ناوگان ناوهای هواپیمابر آمریکا زیر فشار همزمانِ ماموریتهای طولانی، کمبود نیروی انسانی و تاخیر در تعمیرات قرار گرفته؛ فشاری که فقط به یک عملیات یا یک رئیسجمهور محدود نمیشود.
بهگزارش وال استریت ژورنال دریادار توماس مور در سال ۲۰۱۳ گفته بود «ما نیروی دریاییای با ۱۱ ناو هواپیمابر هستیم، در جهانی که به ۱۵ ناو نیاز دارد.» از آن زمان، بحثها درباره آسیبپذیری ناوهای هواپیمابر، نقش پهپادها و اولویتهای بودجهای در واشنگتن شدت گرفته، اما مسئله اصلی در متن گزارش، فرسایش پیوستهی توان عملیاتی همین ناوگان است.
آمریکا با کمبود خطرناک توان رزمی اصلی دریایی روبهروست، با این حال ناوگان ناوهای هواپیمابرش هنوز هم برای دشمنانش هدفی مهم و نمادین به شمار میرود. ترکیب تقاضای بالای عملیاتی و کوچکتر شدن ناوگان، ماموریتها را کش داده و هم خدمه و هم تجهیزات را تحت فشار گذاشته است.
ماموریتهای کشدار و هزینههای پنهان
ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» بیش از ۲۰۰ روز متوالی را بدون توقف در بندر در دریا گذراند. تصمیم رئیسجمهور برای حمله به ایران، از نگاه متن، نمونهای از همان منافع امنیت ملی بود که میتواند چنین ماموریت طولانیای را توجیه کند. گزارشهایی که تنها بر غذا و شرایط زندگی در کشتی تمرکز دارند، دشواری رساندن مواد غذایی تازه به یک منطقه جنگی را نادیده میگیرند.
نیروی دریایی آمریکا سالهاست برای پایبندی به استاندارد ماموریتهای ۱۸۰روزه مشکل دارد. چنین استانداردی قرار بود ناوها را بهموقع وارد مراکز تعمیراتی کند و برای اعزام بعدی آماده نگه دارد. نمونهها متعددند. «یواساس آیزنهاور» در سال ۲۰۲۳ برای ماموریتی ۲۷۵روزه اعزام شد و «یواساس ترومن» در سال ۲۰۲۴ بیش از ۲۵۰ روز در ماموریت بود.
دریادار داریل کادل، فرمانده عملیات دریایی آمریکا، ژانویه گذشته وقتی گفت با تمدید ماموریت «یواساس جرالد فورد» مخالفت خواهد کرد، خبرساز شد. استدلال او روشن بود. چنین تصمیمی پیامدهای زنجیرهای برای تعمیر و نگهداری کشتی و خدمه ایجاد میکند.
کادل گفت «مردم میخواهند تا حدی مطمئن باشند که قرار است یک ماموریت هفتماهه داشته باشند.» با این حال، دولت ترامپ ناو را به خاورمیانه فرستاد و فورد سرانجام در ماه مه، پس از ۳۲۶ روز ماموریت، به خانه بازگشت.
کمبود خلبان و فرسودگی نیروی انسانی
یکی از نگرانیهای جدی، خروج نیروهای نظامی از مسیر شغلی پس از ماموریتهای طاقتفرسا و غیرقابل پیشبینی است. خلبانان جنگنده کمیابترین نیروی انسانی در یک گروه ضربت ناو هواپیمابر هستند و آموزش هر یک از آنها سالها زمان و میلیونها دلار هزینه میبرد.
ناوسروان برایان هال تابستان امسال درباره بحران حفظ خلبانان جنگنده باتجربه هشدار داد. نیروی دریایی در سال ۲۰۲۵ به ۵۲ «رئیس بخش» نیاز داشت؛ خلبانانی حدودا سیساله که در مسیر رسیدن به مقام فرماندهی قرار دارند. اما طبق دادههای داخلی هال، تنها ۳۱ نفر این ماموریتها را پذیرفتند و تقریبا نیمی از آنها نیز از هواپیماهای دیگر منتقل شده و تجربه کمتری داشتند. شمار خلبانانی که نیروی دریایی را ترک میکنند آنقدر بالا رفته که این نیرو ناچار شده افسرانی را ارتقا دهد که در شرایط عادی شاید ارتقا نمیگرفتند.
فشار عملیاتی در گزارشهای سوانح اخیر هم دیده میشود. وقتی در سال ۲۰۲۳ کابل مهار هواپیماهای در حال فرود روی آیزنهاور پاره شد، گزارش سانحه نیروی دریایی اعلام کرد که بخش هوایی کشتی به دلیل مجموعهای از عوامل، از جمله شدت عملیات رزمی، کمبود مزمن نیروی انسانی و ضعف مدیریتی، در معرض خطای انسانی قرار گرفته بود.
حدود ۱۸ ماه بعد، زمانی که کابل مهار دیگری روی ترومن از کار افتاد، تحقیقات نیروی دریایی «شدت بالای عملیات و کمبود نیروی انسانی» را از عوامل مؤثر دانست. ترومن در همان ماموریت با یک کشتی غیرنظامی هم برخورد کرد. در گزارش آن حادثه به مشکلاتی مانند فعالیت کارکنان مراقبت کشتی در شیفتبندی دوگانه و تنها با ۶۰ درصد نیروی مورد نیاز اشاره شده بود؛ وضعیتی که به خستگی شدید انجامید.
فرسایش ناوها و بحران ظرفیت
خود کشتیها نیز به اندازه کارکنانشان فرسوده شدهاند. ماموریتهای طولانیتر به معنای نیاز بیشتر ناوهای هواپیمابر به تعمیر و نگهداری است. در همین حال، «یواساس نیمیتز» از زمان برنامهریزیشده برای بازنشستگیاش در سال ۲۰۲۵ عبور کرده و ناوگان ممکن است به کمتر از حداقل ۱۱ ناو هواپیمابری برسد که کنگره تعیین کرده است.
در هفتههای اخیر، بحثهای زیادی درباره تلاش دولت ترامپ برای کنار گذاشتن منجنیقهای الکترومغناطیسی هواپیما در ناوهای جدید کلاس فورد مطرح شده است. فناوری جدید امکان پرتاب هواپیماهای بیشتری را نسبت به سامانههای قدیمی بخار فراهم میکند، اما دولت استدلال میکند که ناوهای جدید کلاس فورد بیش از حد پیچیده شدهاند.
نتیجه، وضعیتی است که ادامه آن دشوار به نظر میرسد. آمریکا بهزودی هر چند سال یک ناو هواپیمابر را بازنشسته خواهد کرد، در حالی که برای اضافه کردن حتی یک ناو جدید در هر دهه با مشکل روبهروست.
راهحل ارزان وجود ندارد، بهویژه تا زمانی که آمریکا تنها حدود ۳ درصد تولید ناخالص داخلی خود را صرف دفاع ملی میکند؛ رقمی که در دوران معاصر پایین محسوب میشود. هزینههای لازم شامل گسترش ناوگان نیروی دریایی برای تقسیم ماموریتها میان کشتیهای بیشتر، جذب و حفظ تعداد بسیار بیشتری ملوان و خلبان، افزایش ظرفیت تعمیر و نگهداری کشتیها و تمدید عمر تعداد بیشتری از ناوهای کلاس نیمیتز خواهد بود.
دولتهای مختلف آمریکا بارها کوشیدهاند مشکل کمبود عرضه را از راه کاهش تقاضا برای داراییهای دریایی حل کنند؛ اقدامی که در عمل به معنای عقبنشینی از بخشی از منافع جهانی آمریکا بوده است. ناوگانی که تنها پس از چند هفته نبرد با ایران، که نویسنده آن را سومین دشمن بزرگ آمریکا توصیف میکند، خسته و فرسوده به نظر میرسد، برای بازدارندگی در برابر چین و روسیه آماده نیست.
این تصور که فناوریهای جدید میتوانند بهطور کامل کمبودهای عمیق ناوگان آمریکا را جبران کنند، از دید متن خیالپردازانه است، بهخصوص در شرایطی که تهدید اصلی مورد توجه ارتش آمریکا احتمال یک جنگ طولانی هوایی و دریایی با چین در پهنه وسیع غرب اقیانوس آرام است.
آسیبپذیری، بازدارندگی و محاسبه چین
یکی از انتقادهای رایج درباره ناوهای هواپیمابر، آسیبپذیری آنها در برابر موشکهای دوربرد چین است. تجهیزات بدون سرنشین و تسلیحات دوربردتر، از جمله سلاحهای مافوقصوت، میتوانند برد عملیاتی ناوها را افزایش دهند، اما بهتنهایی شکافهای ساختاری را پر نمیکنند.
دریادار سام پاپارو، فرمانده نیروهای آمریکا در اقیانوس آرام، گفته است دلیل اینکه چینیها برای هدف قرار دادن «فرودگاه متحرک» ناو هواپیمابر تلاش میکنند، این است که پیشتر راه هدف قرار دادن تاسیسات ثابت زمینی را پیدا کردهاند.
پاپارو در کنگره توضیح داده است که ناو هواپیمابر در برابر جمهوری خلق چین «بهطور خاص آسیبپذیرتر نیست؛ بلکه بهطور خاص تهدیدکنندهتر است و به همین دلیل آنها برای هدف قرار دادن آن تا این اندازه تلاش میکنند». به گفته او، ناو هواپیمابر «اردک نشسته» نیست، بلکه «اردکی متحرک است که توان دفاع از خود را دارد».
جمعبندی سیاسی
«یواساس آبراهام لینکلن» بهزودی از ماموریت خود بازخواهد گشت. انتظار میرود در مراسم استقبال، سخنان زیادی درباره عملکرد موفق آن در ایران شنیده شود و خدمه نیز شایسته چنین تقدیری هستند.
با این حال، پشت این جشنها یک هشدار قرار دارد. یکی از عناصر حیاتی قدرت ملی آمریکا با مشکل جدی روبهرو شده است. ترامپ میتواند هنگام بازگشت ناو حاضر شود و متعهد شود که در بیش از دو سال باقیمانده از ریاستجمهوری خود، بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاریاش را تصویب و حفظ کند. برای میراث سیاسی او، شاید هدفی مهمتر از اطمینان از آمادگی ناوگان وجود نداشته باشد؛ ناوگانی که امروز، طبق این گزارش، آماده نیست.
شما ریشه بحران ناوگان هواپیمابر آمریکا را در بودجه میبینید یا در فشار عملیاتی؟