای حفظ ارزش دارایی‌های خود انتخاب کنند.

به همین دلیل برخی تحلیلگران معتقدند بخشی از سرمایه‌هایی که در گذشته به بازار طلا وارد می‌شد، اکنون به سمت دارایی‌های دیجیتال و فناوری‌های نوظهور حرکت کرده است.

وال‌استریت چه پیش‌بینی‌ برای آینده دارد؟

پس آیا دوران طلایی طلا به پایان رسیده است؟

هنوز نه.

در میان تمام نشانه‌های منفی، یک بازیگر مهم همچنان از بازار حمایت می‌کند؛ بانک‌های مرکزی.

آمارها نشان می‌دهد بانک‌های مرکزی جهان در سه‌ماهه نخست سال با سریع‌ترین سرعت بیش از یک سال اخیر به ذخایر طلای خود افزوده‌اند و بسیاری از آنها همچنان قصد ادامه خرید را دارند.

چرا این موضوع اهمیت دارد؟

پاسخ روشن است؛ بانک‌های مرکزی از بزرگ‌ترین خریداران طلا در جهان هستند. زمانی که این نهادها به خرید طلا ادامه می‌دهند، بخشی از عرضه موجود در بازار جذب می‌شود و فشار فروش کاهش می‌یابد. به همین دلیل، خرید بانک‌های مرکزی می‌تواند مانند یک سپر حمایتی عمل کند و مانع افت شدیدتر قیمت‌ها شود.

به بیان ساده، در حالی که برخی سرمایه‌گذاران در حال فروش طلا هستند، بانک‌های مرکزی هنوز این فلز را به عنوان بخشی مهم از ذخایر خود می‌بینند و همین موضوع می‌تواند از بازار حمایت کند.

دویچه بانک در گزارشی تأکید کرده است:

تنها ستون قدرتمندی که همچنان پابرجاست، تقاضای بانک‌های مرکزی است.

اکنون بازار طلا در نقطه‌ای حساس ایستاده است؛ از یک سو نرخ‌های بهره بالا، دلار قدرتمند، خروج سرمایه از صندوق‌ها و تغییر ذائقه سرمایه‌گذاران فشار سنگینی بر قیمت‌ها وارد می‌کنند و از سوی دیگر خرید بانک‌های مرکزی همچنان نقش یک سپر حمایتی را بازی می‌کند.

بنابراین پرسش نهایی همچنان بی‌پاسخ مانده است: آیا سقوط اخیر تنها یک اصلاح بزرگ در دل روند صعودی چندساله است یا آغاز دوره‌ای جدید برای بازاری که سال‌ها نماد امنیت و ثبات در اقتصاد جهانی بود؟

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.