حوثی‌ها در تازه‌ترین مرحله از پیشروی سریع خود در امتداد ساحل غربی یمن، به شهر ذُباب رسیده‌اند؛ نقطه‌ای که مستقیماً بر تنگه باب‌المندب و روبه‌روی جزیره پریم قرار دارد. دو منبع دولت یمن روز جمعه این تحول را به رویترز اعلام کردند.

اهمیت خبر بیش از تصرف یک شهر کوچک ساحلی است. ذُباب در کنار جزیره پریم یکی از نقاط کلیدی برای اعمال نفوذ بر باب‌المندب است؛ آبراهی به عرض تنها ۲۹ کیلومتر در باریک‌ترین نقطه که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل می‌کند و مسیر جنوبی دسترسی به کانال سوئز است.

حوثی‌ها پیش از رسیدن به ذُباب، بندر مخا را نیز تصرف کرده بودند. به این ترتیب، پیشروی آنها در امتداد ساحل دریای سرخ از مرحله تصرف مناطق ساحلی به نزدیکی مستقیم یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های تجارت دریایی جهان رسیده است. داده‌های کپلر که رویترز منتشر کرده نشان می‌دهد در ماه ژوئن حجمی معادل حدود ۷ درصد تولید جهانی نفت از باب‌المندب عبور کرده است.

این تحول در زمانی رخ می‌دهد که تردد در دیگر گلوگاه انرژی منطقه، تنگه هرمز، نیز به‌شدت کاهش یافته است. داده‌های ردیابی کشتی‌ها نشان می‌دهد روز پنج‌شنبه تنها هفت شناور از هرمز عبور کردند؛ در حالی که متوسط روزانه پیش از آغاز جنگ ایران حدود ۱۲۵ شناور بود.

در چنین شرایطی، حرکت حوثی‌ها به سمت باب‌المندب فقط جبهه یمن را تغییر نمی‌دهد؛ فشار سیاسی و نظامی بر کشورهایی را نیز افزایش می‌دهد که تاکنون کوشیده‌اند میان دو سوی بحران منطقه حرکت کنند. یکی از مهم‌ترین آنها پاکستان است.

پاکستان میان دو نقش

رویترز در تحلیلی جداگانه می‌نویسد پاکستان در بیشتر یک سال گذشته دو نقش را همزمان بر عهده داشته است: شریک دفاعی عربستان سعودی و کانال ارتباطی واشنگتن با تهران. تشدید نبرد میان حوثی‌ها و نیروهای سعودی اکنون آزمونی برای امکان ادامه همزمان این دو نقش است.

مسئله برای اسلام‌آباد به‌ویژه از ماه گذشته پیچیده‌تر شده است. پاکستان، عربستان و ترکیه یک پیمان دفاع متقابل امضا کرده‌اند که بر اساس آن، حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور حمله به همه آنها تلقی می‌شود.

این بند تا پیش از تشدید درگیری‌های یمن بیشتر یک تعهد سیاسی و بازدارنده به نظر می‌رسید؛ اما حملات حوثی‌ها به عربستان و نزدیک شدن آنها به باب‌المندب این پرسش را عملی‌تر کرده است: اگر درگیری گسترش یابد، پاکستان تا کجا حاضر است از عربستان حمایت کند؟

موضوع فقط روی کاغذ نیست. دو مقام پاکستانی پیش‌تر به رویترز گفته بودند نیروهای این کشور در نزدیکی مرز عربستان و یمن مستقر هستند. پاکستان همچنین بر اساس ترتیبات دفاعی قبلی، هزاران نیروی نظامی و یک اسکادران جنگنده در عربستان مستقر کرده است.

اسلام‌آباد با این حال فعلاً می‌کوشد فاصله خود را با ورود مستقیم به جنگ حفظ کند. سخنگوی وزارت خارجه پاکستان روز پنج‌شنبه گفت هیچ پاسخ نظامی به حملات حوثی‌ها در حال حاضر در دست بررسی نیست.

هشدار ریاض از مسیر اسلام‌آباد به تهران

پاکستان در عوض مسیر دیپلماتیک را فعال کرده است. منابع سعودی، پاکستانی و ایرانی به رویترز گفته‌اند اسلام‌آباد این هفته هشدار ریاض را به تهران منتقل کرده و از ایران خواسته است حوثی‌ها را مهار کند.

عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، نیز شامگاه پنج‌شنبه با عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، گفت‌وگو کرد. به گفته یک منبع پاکستانی، محور تماس آنها راه‌های احیای تلاش‌های دیپلماتیک برای کاهش تنش در جبهه‌های مختلف بود.

دلیل احتیاط اسلام‌آباد روشن است. پاکستان از یک سو روابط دفاعی خود با عربستان و دیگر کشورهای خلیج فارس را بخشی از راهبرد اقتصادی و امنیتی خود می‌بیند؛ توافق‌هایی که در موارد مختلف با مذاکرات سرمایه‌گذاری کشورهای خلیج فارس همراه بوده‌اند.

از سوی دیگر، اقتصاد پاکستان به واردات نفت و گاز از مسیر هرمز و دریای سرخ وابسته است. بنابراین گسترش جنگ با ایران یا حوثی‌ها می‌تواند مستقیماً امنیت انرژی این کشور را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

میانجی یا طرف جنگ؟

همین تضاد، مرز اصلی نقش پاکستان را مشخص می‌کند.در تهران نیز ظاهراً دو نگاه به اسلام‌آباد وجود دارد. مقام‌های ایرانی در مواضع علنی از میانجی‌گری پاکستان استقبال کرده و گفته‌اند پیمان دفاعی جدید را تهدیدی علیه ایران نمی‌بینند. اما سه منبع ایرانی آشنا با مذاکرات به رویترز گفته‌اند در محافل خصوصی نسبت به توان پاکستان برای میانجی‌گری مؤثر تردیدهایی وجود دارد و اسلام‌آباد از تجربه کشورهایی مانند قطر برخوردار نیست.

فرزانه شیخ، پژوهشگر چتم‌هاوس، نیز معتقد است جایگاه تازه پاکستان بیش از آنکه محصول سرمایه دیپلماتیک اسلام‌آباد باشد، با رابطه نزدیک دونالد ترامپ و عاصم منیر ارتباط دارد.

اما یک برداشت متفاوت نیز وجود دارد: شاید نزدیکی پاکستان به ریاض و واشنگتن دقیقاً همان چیزی باشد که به میانجی‌گری این کشور ارزش می‌دهد.

کامران بخاری، تحلیلگر روابط ایران و پاکستان، می‌گوید تهران به این دلیل با اسلام‌آباد گفت‌وگو می‌کند که پاکستان به ریاض و واشنگتن دسترسی دارد. در این نگاه، پاکستان یک میانجی کاملاً بی‌طرف نیست؛ بلکه حامل پیامی است که می‌تواند میان طرف‌هایی که مستقیماً با یکدیگر گفت‌وگو نمی‌کنند رفت‌وآمد کند.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که انتقال پیام به مشارکت نظامی تبدیل شود. به تعبیر بخاری، انتقال و شکل دادن به پیام‌ها یک چیز است، اما ارائه پشتیبانی فعال پدافند هوایی یا اطلاعاتی چیز دیگری؛ اقدامی که می‌تواند پاکستان را از یک ذی‌نفع به طرف جنگ تبدیل کند.

نشانه‌هایی وجود دارد که اسلام‌آباد خود نیز این خطر را دیده است. وقتی کویت پس از توافق دفاعی پاکستان و عربستان خواستار ترتیبات مشابهی شد، مذاکرات در نهایت به پروتکلی محدودتر درباره آموزش، امنیت مرزی و ظرفیت‌سازی انجامید. پاکستان همچنین گفته است فعلاً برنامه‌ای برای افزودن کشورهای جدید به پیمان دفاعی سه‌جانبه با عربستان و ترکیه ندارد.

پیشروی حوثی‌ها تا ذُباب به همین دلیل فقط نقشه جنگ یمن را تغییر نداده است. هرچه این گروه به کنترل مؤثرتر باب‌المندب نزدیک شود و درگیری آن با عربستان شدت بگیرد، فاصله میان دو نقش پاکستان کمتر می‌شود: اسلام‌آباد می‌خواهد همچنان پیام‌رسان میان تهران و مخالفانش باشد، اما پیمانی امضا کرده که در صورت گسترش جنگ می‌تواند از آن بخواهد در کنار ریاض بایستد.