کمتر از هفت هفته مانده به انتخابات اسرائیل، بنیامین نتانیاهو با وضعیتی روبهرو شده که تا چند ماه پیش چندان محتمل به نظر نمیرسید. جدیترین رقیب او نه از جناح چپ، بلکه از همان محدودهای آمده که سالها بخش مهمی از قدرت سیاسی نخستوزیر اسرائیل بر آن بنا شده بود. گادی آیزنکوت، رئیس پیشین ستاد ارتش و رهبر حزب میانهگرای یَشار، اکنون در چند نظرسنجی از لیکود جلو افتاده است.
بهگزارش اکونومیست، تازهترین نظرسنجیهای منتشرشده پس از بستهشدن فهرست نامزدها در ۹ سپتامبر نیز این تغییر را از بین نبردهاند. در نظرسنجی شبکه ۱۲، یشار ۲۵ کرسی و لیکود ۲۱ کرسی میگیرد. شبکههای ۱۳ و کان نیز یشار را بهترتیب با ۲۲ و ۲۴ کرسی بالاتر از لیکود با ۱۹ و ۲۱ کرسی قرار دادهاند. با این حال، در نظام سیاسی اسرائیل، اولشدن لزوما به معنای نخستوزیرشدن نیست.
هیچ حزبی بهتنهایی اکثریت ۱۲۰ کرسی کنست را به دست نمیآورد و نخستوزیر آینده باید بتواند حمایت دستکم ۶۱ نماینده را فراهم کند. درست در همین نقطه است که انتخابات ۲۷ اکتبر پیچیده میشود. اکونومیست در گزارشی در ۳۱ اوت، پیش از نهاییشدن فهرستهای انتخاباتی، روی همین تناقض دست گذاشت و نوشت نتانیاهو ممکن است در نظرسنجیها عقب افتاده باشد، اما همچنان میکوشد شرایطی را تعیین کند که رقبایش پس از انتخابات بتوانند ــ یا نتوانند ــ تحت آن دولت تشکیل دهند.
یکی از تبلیغات انتخاباتی نتانیاهو این راهبرد را تقریبا بیپرده نمایش میدهد. در ویدئویی ساختهشده با هوش مصنوعی، آیزنکوت سوار بر یک اسب تروا نشان داده میشود که منصور عباس، رهبر حزب عربی رَعَم، و یائیر گولان، رهبر دموکراتها، درون آن پنهان شدهاند. پیام روشن است. رایدهنده راست میتواند بهجای نتانیاهو به ژنرال سابق ارتش رای بدهد، اما برای نخستوزیرشدن آیزنکوت ممکن است در نهایت به حمایت احزابی نیاز پیدا کند که بخشهایی از راست اسرائیل آنها را شریک قابلقبولی برای دولت نمیدانند.
اکونومیست میگوید این تاکتیک الزاما آرای نتانیاهو را افزایش نداده، اما در یک زمینه موفق بوده است. مخالفان او بر سر همکاری با احزاب عرب دچار اختلاف شدهاند. یائیر گولان آشکارا از مشارکت آنها حمایت میکند، در حالی که دیگر شرکای احتمالی ائتلاف مواضع متفاوت یا محتاطانهتری دارند. خود آیزنکوت نیز گفته است ترجیح میدهد یک دولت اقلیت تشکیل دهد تا اینکه نمایندگان عرب را مستقیما وارد دولت کند.
اعداد تازه نشان میدهند این مسئله همچنان حل نشده است. در نظرسنجی شبکه ۱۲، احزاب مخالف نتانیاهو بدون احزاب عرب مجموعا ۵۷ کرسی دارند؛ بلوک حامی نتانیاهو ۵۲ کرسی و احزاب عرب ۱۱ کرسی. نظرسنجی شبکه ۱۳ دو بلوک را هر کدام در ۵۳ کرسی قرار میدهد و کان نیز برای هر دو اردوگاه ۵۲ کرسی در نظر گرفته است. بنابراین آیزنکوت میتواند انتخابات را با بزرگترین حزب به پایان برساند و باز هم نخستوزیر نشود.
در مقابل، نتانیاهو میتواند حزب دوم را در اختیار داشته باشد، اما اگر مجموعه احزاب راست و مذهبی همراهش از مرز ۶۱ کرسی عبور کنند، همچنان دولت را تشکیل دهد. همین ریاضیات توضیح میدهد چرا نتانیاهو در هفتههای اخیر انرژی زیادی صرف متحدکردن احزاب کوچک راست کرده است. رویترز گزارش داده او تلاش کرده از پراکندگی آرای راست میان فهرستهایی جلوگیری کند که ممکن است نتوانند حدنصاب ۳.۲۵ درصدی ورود به کنست را پشت سر بگذارند. در انتخابات اسرائیل، چند درصد رای به حزبی که از حدنصاب عبور نکند میتواند سرنوشت کل ائتلاف را تغییر دهد.
اما استدلال مهمتر اکونومیست فراتر از محاسبات کرسیهاست. نتانیاهو میکوشد محدوده سیاست قابلقبول برای رقیب اصلی خود را نیز به سمت راست ببرد. آیزنکوت اخیرا تشکیل یک کشور مستقل فلسطینی را در شرایط کنونی «اشتباهی تلخ» خوانده است. او در عین حال با برخی سیاستهای راست افراطی، از جمله اقدامات خشونتآمیز شهرکنشینان و پروژههایی که به انزوای بینالمللی اسرائیل دامن میزند، مخالفت کرده است.
از این منظر، رقابت فقط میان دو نامزد نیست. نتانیاهو میکوشد انتخاب پیش روی رایدهنده راست را به این شکل تعریف کند که حتی اگر نخستوزیر فعلی را نمیخواهید، جانشین او نیز برای تشکیل دولت نباید به احزاب عرب و بخشهایی از چپ متکی شود. به همین دلیل اکونومیست به این نتیجه میرسد که ائتلاف راست و مذهبی نتانیاهو ممکن است اکثریت را از دست بدهد، اما نخستوزیر اسرائیل از همین حالا بر شرایطی اثر میگذارد که رقبایش برای تشکیل دولت بعدی با آن روبهرو خواهند شد.
برای ایران اما یک نکته مهم وجود دارد. پیشتازی آیزنکوت را نمیتوان معادل ظهور یک جریان نرمتر در برابر تهران دانست. آیزنکوت بیش از آنکه یک سیاستمدار صلحطلب در برابر ایران باشد، یک ژنرال سابق با رویکرد امنیتی متفاوت از نتانیاهو است. گزارش تازه جروزالمپست درباره برنامههای امنیتی او نشان میدهد که آیزنکوت نیز خواهان جلوگیری بلندمدت از بازسازی ظرفیت هستهای ایران است و در صورت شکست فشار و مذاکرات، حتی از ایجاد محدودههایی با تهدید از پیش اعلامشده حمله علیه جابهجایی مواد هستهای سخن گفته است.
جروزالمپست همچنین گزارش کرده که آیزنکوت خواهان گسترش عملیات اطلاعاتی مخفی علیه برنامه موشکی ایران است. بنابراین تفاوت احتمالی آیزنکوت و نتانیاهو درباره ایران بیش از آنکه در تعریف «تهدید» باشد، میتواند در شیوه مدیریت آن ظاهر شود. آیزنکوت بر بازسازی روابط اسرائیل با غرب، همکاری نزدیکتر با آمریکا و تبدیل دستاوردهای نظامی به ترتیبات سیاسی و امنیتی پایدارتر تأکید میکند. این تفاوت به معنای کنارگذاشتن گزینه نظامی نیست.
به این ترتیب، تصویر انتخابات اسرائیل در میانه سپتامبر دو لایه متفاوت دارد. در سطح اول، آیزنکوت به جدیترین رقیب نتانیاهو تبدیل شده و یشار در چند نظرسنجی حتی بزرگترین حزب کنست آینده است. رویترز نیز این رقابت را یکی از دشوارترین چالشهای سیاسی دوران طولانی نتانیاهو توصیف کرده است. اما یک لایه پایینتر، هیچکس هنوز مسیر مطمئنی به عدد ۶۱ ندارد.
احزاب عرب، حدنصاب ورود احزاب کوچک و تصمیمهای ائتلافی پس از انتخابات میتوانند بیشتر از فاصله چند کرسی یشار و لیکود تعیینکننده باشند. همین نقطه است که صورتبندی اکونومیست، با وجود گذشت حدود دو هفته، همچنان اهمیت دارد. نتانیاهو فعلا در نظرسنجیها پیشتاز نیست، اما هنوز میکوشد زمینی را طراحی کند که حتی رقبایش برای شکستدادن او مجبور باشند روی آن بازی کنند.
نظر شما درباره شانس آیزنکوت و نتانیاهو چیست؟