با قرار گرفتن بنادر جنوبی ایران تحت محاصره دریایی آمریکا، تهران به دنبال راههای جایگزین برای صادرات نفت و واردات کالا است و یکی از نخستین گزینهها درست در سوی دیگر نقشه قرار دارد: دریای خزر.
الجزیرهگزارش میدهد تلاشهای اخیر در سازمان ملل برای شکستن بنبست ایران و آمریکا فعلا نتیجه ملموسی نداشته. در شرایطی که چشمانداز روشنی برای پایان جنگی که آمریکا و اسرائیل از ۲۸ فوریه علیه ایران آغاز کردهاند دیده نمیشود، تهران میخواهد مسیرهای تجارت خارجی خود را تغییر دهد.
اما آیا میتوان تجارت جنوب را بهسادگی به شمال منتقل کرد؟
خزر کوچکتر میشود؛ کشتیها هم باید کوچکتر شوند
نخستین مشکل خود دریای خزر است. بزرگترین پهنه آبی محصور در خشکی جهان که ایران، روسیه، آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان در سواحل آن قرار دارند، سالهاست با کاهش سطح آب مواجه است.
به گفته مدیر اجرایی برنامه محیطزیست سازمان ملل، سطح آب خزر از دهه ۱۹۹۰ حدود دو متر پایین آمده و پیشبینی میشود تا پایان قرن ۸ تا ۲۱ متر دیگر کاهش یابد. مقامهای محیطزیستی ایران نیز میگویند فقط طی دو سه سال اخیر، سطح آب سالانه بیش از ۲۰ سانتیمتر افت کرده است.
اثر این اتفاق حالا مستقیماً به تجارت رسیده است. بنادر شمالی ایران پیشتر توان پذیرش کشتیهایی تا وزن ۶ هزار تن را داشتند؛ اکنون این ظرفیت به حدود ۴ هزار تن رسیده است. حتی گزارشهایی از گیر افتادن کشتیهای ایرانی در مسیر رود ولگای روسیه به دلیل پایین بودن آب منتشر شده است.
شکاف شمال و جنوب چقدر بزرگ است؟
بخش اصلی تجارت دریایی ایران همواره از بنادر جنوبی انجام شده است. حالا محاصره دریایی آمریکا و حملات به زیرساختها، تهران را به سمت خزر و مرزهای زمینی سوق داده؛ اما این مسیرها ظرفیت نامحدودی ندارند.
در مرز نوردوز با ارمنستان گاهی تا ۱۸۰۰ کامیون چند روز منتظر ورود به ایران میمانند و در برخی پایانههای دیگر انتظار به ۱۰ تا ۱۵ روز میرسد.
ولی کالجی، پژوهشگر حوزه روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز، میگوید همه این ازدحام را نمیتوان به تغییر مسیر تجارت نسبت داد. ظرفیت محدود پایانهها، تشریفات گمرکی، وضعیت جادهها و پروژههای عمرانی نیز مؤثرند. تحریم شرکتهای هواپیمایی ایرانی و افزایش سفر زمینی از مرزهای ارمنستان و ترکیه هم فشار را بیشتر کرده است.
راهآهن شرق خزر امکان انتقال بار ایران به ترکمنستان، قزاقستان و چین را فراهم میکند، اما اتصال ریلی ایران به قفقاز جنوبی همچنان ناقص است. پروژه رشت-آستارا نیز هنوز تکمیل نشده؛ حلقهای که برای اتصال ریلی ایران، آذربایجان و روسیه اهمیت استراتژیک دارد.
یک کشتی جنوبی برابر با ۲۰ کشتی خزر
اعداد بهتر نشان میدهند چرا جایگزین کردن جنوب دشوار است. ظرفیت اسمی بنادر ایران حدود ۳۰۰ میلیون تن است، اما فقط ۳۰ میلیون تن آن به بنادر شمالی مربوط میشود.
البته تغییر مسیر آغاز شده است. سهم بنادر شمالی از جابهجایی کالاهای اساسی که پیش از جنگ ۱۸ درصد بود، اکنون به ۳۰ درصد رسیده است. ورود کانتینر به بنادر خزر نیز در پنج ماه نخست سال ایرانی نسبت به مدت مشابه سال قبل ۵۰ درصد افزایش یافته است.
اما تفاوت مقیاس بسیار بزرگ است: به گفته یک مقام ایرانی، یک کشتی در جنوب میتواند به اندازه ۲۰ کشتی فعال در خزر بار حمل کند.
مزیت دریای خزر نسبت به هرمز
در مقابل، شمال یک مزیت مهم دارد. بنادر خزر به مراکز بزرگی مانند تهران، اصفهان و اراک نزدیکترند و بنابراین هزینه انتقال زمینی کالاهای وارداتی میتواند کمتر باشد. مسیر چین-آکتائو-شمال ایران نیز میتواند کالا را با قطار از چین به قزاقستان، سپس با کشتی به ایران منتقل کند.
خزر برای غذا؛ نفت چه میشود؟
با مسدود شدن عملی واردات از جنوب، مقامها جو، ذرت، گندم و دانههای روغنی را در اولویت بنادر شمالی قرار دادهاند. اما مشکل صادرات پیچیدهتر است.
ازنا تدلا، تحلیلگر بنیاد بورس و بازار، میگوید بیشتر کالاهایی که ایران به شمال صادر میکند سبکاند؛ مانند مواد غذایی فرآوریشده و مواد بستهبندی. در مقابل، صادرات ارزشمند ایران عمدتاً شامل کالاهای سنگین و فلهای مانند سوخت، روغنهای معدنی و سنگآهن است که معمولاً از جنوب صادر میشوند و تبدیل آنها به ارز سخت آسانتر است.
حتی اگر بنادر شمالی توسعه پیدا کنند، یک سؤال دیگر باقی میماند: مشتری این کالاها چه کسی خواهد بود؟ کشورهای شمال ایران خود تولیدکنندگان بزرگ هیدروکربن و فلزاتاند و بخشی از صادرات ایران مستقیماً با تولیدات آنها رقابت میکند.
راه روسیه؛ جایگزینی با ریسک تازه
الجزیره ادعا میکند چرخش به شمال همچنین ایران را بیش از پیش به روسیه وابسته میکند؛ کشوری که خود تحت تحریم و درگیر جنگ است. تدلا هشدار میدهد اتصال بیشتر به زیرساختهای روسیه، ایران را در معرض اختلال ناشی از حملات اوکراین نیز قرار میدهد. از سوی دیگر، مسیرهای جنوبی سالها شبکهای از روابط تجاری و شخصی، بهویژه در امارات، ساختهاند که به تجارت ایران کمک میکند و انتقال چنین شبکهای به شمال ساده نیست.
پس خزر میتواند بخشی از فشار را کم کند، اما فعلاً جای هرمز را نمیگیرد. بنادر کوچکترند، کشتیها ظرفیت کمتری دارند، خطوط ریلی ناقصاند و حتی بازار صادراتی شمال نیز محدود است.
در نتیجه، ایران میتواند بخشی از تجارت خود را به شمال منتقل کند؛ اما آنچه سالها از دروازههای جنوبی عبور کرده، هنوز بسیار بزرگتر از ظرفیتی است که خزر میتواند تحمل کند.