پرش به محتوای اصلی

یک برند جهانی، یک رؤیای ناتمام؛ داستان آدیداس و کفش ملی

داستان دو سرنوشت متفاوت در اقتصاد ایران و آلمان
مطالعه ۶ دقیقه
کفش فوتبال کلاسیک آدیداس (Adidas) در دستان مردی که آن را بررسی می‌کند

آدیداس به غول جهانی کفش تبدیل شد، اما کفش ملی از دوران اوج فاصله گرفت. تفاوت سرنوشت آن‌ها فقط به بنیان‌گذارانشان مربوط نبود.

به گزارش زومان، تقریبا هر کس که سه خط ساده را روی یک کفش کتونی ببیند می‌داند که آن کفش متعلق به برند «آدیداس» است. سه خط ساده، امروز یکی از شناخته‌شده‌ترین برندهای جهان است.

آدیداس که روزگاری در رخت‌شوی‌خانه خانه‌ای کوچک در آلمان شکل گرفت، سال ۲۰۲۵ با تولید حدود ۴۰۰ میلیون کفش، ۱۲.۲ درصد بازار کفش ورزشی جهان را تسخیر کرد.

تازه‌ترین گزارش مالی شرکت نیز نشان می‌دهد که درآمد آدیداس در ۹ ماه نخست ۲۰۲۶ از ۲۰.۵ میلیارد یورو گذشته است.

۱۲ آبان، صد و بیست و ششمین زادروز «آدولف داسلر»، بنیان‌گذار آدیداس است؛ مردی که کارش را از یک کارگاه کوچک شروع کرد و نامش را به یکی از بزرگ‌ترین برندهای ورزشی جهان تبدیل کرد.

داستان موفقیت برند آدیداس، خاطره «کفش ملی» را در یادها زنده می‌کند. برندی که زمانی محصولاتش را به اروپا صادر می‌کرد، اما امروز فاصله زیادی با دوران طلایی خود دارد. مسیر این دو برند چطور طی شد؟

از رخت‌شوی‌خانه مادر تا فتح بازار جهانی

سال ۱۹۰۰، آدولف داسلر در شهر کوچکی در آلمان متولد شد. پدرش در صنعت کفش کار می‌کرد و مادرش یک رخت‌شوی‌خانه داشت. آدولف ابتدا نانوایی آموخت، اما علاقه‌اش به ورزش و ساخت کفش مسیر زندگی او را تغییر داد.

او پس از جنگ جهانی اول، رخت‌شوی‌خانه مادرش را به کارگاه کفاشی تبدیل کرد. داسلر متوجه شده بود که ورزشکاران رشته‌های مختلف به کفش‌های متفاوتی نیاز دارند. بنابراین به‌ جای تولید کفش معمولی، تصمیم گرفت کفش‌هایی بسازد که به عملکرد بهتر ورزشکاران کمک کنند.

در سال ۱۹۲۴، آدولف و برادرش «رودولف» یک کارخانه کفش‌سازی تأسیس کردند. کسب‌وکار خانوادگی آن‌ها به‌ تدریج رشد کرد و کفش‌هایشان به پای ورزشکاران المپیکی رسید.

یکی از مهم‌ترین لحظات تاریخ این کسب‌وکار در المپیک ۱۹۳۶ برلین رقم خورد؛ زمانی که جسی اوونز، دونده آمریکایی، با کفش‌های ساخت برادران داسلر چهار مدال طلا کسب کرد.

اما شراکت دو برادر دوام نیاورد. اختلافات خانوادگی در سال ۱۹۴۸ به جدایی آن‌ها انجامید. رودولف برند «پوما» را تأسیس کرد و آدولف یک سال بعد، با ۴۷ کارمند، آدیداس را به ثبت رساند.

نام آدیداس از ترکیب نام کوچک و نام خانوادگی او ساخته شد: «آدی» و «داسلر».

داسلر خیلی زود فهمید که وقتی بهترین ورزشکاران جهان کفش او را بپوشند، میلیون‌ها نفر دیگر هم به خرید آن علاقه‌مند می‌شوند. حضور کفش‌های آدیداس در جام جهانی ۱۹۵۴، همکاری با ورزشکاران مشهور و توسعه مداوم محصولات، این کسب‌وکار کوچک آلمانی را به برندی بین‌المللی تبدیل کرد.

آدولف داسلر، بنیان‌گذار برند آدیداس، در سال‌های اولیه تولید کفش‌های ورزشی.

کفش ملی؛ فیلی که روزگاری تا اروپا می‌رفت

حدود دو دهه پس از تولد داسلر، در ایران نیز کارآفرینی متولد شد که بعدها صنعت کفش کشور را متحول کرد.

محمدرحیم متقی ایروانی در سال ۱۲۹۹ در خانواده‌ای تاجر در شیراز به دنیا آمد. در دانشگاه تهران حقوق خواند. او از کودکی به تجارت علاقه داشت و سرانجام تصمیم گرفت وارد صنعت کفش شود.

ایروانی ابتدا کفش وارد می‌کرد، اما به‌ تدریج به این نتیجه رسید که به‌جای خرید از خارجی‌ها، می‌تواند کفش را در ایران تولید کند.

او در سال ۱۳۳۴ کارخانه‌ای کوچک در مهرآباد تهران راه انداخت که روزانه تنها ۱۵۰ جفت کفش تولید می‌کرد.

نخستین فروشگاه کفش ملی در سال ۱۳۳۷ افتتاح شد. پس از آن، کارخانه‌های تازه یکی پس از دیگری ساخته شدند و فروشگاه‌های کفش ملی به شهرهای مختلف رسیدند.

ایروانی به تولید داخلی اکتفا نکرد. با شرکت‌های خارجی همکاری کرد، فناوری‌های جدید به ایران آورد و محصولاتش را به بازارهای دیگر صادر کرد.

در آستانه انقلاب ۱۳۵۷، گروه صنعتی ملی حدود ۱۰ هزار کارگر و کارمند، ۳۷۸ فروشگاه و ۲۵۱ نمایندگی داشت. محصولاتی که زمانی تنها برای بازار داخلی تولید می‌شدند، حالا به شوروی، اروپای شرقی و حتی کشورهایی مانند آلمان و بلژیک صادر می‌شدند.

یک آگهی قدیمی از کارخانه کفش ملی

یک نفر امپراتوری ساخت، دیگری امپراتوری‌اش را از دست داد

داسلر و ایروانی شباهت‌های زیادی داشتند. هر دو از کسب‌وکارهای کوچک شروع کردند، به فناوری و نوآوری اهمیت می‌دادند و می‌خواستند محصولاتشان را به فراتر از مرزهای کشورشان ببرند. اما سرنوشت آن‌ها به‌شدت متفاوت بود.

داسلر در سال ۱۹۷۸، در ۷۷سالگی درگذشت؛ در حالی‌ که آدیداس به برندی بین‌المللی تبدیل شده بود. پس از مرگ او، خانواده‌اش مدیریت شرکت را ادامه دادند.

آدیداس توانست حتی بدون بنیان‌گذار و خانواده او به حیاتش ادامه دهد؛ فرصتی که کفش ملی به شکل مشابه از آن برخوردار نشد.

پس از انقلاب ۱۳۵۷، در تیرماه ۱۳۵۸ اموال ایروانی مصادره شد و مدیریت کفش ملی از اختیار او خارج شد.

ایروانی که کشور را ترک کرده بود، دست از کار نکشید. ابتدا در آمریکا و سپس در مصر کارخانه کفش‌سازی تأسیس کرد. با این‌ حال، همچنان امیدوار بود مجموعه‌ای را که در ایران ساخته بود، پس بگیرد.

او بارها با مسئولان مکاتبه کرد. حتی در سال ۱۳۸۴ پیشنهاد داد که در صورت بازگرداندن کفش ملی، طی سه سال ۱۰ هزار شغل ایجاد کند. اما این درخواست نیز بی‌پاسخ ماند.

ایروانی در بهمن همان سال، در لندن درگذشت؛ در حالی‌ که هرگز نتوانست به کارخانه‌ خود بازگردد.

در سال‌های بعد، فعالیت تولیدی کارخانه‌های اصلی کفش ملی متوقف شد و این برند بیشتر به فروش محصولات تولیدکنندگان دیگر روی آورد. امروز هنوز حدود ۲۲۰ فروشگاه کفش ملی فعالیت می‌کنند، اما این شرکت دیگر جایگاه صنعتی گذشته را ندارد.

برای ساختن یک آدیداس، اقتصاد هم باید همراه باشد

تفاوت سرنوشت بنیان‌گذاران آدیداس و کفش ملی، شاید بیش از هر چیز داستان دو فضای متفاوت اقتصادی است.

داسلر کسب‌وکارش را در آلمان ویران‌شده پس از جنگ جهانی دوم گسترش داد. اما اقتصاد آلمان غربی با اصلاحات پولی، توسعه رقابت، حمایت قانونی از مالکیت خصوصی و ارتباط گسترده با بازارهای جهانی به‌ تدریج رشد کرد.

در مقابل، ایروانی نیز از دوره رشد سریع صنعت ایران در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ بهره برد. اما مصادره شرکت، تغییر مدیریت، جنگ و مشکلات اقتصادی سال‌های بعد مسیر توسعه کفش ملی را تغییر دادند.

ساختن اعتبار برای یک برند به زمان و سرمایه‌گذاری بلندمدت نیاز دارد.

کارآفرینی که می‌خواهد یک برند جهانی بسازد، باید بتواند برای سال‌های آینده برنامه‌ریزی کند؛ نه اینکه هر روز نگران جهش ارز، تغییر ناگهانی مقررات، محدودیت واردات مواد اولیه یا بسته‌شدن مسیر صادرات باشد.

از همه مهم‌تر، کارآفرین باید اطمینان داشته باشد که مالکیت و حاصل سرمایه‌گذاری‌اش از حمایت قانون برخوردار است.

شاید کفش ملی از ایران حتی اگر دوام می‌آورد، هیچ‌گاه نمی‌توانست در حد آدیداس در سطح جهانی بزرگ شود، اما آدی داسلر و رحیم ایروانی هر دو از فرصت‌های کوچک، کسب‌وکارهای بزرگی ساختند.

تفاوت این دو بیش از تفاوت دو مدیر، در شرایط اقتصادی و حقوقی کشورهایی بود که در آن فعالیت می‌کردند.

به محتوای این مطلب چه امتیازی میدی؟

نظر شما برامون مهمه و به بهتر شدن کیفیت مطالب کمک می‌کنه.

۱ - بسیار بد۱۰ - بسیار خوب

نظرات