پرش به محتوای اصلی

فروپاشی امنیت در خلیج فارس؛ آزمون سخت برای اعراب

مطالعه ۵ دقیقه
جنگنده‌های آمریکا و ناوهای جنگی در خلیج فارس

جنگ با ایران، اطمینان کشورهای خلیج فارس به چتر امنیتی آمریکا و تاب‌آوری اقتصادشان را زیر سؤال برده؛ آیا آن‌ها برای نظم تازه منطقه آماده‌اند؟

پرونده راهبردی موسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک (IISS) که قرار است دو هفته دیگر در ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶ با عنوان خلیج فارس در جنگ منتشر شود، به بررسی این موضوع پرداخته که جنگ چگونه محیط امنیتی کشورهای خلیج فارس را دگرگون کرده و چه تأثیری بر روابط آن‌ها با شرکای خارجی‌شان گذاشته است. همچنین در این فصل به کارآمدی و محدودیت‌های اقداماتی می‌پردازد که کشورهای خلیج فارس برای مهار ایران و کاهش پیامدهای جنگ به کار گرفته‌اند.

در شرحی بر این پرونده آمده است: در دو دهه گذشته، بحران‌های پی‌درپی بر اهمیت جهانی کشورهای خلیج فارس ــ بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی ــ افزوده‌اند. در جریان بحران مالی جهانی سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ و همچنین همه‌گیری کوویدـ۱۹، ثروت صندوق‌های سرمایه‌گذاری ملی کشورهای خلیج فارس نقش مهمی در حفظ شتاب جریان‌های سرمایه‌گذاری جهانی ایفا کرد. هم‌زمان با خشک‌شدن منابع اعتبار خصوصی، کشورهای خلیج فارس به تأمین‌کنندگان «سرمایه صبور» تبدیل شدند؛ جایگاهی که تحسین بین‌المللی را برای آن‌ها به همراه داشت و دولت‌ها و شرکت‌های چندملیتی خواهان دسترسی به سرمایه خلیج فارس را به سوی آن‌ها جذب کرد.

دگرگونی نظم منطقه‌ای اعراب

از نظر ژئوپلیتیکی، دگرگونی نظم منطقه‌ای عربی در پی خیزش‌های عربی سال ۲۰۱۱، زمینه را برای گسترش نفوذ منطقه‌ای کشورهای خلیج فارس ــ به‌ویژه قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی ــ فراهم کرد و آن‌ها را به بازیگرانی فعال‌تر و جسورتر در منطقه تبدیل کرد.

از سال ۲۰۱۸، هم‌زمان با تشدید رقابت قدرت‌های بزرگ میان چین، روسیه و ایالات متحده و آغاز فروپاشی نظم بین‌المللی مبتنی بر قواعد، به نظر می‌رسید کشورهای خلیج فارس برای سازگاری با شرایط جدید موقعیت ویژه‌ای دارند. آن‌ها با سیاست‌های خارجی منعطف و فرصت‌طلبانه توانستند در جایگاه بازیگرانی جهانی قرار گیرند که طرف‌های مختلف برای جلب نظرشان رقابت می‌کردند؛ بازیگرانی که در عرصه‌های متنوعی از مجامع چندجانبه و گروه ۲۰ گرفته تا بریکس فعالیت داشتند.

مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک (IISS) می‌گوید کوشیده در این پرونده راهبردی به این پرسش پاسخ دهد که آیا بحران کنونی ــ جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران در سال ۲۰۲۶ و پیامدهای آن ــ با بحران‌های پیشین تفاوت دارد؟ جنگ چه چیزی را درباره مشارکت‌های راهبردی و امنیتی کشورهای خلیج فارس، عملکرد دفاعی و تاب‌آوری اقتصادی آن‌ها آشکار کرده است؟ این جنگ چگونه سیاست خارجی، اولویت‌های دفاعی و جاه‌طلبی‌های اقتصادی آن‌ها را از نو تعریف خواهد کرد؟

تعیین ابعاد و پیامدهای بحران ناشی از جنگ ایران

کشورهای خلیج فارس بیشترین بار تلافی نظامی ایران در واکنش به تجاوز آمریکا و اسرائیل را متحمل شده‌اند و به دلیل اختلال در کشتیرانی در تنگه هرمز، با زیان‌های اقتصادی چشمگیری روبه‌رو هستند.

جنگ ایران، به‌عنوان مخرب‌ترین درگیری و عامل عمیق‌ترین اختلال اقتصادی‌ که این کشورها در بخش عمده قرن بیستم و بیست‌ویکم تجربه کرده‌اند، احتمالاً تأثیری ماندگار بر سیاست خارجی، دفاعی و اقتصادی آن‌ها خواهد گذاشت.

کشورهای خلیج فارس اقتصادهایی با پیوندهای جهانی ساخته‌اند که نقش مهمی در زنجیره‌های ارزش بین‌المللی انرژی، صنعت و لجستیک دارند. آن‌ها از اوایل دهه ۱۹۹۰، ساختارهای دفاعی و امنیت ملی خود را بر این فرض بنا کرده‌اند که تضمین‌های امنیتی آمریکا معتبر خواهد بود و نیروهای نظامی این کشور به‌صورت مستمر در خاک آن‌ها حضور خواهند داشت. هم‌زمان با افزایش اهمیت اقتصادی و راهبردی کشورهای خلیج فارس، آن‌ها روی این فرض نیز حساب کرده‌اند که نقش ضروری‌شان در امنیت جهانی انرژی، سرمایه‌گذاری‌های خارجی و نفوذشان در پایتخت‌های جهان، آن‌ها را به بازیگرانی «بیش از حد بزرگ برای شکست» تبدیل می‌کند؛ به این معنا که قدرت‌های خارجی در صورت بروز بحران یا درگیری ناگزیر به کمکشان خواهند آمد.

این کشورها با اطمینان به امنیت خود، چشم‌اندازهای اقتصادی بلندپروازانه‌ای را تدوین کرده‌اند که با تکیه بر فناوری، قرار است آن‌ها را به دوران پس از هیدروکربن‌ها برساند.

تز اصلی پرونده «خلیج فارس در جنگ» این است که جنگ ایران این فرض‌ها را به چالش کشیده و الگوهای کشورهای خلیج فارس در حوزه‌های سیاست خارجی، دفاع و اقتصاد را به مرز توانایی‌هایشان رسانده است. مهم‌تر از همه، این جنگ احساس اطمینانی را خدشه‌دار کرده که کشورهای خلیج فارس در برابر جوامع خود و مخاطبان جهانی به نمایش گذاشته بودند.

کشورهای خلیج فارس در طول جنگ، تصویری بیرونی از تاب‌آوری و استواری خود به نمایش گذاشته‌اند. شمار تلفات در آن‌ها اندک بوده است؛ جامعه دچار وحشت نشده و اقدام‌های خیابانی موفقی که ایران محرک آن‌ها باشد، رخ نداده است. اختلال در زندگی عادی، با وجود واقعی‌بودن، بحرانی نبوده و خدمات دولتی نیز بدون وقفه ادامه یافته‌اند.

با وجود این‌ها، آینده امنیت و رفاه این کشورها در معرض خطر قرار دارد.

آن‌ها تاکنون اقدام‌های اضطراری سریعی انجام داده‌اند؛ از جمله تقویت ائتلاف‌های منطقه‌ای، دستیابی به توانمندی‌های بیشتر برای مقابله با وسایل پرنده بدون سرنشین (پهپادها)، افزایش ظرفیت زیرساخت‌های جایگزین برای دورزدن مسیرهای مختل‌شده و پراکنده‌سازی پروژه‌های برنامه‌ریزی‌شده زیرساختی حیاتی.

با این حال، کار دشوار هنوز در پیش است: کشورهای خلیج فارس به بازنگری در سیاست‌ خارجی خود و بازتنظیم کردن آن نیازمندند؛‌ ساختار نیروهای نظامی‌شان هم باید به‌طور اساسی بازنگری شود و اولویت‌های اقتصادی خود را دوباره تعریف کنند تا در محیطی بسیار بی‌ثبات‌تر، تاب‌آوری و قدرت بیشتری به دست آورند.

به محتوای این مطلب چه امتیازی میدی؟

نظر شما برامون مهمه و به بهتر شدن کیفیت مطالب کمک می‌کنه.

۱ - بسیار بد۱۰ - بسیار خوب

نظرات