احتمال جنگ دوباره ایران و آمریکا؛ وزن سه سناریو پس از شکست ترامپ
شواهد تازه از بنبست توافق با ایران حکایت دارد؛ برآورد های تحلیلی، احتمال حمله دوباره آمریکا و ادامه محاصره را نزدیک به هم نشان میدهد.
دونالد ترامپ در انتخابات شکست خورده، اما راه خروجش از جنگ ایران هموارتر نشده است. در واشنگتن، هزینه سیاسی حمله دوباره بالا رفته و در تهران، نشانههایی از سختترشدن فضای توافق هستهای دیده میشود. نتیجه وضعیتی است که در آن احتمال صلح پایدار پایین مانده و دو گزینه دیگر، یعنی ادامه محاصره دریایی و بازگشت به جنگ گسترده، تقریباً به یک اندازه جدی هستند.
این نتیجه با انتظار اولیه بازارها پس از انتخابات آمریکا تفاوت دارد. کاهش شدید قیمت نفت نشان داد معاملهگران احتمال پایان جنگ یا دستکم کاهش تنش را جدی گرفتهاند. اما آنچه در بازار انرژی بهعنوان امید به صلح دیده شد، هنوز در مواضع تهران و واشنگتن پشتوانه محکمی پیدا نکرده است.
بررسی زومان از گزارشهای منتشرشده پس از انتخابات سوم نوامبر (۱۲ آبان)، تحلیل کارشناسان سیاست خارجی و اطلاعات بهدستآمده از روند میانجیگری نشان میدهد مشکل اصلی دیگر صرفاً انتخاب میان جنگ و مذاکره نیست. ترامپ برای پایان جنگ به توافقی نیاز دارد که بتواند آن را پیروزی معرفی کند؛ توافقی که نشانههای موجود، دستیابی به آن را دشوار نشان میدهند.
فاصلهای که میانجیها پر نکردند
در روزهای پیش از انتخابات، میانجیهای قطری برای جلوگیری از بازگشت جنگ تلاش کردند. گزارشهای اکسیوس از رفتوآمد پیشنهادها میان دو طرف حکایت داشت، اما اطلاعاتی که از روند اخیر میانجیگری به زومان رسیده، نشان میدهد این تلاشها به توافق نرسیده است.
اختلاف اصلی به سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده ایران بازمیگردد.بر اساس اطلاعات یک منبع مطلع از روند مذاکرات، تهران انتقال این ذخایر به خارج از کشور یا رقیقسازی آنها را نمیپذیرد. در مواضعی که این منبع تشریح کرده، ازسرگیری بازرسیهای بینالمللی یکی از معدود زمینههای انعطاف ایران است. بااینحال، واشنگتن خواهان تعیین تکلیف خود مواد غنیشده است؛ موضوعی که بازگشت بازرسان بهتنهایی آن را حل نمیکند.
این شکاف اهمیت بیشتری پیدا میکند وقتی شروط ایران برای پایان جنگ را نیز در نظر بگیریم.محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، گفته است هفت شرط ایران همچنان پابرجاست و حتی مطالبات دیگری نیز به آنها افزوده شده است. به گفته او، ابتدا باید این شروط اجرا شوند و سپس میتوان درباره تعهدات هستهای و ادامه عضویت ایران در پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای مذاکره کرد.
در میان مطالبات مطرحشده از سوی تهران، پایان محاصره، رفع محدودیتهای اقتصادی و تعیین تکلیف وضعیت تنگه هرمز جایگاه مهمی دارند. موضوع جبران خسارتهای جنگ نیز از جمله خواستههای ایران بوده است.
برای ترامپ، پذیرش چنین مطالباتی بدون گرفتن امتیازی روشن در پرونده هستهای دشوار خواهد بود. او جنگ را با هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای توجیه کرده است. اگر در پایان ماهها درگیری، محاصره را بردارد و محدودیتهای اقتصادی را کاهش دهد، اما نتواند دستاورد مشخصی درباره ذخایر اورانیوم ارائه کند، مخالفانش خواهند پرسید جنگ چه نتیجهای داشته است.
در تهران نیز ترتیب مذاکرات اهمیت دارد. وقتی اجرای شروط پایان جنگ بر گفتوگو درباره تعهدات هستهای مقدم دانسته میشود، حتی توافق بر سر دستور کار مذاکرات دشوار خواهد شد.
به این ترتیب، شکست تلاش اخیر میانجیها تنها یک ناکامی دیپلماتیک نیست. نشانهای است از اینکه حداقل خواستههای دو طرف هنوز به یکدیگر نزدیک نشدهاند.
هزینه تازه معامله بر سر اورانیوم
در همین روزها، بحثی در فضای سیاسی ایران برجسته شده که ممکن است فاصله موجود را بیشتر کند.محمدجواد حاجعلیاکبری، امام جمعه موقت تهران، در خطبههای جمعه ۳۰ اکتبر (۸ آبان)، بازنگری در دکترین هستهای را یک مطالبه ملی توصیف کرد. او از کارشناسان و نهادهای مسئول خواست موضوع را بررسی کنند و پیشنهادهای خود را برای تصمیمگیری نهایی به رهبری ارائه دهند.
حاجعلیاکبری همچنین مدعی شد در برخی نظرسنجیهای پیشین، بیش از ۷۰ درصد پاسخدهندگان از بازنگری در دکترین حمایت کردهاند. جزئیات این نظرسنجیها و روش انجام آنها روشن نیست و نمیتوان این ادعا را معادل حمایت عمومی از ساخت سلاح هستهای دانست.
در مجلس نیز مواضعی درباره تغییر دکترین و حتی خروج از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای مطرح شده است.
البته محسن رضایی در گفتوگوی تلویزیونی تصریح کرده که هنوز هیچ تصمیم رسمی برای تغییر دکترین گرفته نشده است. او در عین حال توضیح داده بحثی در داخل جریان دارد که اگر جنگ دیگری آغاز شود، آیا ایران باید همان دکترین پیشین را حفظ کند یا نه.
این تمایز مهم است. ایران هنوز تغییر رسمی سیاست هستهای را اعلام نکرده و نمیتوان از سخنان یک امام جمعه یا چند نماینده، تصمیم نهایی حاکمیت را نتیجه گرفت.
اما برای سنجش احتمال توافق، تنها تصمیم رسمی اهمیت ندارد. فضای سیاسیای که مذاکرهکنندگان در آن فعالیت میکنند نیز تعیینکننده است.
وقتی بازنگری در دکترین هستهای از تریبون نماز جمعه بهعنوان مطالبه مطرح میشود، معامله بر سر ذخایر اورانیوم میتواند در داخل کشور هزینه بیشتری پیدا کند. مذاکرهکنندهای که بخواهد انتقال یا رقیقسازی مواد را بپذیرد، باید توضیح دهد چرا در شرایطی که بخشی از نیروهای سیاسی خواستار سختترشدن سیاست هستهای هستند، چنین امتیازی داده شده است.
ممکن است طرح این مطالبات با هدف افزایش قدرت چانهزنی تهران باشد، نه آمادهسازی برای تغییر دکترین. بااینحال، حتی در این صورت نیز یک خطر وجود دارد: مطالبهای که برای گرانترکردن امتیاز مطرح میشود، میتواند عقبنشینی بعدی را دشوارتر کند.
این یکی از مهمترین نشانهها برای ارزیابی شانس صلح است. شکست انتخاباتی ترامپ، نیاز او به پایان جنگ را افزایش داده، اما تحولات سیاسی در ایران لزوماً امکان امتیازدهی را بیشتر نکرده است.
ارتش آماده است، ترامپ هنوز تصمیم نگرفته
اگر توافق دور از دسترس باشد، آیا جنگ دوباره محتملتر میشود؟گزارش پنجم نوامبر (۱۴ آبان) اکسیوس نشان میدهد گزینه نظامی همچنان روی میز است. به نوشته این رسانه، ارتش آمریکا در حال تکمیل مقدمات احتمالی ازسرگیری عملیات گسترده علیه ایران است و تجهیزات بیشتری نیز به منطقه اعزام میشود.
این آمادهسازیها را نمیتوان نادیده گرفت، اما میان آمادهبودن ارتش و تصمیم رئیسجمهور برای حمله فاصله وجود دارد.
ترامپ دوم نوامبر (۱۱ آبان)، یک روز پیش از انتخابات، به اکسیوس گفته بود برای تصمیمگیری درباره ازسرگیری حملات عجله ندارد. او در همان مصاحبه از فشار اقتصادی واردشده به ایران دفاع کرده بود.
شکست انتخاباتی حالا محاسبات او را پیچیدهتر کرده است.رویترز در چهارم نوامبر (۱۳ آبان) گزارش داد پیروزی دموکراتها در هر دو مجلس کنگره، موقعیت سیاسی ترامپ را تضعیف کرده است. جنگ و افزایش قیمت سوخت از عواملی بودند که به نارضایتی رأیدهندگان دامن زدند. خود ترامپ و معاونش جیدی ونس نیز به نقش جنگ در شکست جمهوریخواهان اذعان کردهاند.
در چنین شرایطی، حمله تازه میتواند بار دیگر قیمت انرژی را افزایش دهد و فشار سیاسی بر کاخ سفید را بیشتر کند. با آغاز به کار کنگره جدید در ژانویه ۲۰۲۷ (دی ۱۴۰۵) نیز نظارت و فشار سیاسی دموکراتها بر دولت افزایش خواهد یافت.
اما تحلیلگران درباره اثر شکست انتخاباتی بر تصمیم ترامپ اتفاقنظر ندارند.عبدالعزیز صقر، رئیس مرکز پژوهشهای خلیج فارس، به رویترز گفته است شکست جمهوریخواهان حتی ممکن است انگیزه ترامپ برای حمله را افزایش دهد. استدلال او این است که رئیسجمهور آمریکا پس از انتخابات، ملاحظات انتخاباتی کمتری دارد و ممکن است برای ثبت یک پیروزی در کارنامه خود به تشدید جنگ فکر کند.
در مقابل، منابع نزدیک به دولتهای خلیج فارس به رویترز گفتهاند شکست ترامپ میتواند او را به سمت توافق سوق دهد، زیرا حمله گسترده در شرایط تازه هزینه بیشتری خواهد داشت.
هر دو برداشت بخشی از واقعیت را توضیح میدهند. ترامپ اکنون دلایل بیشتری برای پرهیز از جنگ دارد، اما همزمان نمیخواهد پایان بحران بهعنوان شکست او ثبت شود.
نتیجه این است که شکست انتخاباتی، بهتنهایی، نه نشانه قطعی صلح است و نه مقدمه حتمی حمله.
محاصره برای خریدن زمان
در میان این دو انتخاب دشوار، ادامه وضعیت موجود مزیتی دارد که نباید دستکم گرفته شود: ترامپ برای حفظ آن به تصمیم تازهای نیاز ندارد.
آمریکا میتواند محاصره دریایی و تحریمها را ادامه دهد، حضور نظامی خود را حفظ کند و همزمان تماسهای دیپلماتیک را باز بگذارد. در این مسیر، واشنگتن نه شروط تهران را پذیرفته و نه جنگ گسترده دیگری آغاز کرده است.
این گزینه در دولت ترامپ نیز حامی دارد.اکسیوس دوم نوامبر گزارش داد اسکات بسنت، وزیر خزانهداری، جان رتکلیف، رئیس سیا، و مارکو روبیو، وزیر خارجه، از ادامه فشار اقتصادی و حفظ وضعیت بدون جنگ گسترده و بدون توافق حمایت میکنند. در مقابل، ونس و استیو ویتکاف بیشتر به دنبال توافق بودهاند و پیت هگست، وزیر دفاع، از گزینه نظامی حمایت کرده است.
این اختلاف نشان میدهد بحث بر سر ادامه محاصره، صرفاً یک احتمال بیرونی نیست؛ یکی از مسیرهای مورد حمایت در حلقه تصمیمگیری کاخ سفید است.منطق آن هم روشن است. اگر فشار اقتصادی بتواند در ماههای آینده موضع ایران را تغییر دهد، ترامپ شاید بدون پذیرش هزینه جنگ تازه به امتیاز مورد نظرش برسد.
اما یک مشکل باقی میماند: هنوز شواهد محکمی وجود ندارد که محاصره، تهران را به پذیرش انتقال یا رقیقسازی ذخایر اورانیوم نزدیک کرده باشد.
افزون بر این، ادامه انسداد و محدودیتهای تنگه هرمز هزینهای فراتر از اقتصاد ایران دارد. تجارت منطقه، عرضه انرژی و اقتصاد جهانی نیز از تداوم بحران آسیب میبینند. کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهان پایان جنگ هستند، اما نگران توافقی نیز هستند که آزادی کشتیرانی را تضمین نکند.
به همین دلیل، ادامه محاصره شاید برای ترامپ راهی برای خریدن زمان باشد، اما زمان بهخودیخود اختلاف هستهای را حل نمیکند.اگر کاخ سفید به این نتیجه برسد که فشار اقتصادی دیگر امتیاز تازهای به همراه ندارد، همان گزینهای که امروز به تصمیمگیری فوری نیاز ندارد، ممکن است به بنبست برسد.
کفه ترازو به کدام سمت است؟
با کنار هم گذاشتن گزارشهای منتشرشده پس از انتخابات، مواضع علنی تصمیمگیران و اطلاعات موجود از روند میانجیگری، احتمال سه مسیر اصلی را برای ۳۰ روز آینده چنین برآورد می شود:
توضیح نمودار:توضیح نمودار: این درصدها برآورد تحلیلی از سه مسیر پیش روی ایران و آمریکا در ۳۰ روز آینده، از ۱۴ آبان ۱۴۰۵، هستند و نه پیشبینی آماری. فاصله زیاد مطالبات هستهای و شروط پایان جنگ، احتمال توافق پایدار را کاهش داده است. در مقابل، هزینه سیاسی حمله دوباره برای ترامپ از یکسو و آمادگی نظامی آمریکا از سوی دیگر، احتمال جنگ و ادامه محاصره را نزدیک به هم نگه داشتهاند. بر این اساس، سهم هر یک از این دو سناریو ۴۵ درصد و توافق پایدار ۱۰ درصد برآورد شده است؛ وزنهایی که با تغییر شرایط میتوانند جابهجا شوند.
در این برآورد، ادامه محاصره به معنای نبود هرگونه درگیری نظامی نیست. حملات محدود یا برخوردهای پراکنده، تا زمانی که به جنگ گسترده تبدیل نشوند، در همین سناریو قرار میگیرند. از سوی دیگر، ازسرگیری مذاکرات یا حتی دستیابی به توافقی موقت، تا زمانی که به پایان پایدار بحران منجر نشود، در سناریوی صلح محاسبه نشده است.
با وجود وزن برابر جنگ و محاصره، این دو مسیر از یک نقطه آغاز نمیشوند. محاصره همین حالا برقرار است و ترامپ برای ادامه آن به تصمیم تازهای نیاز ندارد؛ اما ازسرگیری جنگ گسترده مستلزم تصمیمی جدید و پذیرش هزینههای سیاسی و نظامی آن است. به همین دلیل، حفظ وضعیت موجود را میتوان مسیر اولیه کاخ سفید دانست، بیآنکه احتمال تداوم آن در یک ماه آینده بیشتر از احتمال حمله باشد.
این برابری یک هشدار هم در خود دارد: ترامپ ممکن است امروز تصمیم به ادامه محاصره بگیرد، اما لزوماً تا یک ماه دیگر به همان تصمیم پایبند نماند. اگر فشار اقتصادی نتواند امتیاز تازهای از تهران بگیرد و مسیر توافق نیز بسته بماند، محاصره ممکن است از ابزاری برای خرید زمان به مقدمه تصمیم نظامی تازه تبدیل شود.
بنبستی که میتواند خطرناکتر شود
شکست انتخاباتی ترامپ یک واقعیت را تغییر داده است: ادامه جنگ اکنون برای رئیسجمهور آمریکا هزینه سیاسی بیشتری دارد. اما این شکست، اختلاف بر سر ذخایر اورانیوم و شروط پایان جنگ را برطرف نکرده است.
در تهران نیز بحث تغییر دکترین هستهای، حتی بدون آنکه به تصمیم رسمی منجر شده باشد، میتواند هزینه سیاسی امتیازدهی را افزایش دهد. به همین دلیل، نیاز بیشتر دو طرف به خروج از بحران الزاماً به معنای نزدیکترشدن توافق نیست.
در چنین وضعیتی، ادامه محاصره احتمالاً نخستین انتخاب عملی ترامپ خواهد بود. اما دوام این انتخاب به یک پرسش وابسته است: آیا کاخ سفید همچنان باور دارد که فشار اقتصادی میتواند امتیازی به دست آورد که جنگ تاکنون نتوانسته است؟
اگر پاسخ منفی شود، احتمال تغییر مسیر افزایش خواهد یافت.خطر اصلی در کوتاهمدت فقط صدور فرمان حمله نیست؛ فرسودهشدن گزینه محاصره نیز هست. ترامپ ممکن است فعلاً تصمیم نهایی را عقب بیندازد، اما اگر تهران از خطوط قرمز خود عقب ننشیند و فشار اقتصادی نیز نتیجه تازهای ندهد، جنگ بار دیگر میتواند به انتخابی نزدیکتر تبدیل شود.
فعلاً صلح کماحتمالترین مسیر است. بحران ادامه دارد و آنچه میان جنگ و محاصره تعیینکننده خواهد بود، نه نتیجه انتخابات بهتنهایی، بلکه قضاوت ترامپ درباره میزان اثرگذاری فشار بر ایران است.