پرش به محتوای اصلی

نقشه حمله به قلب انرژی ایران؛ تهدید ترامپ تا کجا جدی است؟

اکسیوس از آماده‌سازی ارتش آمریکا برای حمله به زیرساخت‌های ایران خبر داده است؛ تهدیدی که تجربه جنگ‌های اخیر، هزینه احتمالی آن را برای منطقه آشکار کرده است.
مطالعه ۱۳ دقیقه
دونالد ترامپ (Donald Trump) در حال سخنرانی پشت تریبون ریاست‌جمهوری آمریکا

پنتاگون برای حمله احتمالی به زیرساخت‌های ایران آماده می‌شود؛ تهدیدی که ممکن است دامنه جنگ را به تأسیسات انرژی خلیج فارس بکشاند.

هنوز فرمانی برای حمله تازه به ایران صادر نشده، اما در پنتاگون تدارک جنگی در جریان است که ممکن است این بار تأسیسات انرژی، زیرساخت‌های حیاتی و مراکز هسته‌ای ایران را هدف بگیرد. خبر را باراک راوید، خبرنگار اکسیوس، از قول مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی منتشر کرده است. برای تهران، اصل تهدید تازگی ندارد؛ ترامپ پیش‌تر نیز وعده حمله به چنین اهدافی را داده بود، هرچند در چند مقطع از اجرای کامل آن خودداری کرد. تفاوت این بار در انتشار خبر آماده‌سازی ارتش، هم‌زمان با توقف پیشرفت مذاکرات و نزدیک‌شدن انتخابات آمریکا و اسرائیل است.

راوید که به دلیل ارتباط با مقام‌های کاخ سفید و دولت اسرائیل به یکی از خبرنگاران شناخته‌شده تحولات خاورمیانه تبدیل شده، روز چهارشنبه ۷ اکتبر (۱۵ مهر) گزارش داد که پنتاگون چند روز پیش به فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا دستور داده آماده‌سازی برای ازسرگیری عملیات رزمی گسترده در ایران را تکمیل کند.

در گزارش او، اهداف احتمالی عملیات بیش از خود دستور جلب توجه می‌کنند. منابع آمریکایی و اسرائیلی گفته‌اند اگر جنگ از سر گرفته شود، انتظار می‌رود بمباران سنگین تأسیسات انرژی، زیرساخت‌های حیاتی و مراکز هسته‌ای ایران در دستور کار باشد. چنین حملاتی می‌توانند بخش‌هایی از اقتصاد ایران را درگیر کنند که بازسازی آنها، برخلاف بسیاری از مواضع نظامی، ممکن است ماه‌ها یا سال‌ها زمان ببرد.

با وجود این آماده‌سازی‌ها، هنوز تصمیمی برای آغاز حمله گرفته نشده و زمانی هم برای آن تعیین نشده است. واکنش پنتاگون به گزارش اکسیوس محتاطانه بود. یکی از مقام‌های وزارت دفاع آمریکا، بدون تأیید یا تکذیب دستور تازه، به این توضیح بسنده کرد که وظیفه پنتاگون تهیه و ارائه گزینه‌های نظامی به رئیس‌جمهور است.

چند روز پیش از انتشار خبر، اعضای ارشد تیم امنیت ملی ترامپ برای چند ساعت در کمپ دیوید گرد هم آمده بودند. یک مقام اسرائیلی به راوید گفته است که بخشی از نشست به احتمال ازسرگیری عملیات گسترده علیه ایران اختصاص داشت. مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، پس از نشست گفت موضوع گفت‌وگوها برنامه‌ریزی بلندمدت سیاست خارجی بوده است.

هم‌زمان، میانجی‌های قطری همچنان منتظر پاسخ تهران به پیشنهاد متقابل آمریکا بودند؛ پیشنهادی که به گفته اکسیوس، شامل مطالبه امتیازهای هسته‌ای از ایران است. تماس‌های ترامپ و بنیامین نتانیاهو نیز پس از چند هفته وقفه افزایش یافته بود. رئیس‌جمهور آمریکا روز چهارشنبه برای دومین بار در چند روز اخیر با نخست‌وزیر اسرائیل گفت‌وگو کرد؛ تماسی که پس از نشست نتانیاهو با تیم امنیت ملی خود درباره ایران انجام شد. نتانیاهو دو روز پیش از آن نیز با روبیو صحبت کرده بود.

i.guim.co.uk

از پل بی‌یک تا کارخانه‌های فولاد؛ چهره دیگر جنگ

تصویر پل بی‌یک کرج، با دهانه آسیب‌دیده و بخش‌هایی از سازه که در حمله هوایی تخریب شده بود، به یکی از تصاویر ماندگار جنگ اخیر تبدیل شد. آمریکا روز ۱۳ فروردین این پل را هدف قرار داد؛ سازه‌ای بزرگ در مسیر کنارگذر شمالی کرج که هنوز به بهره‌برداری کامل نرسیده بود. تصاویر تخریب آن به‌سرعت منتشر شد و برای بسیاری از مخاطبان، تهدید حمله به زیرساخت‌های ایران را از یک عبارت سیاسی به تصویری قابل مشاهده تبدیل کرد.

همه حملات به مسیرهای ارتباطی چنین خسارت ماندگاری بر جای نگذاشتند. مقام‌های داخلی اعلام کردند برخی خطوط ریلی و مسیرهای آسیب‌دیده ظرف چند ساعت تا دو روز دوباره قابل استفاده شدند یا مسیرهای جایگزین برای آنها فراهم شد. اما وضعیت پل بی‌یک متفاوت بود. ماه‌ها پس از حمله، بازسازی اصلی آن هنوز آغاز نشده بود و مسئولان پروژه هزینه مرمت را دو تا سه هزار میلیارد تومان و زمان موردنیاز را نزدیک به یک سال برآورد می‌کردند.

خسارت‌های جنگ البته به پل‌ها و مسیرهای ارتباطی محدود نماند. مجتمع‌های فولاد مبارکه اصفهان و فولاد خوزستان نیز هدف حملات اسرائیل قرار گرفتند. بررسی تصاویر ماهواره‌ای نشان داد بخش‌هایی از واحدهای ذوب، ریخته‌گری و احیای مستقیم آسیب دیده‌اند؛ بخش‌هایی که توقف فعالیتشان می‌تواند تولید یک مجتمع را مختل کند، حتی اگر همه ساختمان‌ها و تجهیزات آن از بین نرفته باشند.

رویترز در اواخر آوریل گزارش داد که بر اساس برآوردهای منتشرشده در ایران، حدود ۱۰ میلیون تن از ظرفیت سالانه تولید فولاد کشور، معادل ۲۵ تا ۳۰ درصد کل ظرفیت، از مدار خارج شده است. یکی از مدیران فولاد خوزستان نیز بازگشت واحدهای آسیب‌دیده به فعالیت را نیازمند شش ماه تا یک سال زمان دانسته بود.

در صنعت پتروشیمی، حملات به ماهشهر و عسلویه رسید. ارتش اسرائیل مدعی بود برخی واحدهای هدف‌گرفته‌شده در تولید مواد موردنیاز ساخت مواد منفجره و سوخت موشک‌ها نقش داشتند. مقام‌های اسرائیلی این حملات را بخشی از تلاش برای تضعیف منابع مالی و توان تولید تسلیحات ایران معرفی کردند، در حالی که تهران بر ماهیت صنعتی و غیرنظامی این مجموعه‌ها تأکید داشت. درباره کاربرد احتمالی دوگانه برخی محصولات صنعتی می‌توان بحث کرد، اما چنین ادعایی به‌تنهایی ماهیت همه واحدهای یک مجتمع یا مشروعیت حمله به آنها را تعیین نمی‌کند.

ترامپ در مواردی از حمله به تأسیسات اصلی نفتی خارک و نیروگاه‌های ایران خودداری کرد، اما پل‌ها، کارخانه‌های فولاد و مجتمع‌های پتروشیمی از حملات مصون نماندند. در مارس، اهداف نظامی جزیره خارک بمباران شدند، بی‌آنکه تأسیسات اصلی صادرات نفت آن هدف قرار گیرند. رئیس‌جمهور آمریکا همچنین در مقطعی حمله به نیروگاه‌ها را برای پنج روز به تعویق انداخت و هشدار داد اگر اختلال در تنگه هرمز ادامه پیدا کند، ممکن است تصمیم خود را درباره زیرساخت‌های نفتی خارک تغییر دهد.

اکنون منابع راوید از عملیاتی احتمالی سخن می‌گویند که دامنه اهداف آن گسترده‌تر توصیف شده است. تجربه کارخانه‌های فولاد و مجتمع‌های پتروشیمی نیز نشان داده که خسارت صنعتی را نمی‌توان تنها با شمار ساختمان‌های تخریب‌شده سنجید؛ گاهی آسیب به چند واحد کلیدی برای توقف بخش بزرگی از تولید کافی است.

چرا خبر راوید به جنگ روانی تعبیر می‌شود؟

باراک راوید سال‌هاست خبرهایی از مذاکرات پشت‌پرده، تماس‌های مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی و تصمیم‌های امنیتی واشنگتن منتشر می‌کند. دسترسی او به منابع دولتی باعث شده گزارش‌هایش مورد توجه قرار گیرند، اما همین ارتباط نزدیک، پرسشی را درباره زمان انتشار اطلاعات حساس مطرح می‌کند: مقام‌هایی که از تصمیم‌های امنیتی اطلاع دارند، چرا در یک مقطع مشخص بخشی از آن اطلاعات را در اختیار خبرنگار می‌گذارند؟

کسانی که خبر تازه اکسیوس را در چارچوب فشار روانی بر تهران تفسیر می‌کنند، بیش از هر چیز به زمان‌بندی آن توجه دارند. مذاکرات غیرمستقیم پیشرفت نکرده، میانجی‌های قطری منتظر پاسخ ایران هستند و درست در همین مقطع، گزارشی درباره آماده‌سازی ارتش آمریکا برای بمباران زیرساخت‌های حیاتی منتشر می‌شود. چنین خبری، حتی اگر به حمله منجر نشود، می‌تواند بر محاسبات تهران در مذاکرات اثر بگذارد.

هویت منابع نیز به این بحث دامن می‌زند. بخش اصلی گزارش اکسیوس بر اظهارات مقام‌های ناشناس آمریکایی و اسرائیلی استوار است. استفاده از منابع ناشناس در پوشش موضوعات امنیتی غیرمعمول نیست و بسیاری از اطلاعات حساس از همین مسیر به دست خبرنگاران می‌رسد. با این حال، مشخص نیست این مقام‌ها تا چه اندازه به تصمیم نهایی نزدیک‌اند یا چه انگیزه‌ای برای انتشار اطلاعات در این مقطع دارند.

برخی رسانه‌های ایرانی راوید را به انتشار گزارش‌هایی متهم کردند که بر انتظارات بازار از احتمال توافق تهران و واشنگتن اثر می‌گذاشت. این انتقادها نشان می‌داد خبرهای او در تهران صرفاً گزارش‌هایی درباره رفت‌وآمد دیپلمات‌ها تلقی نمی‌شوند.

نزدیکی انتخابات آمریکا و اسرائیل نیز بر حساسیت انتشار خبر افزوده است. اکسیوس نوشته ازسرگیری جنگ در سه تا چهار هفته آینده ممکن است بر انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر آمریکا اثر بگذارد، به‌ویژه اگر قیمت نفت افزایش پیدا کند. انتخابات اسرائیل نیز طبق گزارش، یک هفته زودتر برگزار خواهد شد.

وقتی ترامپ به اکسیوس تاخت

رابطه اکسیوس با کاخ سفید را نمی‌توان به رابطه رسانه‌ای مطیع و دولتی که خبرها را سفارش می‌دهد تقلیل داد. نمونه‌ای از این پیچیدگی در اواخر سپتامبر دیده شد؛ زمانی که اکسیوس گزارشی درباره احتمال کاهش بخشی از تحریم‌های ایران در چارچوب مذاکرات منتشر کرد.

ترامپ واکنش تندی نشان داد، گزارش را جعلی خواند و خواستار پس‌گرفتن آن شد. رئیس‌جمهور آمریکا تأکید کرد که چنین پیشنهادی به ایران نداده است. این برخورد نشان داد انتشار خبر در اکسیوس لزوماً با رضایت ترامپ همراه نیست، هرچند تکذیب رئیس‌جمهور نیز به‌خودی‌خود نادرستی گزارش اولیه را ثابت نمی‌کند.

درباره گزارش ۷ اکتبر، مقام کاخ سفید به جای تأیید صریح تصمیم برای حمله، گفته است ترامپ همه گزینه‌ها را در اختیار دارد. او در اظهاراتی که اکسیوس نقل کرده، مدعی شده آمریکا با کنترل تنگه هرمز و وضعیت اقتصادی ایران در موقعیت قدرتمندی قرار دارد و رئیس‌جمهور هر اقدامی را که به نفع آمریکا بداند انجام خواهد داد. این توصیف از وضعیت ایران و تنگه هرمز، موضع کاخ سفید است، نه ارزیابی مستقلی که صحت آن تأیید شده باشد.

مجله اتلانتیک نیز روز چهارشنبه گزارش داده بود که ترامپ در حال بررسی حمله به ایران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای است. بنابراین بحث گزینه نظامی تنها در اکسیوس مطرح نشده، اما انتشار گزارش مشابه در رسانه‌ای دیگر به معنای تأیید تمام جزئیات خبر راوید نیست.

وقتی هدف جنگ، اقتصاد می‌شود

گزارش اکسیوس و سایر رسانه ها نشان می دهد شاید در مقطع کنونی، زمان حمله مهم‌ترین پرسش نباشد؛ آنچه بیشتر به بررسی نیاز دارد، شکل عملیاتی است که پنتاگون برای آن آماده می‌شود.

در روایت راوید، سه دسته هدف کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند: مراکز هسته‌ای، تأسیسات انرژی و زیرساخت‌های حیاتی. قرار گرفتن این اهداف در یک فهرست، لزوماً به معنای وجود طرحی قطعی برای حمله به همه آنها نیست. اما اگر واشنگتن تصمیم بگیرد دامنه جنگ را از اهداف نظامی فراتر ببرد، این انتخاب می‌تواند نشانه تغییر در شیوه فشار بر ایران باشد.

در حمله به یک پایگاه نظامی، هدف معمولاً کاهش توان عملیاتی طرف مقابل است. اما آسیب‌زدن به پایانه صادرات نفت، پالایشگاه، نیروگاه یا مجموعه صنعتی، هزینه‌ای ایجاد می‌کند که ممکن است به درآمد دولت، تولید بنگاه‌ها و زندگی روزمره مردم منتقل شود. در چنین سناریویی، فشار نظامی از میدان نبرد به اقتصاد کشیده می‌شود.

این احتمال را می‌توان در چارچوب رویکردی بررسی کرد که ترامپ در سیاست خارجی خود بر آن تأکید داشته است: دستیابی به توافق از موضع قدرت. اگر تهدید نظامی برای گرفتن امتیاز کافی نباشد، ممکن است تشدید حملات به‌عنوان راهی برای بالا بردن هزینه مخالفت با شروط واشنگتن در نظر گرفته شود. با این حال، هنوز شواهدی در دست نیست که نشان دهد کاخ سفید تصمیم گرفته چنین راهبردی را در قبال ایران اجرا کند. آماده‌سازی گزینه‌های نظامی می‌تواند هم مقدمه عملیات باشد و هم ابزاری برای تقویت موقعیت مذاکره.

حتی اگر هدف افزایش فشار اقتصادی باشد، نتیجه آن قابل پیش‌بینی نیست. تخریب زیرساخت‌ها ممکن است منابع مالی و ظرفیت تولید یک کشور را محدود کند، اما تضمینی وجود ندارد که دولت هدف را به پذیرش شروط طرف مهاجم وادار سازد. تجربه جنگ‌های گذشته نیز رابطه ساده‌ای میان شدت خسارت اقتصادی و دستیابی به توافق سیاسی نشان نمی‌دهد.

در جنگ ایران و عراق، حملات مکرر به تأسیسات نفتی خارک بخشی از تلاش بغداد برای محدودکردن درآمد ارزی ایران بود. در سال ۱۹۹۱، تخریب گسترده چاه‌های نفت کویت خسارتی بر جای گذاشت که مهار آتش‌سوزی‌های آن ماه‌ها پس از پایان جنگ ادامه داشت. در هر دو مورد، تأسیسات انرژی به بخشی از میدان جنگ تبدیل شدند، اما پیامدهای اقتصادی تخریب به زمان عملیات محدود نماند.

نمونه‌های جدیدتر، تفاوت میان خسارت کوتاه‌مدت و اختلال طولانی را روشن‌تر می‌کنند. حمله سپتامبر ۲۰۱۹ به تأسیسات بقیق و خریص عربستان حدود پنج میلیون و ۷۰۰ هزار بشکه از تولید روزانه نفت این کشور، معادل نزدیک به شش درصد تولید جهانی، را به‌طور موقت متوقف کرد. قیمت برنت در نخستین معاملات پس از حمله حدود ۱۵ درصد جهش کرد، اما با بازگشت سریع‌تر از انتظار تولید و استفاده عربستان از ذخایر نفت، بخش بزرگی از نگرانی بازار فروکش کرد.

در مقابل، پس از حملات مارس ۲۰۲۶ به تأسیسات انرژی منطقه، مدیرعامل قطرانرژی اعلام کرد حدود ۱۷ درصد ظرفیت صادرات گاز طبیعی مایع قطر آسیب دیده و تعمیر برخی تجهیزات ممکن است سه تا پنج سال طول بکشد. برآورد اولیه شرکت از درآمد ازدست‌رفته نیز سالانه حدود ۲۰ میلیارد دلار بود. قیمت برنت در جریان آن حملات، در معاملات ۱۹ مارس تا ۱۱۹ دلار و ۱۳ سنت بالا رفت. این ارقام نشان می‌دهند پیامد اقتصادی حمله، بیش از آنکه فقط به شدت انفجار وابسته باشد، به نوع تجهیزات آسیب‌دیده و امکان جایگزینی یا تعمیر آنها بستگی دارد.

فشاری که ممکن است از مرزهای ایران عبور کند

برای واشنگتن، حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران با یک مسئله دیگر نیز همراه است: تهران پیش‌تر هشدار داده بود که در صورت هدف قرار گرفتن تأسیسات حیاتی‌اش، ممکن است زیرساخت‌های انرژی کشورهای منطقه را هدف بگیرد. حمله به پارس جنوبی و سپس آسیب به تأسیسات رأس لفان قطر در مارس، نشان داد چنین درگیری‌هایی چگونه می‌توانند از مرزهای یک کشور عبور کنند.

این خطر در مورد نفت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. پیش از جنگ، حدود یک‌پنجم مصرف جهانی نفت از تنگه هرمز عبور می‌کرد. حمله به تأسیسات صادراتی ایران، حتی اگر به توقف کامل تردد نفتکش‌ها منجر نشود، ممکن است خطر حملات متقابل را افزایش دهد و هزینه بیمه، حمل‌ونقل و تأمین انرژی را بالا ببرد.

افزایش قیمت نفت برای اقتصاد آمریکا نیز بی‌هزینه نیست. گرانی انرژی می‌تواند به قیمت بنزین و هزینه حمل‌ونقل منتقل شود و فشار تازه‌ای بر تورم مصرف‌کننده وارد کند؛ آن هم در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای ۳ نوامبر. در اسرائیل نیز انتخابات نزدیک است و اکسیوس به نقل از منابع خود نوشته که ازسرگیری جنگ ممکن است فضای رقابت انتخاباتی را تغییر دهد. به روایت این رسانه، ادامه وضعیت اضطراری می‌تواند از نظر سیاسی به سود نتانیاهو باشد و فرصت انتقاد رقبای او را محدود کند، هرچند این ارزیابی هنوز در حد یک سناریو است.

محاسبه حمله احتمالی به زیرساخت‌ها تنها به میزان خسارتی که آمریکا می‌تواند به اقتصاد ایران وارد کند محدود نمی‌شود. واشنگتن باید احتمال واکنش تهران، آسیب به تأسیسات انرژی همسایگان ایران و پیامدهای افزایش قیمت نفت را نیز در نظر بگیرد. هیچ‌یک از این پیامدها قطعی نیستند، اما تجربه حملات اخیر نشان داده که نمی‌توان آنها را از محاسبات کنار گذاشت.

با محدودترشدن پنجره دیپلماسی میان تهران و واشنگتن، بحث ازسرگیری جنگ بار دیگر در محافل سیاسی و رسانه‌ای شدت گرفته است. تا همین چندی پیش، خبرها بیشتر حول پیشنهادهای میانجی‌ها، امتیازهای احتمالی و راه‌های رسیدن به توافق می‌چرخید. اکنون، در حالی که مذاکرات هنوز به بن‌بست قطعی نرسیده، گزارش‌ها بیش از گذشته به آمادگی نظامی آمریکا و گزینه‌های پیش روی ترامپ می‌پردازند.

در این فضای تازه، گمانه‌زنی‌ها دیگر فقط درباره وقوع جنگ نیست؛ زمان آغاز آن و مهم‌تر از آن، شکل حمله احتمالی به موضوع بحث تبدیل شده است. گزارش راوید نیز از همین تغییر حکایت دارد: جنگی که ممکن است این بار تأسیسات انرژی و زیرساخت‌های اقتصادی ایران را در مقیاسی گسترده‌تر هدف بگیرد. هنوز معلوم نیست ترامپ از این تهدید برای گرفتن امتیاز در مذاکرات استفاده خواهد کرد یا سرانجام دستور اجرای آن را می‌دهد. اما در حالی که مسیر رسیدن به توافق دشوارتر شده، بحث درباره اهداف بمباران احتمالی جای بیشتری در خبرها پیدا کرده است؛ پیش از آنکه روشن شود آخرین تلاش‌های دیپلماتیک به کجا می‌رسند.

به محتوای این مطلب چه امتیازی میدی؟

نظر شما برامون مهمه و به بهتر شدن کیفیت مطالب کمک می‌کنه.

۱ - بسیار بد۱۰ - بسیار خوب

نظرات