سقوط پیشبینی درباره قیمت طلا؛ رویای ۵۵۰۰ دلاری رنگ باخت؟
به گزارش زومان، طلا روز چهارشنبه ۳ تیر ۱۴۰۵ (۲۴ ژوئن ۲۰۲۶) به محدوده ۴۰۷۰ دلار در هر اونس رسید؛ یکی از پایینترین سطوح خود در هفتههای اخیر. این در حالی است که جهان هنوز از تبعات جنگ ایران و اسرائیل فاصله نگرفته، مذاکرات تهران و واشنگتن در مرکز توجه بازارها قرار دارد و نااطمینانیهای ژئوپلیتیک همچنان بالاست.
برای بسیاری از سرمایهگذاران این اتفاق عجیب به نظر میرسد. مگر نه اینکه طلا در زمان بحرانها پناهگاه سرمایه است؟ پس چرا فلز زرد در شرایطی که هنوز ریسکهای سیاسی کاملاً از بین نرفتهاند، مسیر نزولی را انتخاب کرده است؟
پاسخ را باید بیرون از بازار طلا جستوجو کرد؛ در ساختمان فدرال رزرو آمریکا.
از اواخر خرداد ۱۴۰۵ (اواسط ژوئن ۲۰۲۶) بازارها به این جمعبندی رسیدند که فدرال رزرو تحت ریاست کوین وارش دستکم در کوتاهمدت قصد کاهش نرخ بهره را ندارد و حتی احتمال افزایش مجدد نرخها نیز مطرح شده است. پس از نشست اخیر بانک مرکزی آمریکا، معاملهگران احتمال افزایش نرخ بهره در ماه سپتامبر ۲۰۲۶ را به شکل محسوسی بالا بردند.
برای طلا این خبر خوشایندی نیست.
طلا برخلاف سپرده بانکی یا اوراق خزانه سودی پرداخت نمیکند. زمانی که نرخ بهره بالا میرود، نگهداری داراییهایی که سود دارند جذابتر میشود و بخشی از سرمایه از بازار طلا خارج میشود. به همین دلیل اقتصاددانان معمولاً میگویند بزرگترین رقیب طلا نه نقره است و نه بیتکوین؛ بلکه نرخ بهره آمریکاست.
همزمان دلار آمریکا نیز به بالاترین سطح خود در حدود ۱۳ ماه اخیر رسیده است. وقتی دلار قویتر میشود، خرید طلا برای سرمایهگذاران غیرآمریکایی گرانتر تمام میشود و تقاضای جهانی کاهش مییابد.
اما ماجرا فقط به نرخ بهره محدود نیست.
در روزهای اخیر بازار سهام آمریکا نیز با فشار فروش مواجه شده است؛ بهویژه سهام فناوری و شرکتهای نیمهرسانا که نقش مهمی در شاخص نزدک دارند. افت بازار سهام باعث شده بخشی از سرمایهگذاران برای تأمین نقدینگی، بخشی از داراییهای طلای خود را نیز بفروشند. اتفاقی که در بحرانهای مالی سابق نیز بارها دیده شده است؛ زمانی که سرمایهگذاران هر آنچه نقدشوندگی بالاتری دارد را میفروشند تا پاسخگوی نیازهای کوتاهمدت خود باشند.
همین مجموعه عوامل باعث شده برخی از بزرگترین بانکهای سرمایهگذاری جهان نیز انتظارات خود را تعدیل کنند.
گلدمن ساکس پیشبینی قیمت طلا در پایان سال ۲۰۲۶ را از ۵۴۰۰ دلار به ۴۹۰۰ دلار کاهش داده است. دویچه بانک نیز برآورد خود برای سهماهه سوم سال ۲۰۲۶ را از حدود ۵۵۰۰ دلار به ۴۳۰۰ دلار رسانده و هشدار داده در صورت ادامه سیاستهای انقباضی فدرال رزرو، حتی سطح ۳۸۰۰ دلار نیز دور از ذهن نیست.
البته این بانکها هنوز سقوط بلندمدت طلا را پیشبینی نمیکنند. نکته مهم اینجاست که حتی پس از کاهش برآوردها، اهداف قیمتی آنها همچنان بالاتر از قیمت فعلی بازار است. به بیان دیگر، والاستریت نمیگوید عصر طلا به پایان رسیده؛ بلکه معتقد است موتور اصلی رشد طلا فعلاً خاموش شده است.
در این میان تنها نقطه اتکای بازار همچنان خرید بانکهای مرکزی است. کشورهایی مانند چین، هند و برخی اقتصادهای نوظهور هنوز به خرید طلا ادامه میدهند و همین موضوع مانع از آن شده که ریزش قیمتها به یک سقوط آزاد تبدیل شود.
شاید مهمترین درس اتفاقات اخیر این باشد که بازار طلا همیشه به اخبار جنگ و سیاست واکنش نشان نمیدهد. گاهی آنچه قیمت طلا را تعیین میکند نه صدای انفجار در خاورمیانه، بلکه چند جمله در بیانیه بانک مرکزی آمریکاست.
فعلاً به نظر میرسد معاملهگران بیش از آنکه به تهران و واشنگتن نگاه کنند، چشم به ساختمان فدرال رزرو دوختهاند. و تا زمانی که نرخ بهره در آمریکا در مسیر صعودی باشد، طلا روزهای آسانی پیش رو نخواهد داشت.