محمد بنسلمان از دونالد ترامپ اطمینان شنیده که اوضاع درست خواهد شد؛ اما با افزایش تهدیدها علیه مسیرهای صادرات نفت عربستان، هنوز روشن نیست این اطمینان به چه اقدام عملی منجر میشود. حملات پهپادی به خط لوله انتقال نفت و پیشروی حوثیها در نزدیکی بابالمندب، ولیعهد عربستان را با پرسشی فوری روبهرو کرده است: برای امنکردن راه فروش نفت، در قدم بعدی به چه کسی نزدیک خواهد شد؟
به گزارش زومان، آسوشیتدپرس در گزارش ۱۲ سپتامبر (۲۱ شهریور) خود از محدودشدن گزینههای عربستان نوشته است؛ کشوری که برای حفاظت از زیرساختها و مسیرهای دریایی به همکاری آمریکا نیاز دارد و همزمان، گزینه مذاکره با تهران یا حوثیها را پیش روی خود میبیند. هنوز خبری از تصمیم تازه بنسلمان برای انتخاب یکی از این مسیرها نیست، اما فشار بر صادرات نفت، هزینه انتظار را بالا برده است.
راه جایگزین هرمز هم زیر فشار رفت
طبق گزارش آسوشیتدپرس، عربستان روز جمعه ۲۰ شهریور اعلام کرد فعالیت خط لوله انتقال نفت از میادین شرقی به ساحل دریای سرخ را بهدلیل حملات پهپادی با منشأ عراق متوقف کرده است. این حملات به گروههای مسلح عراقی منتسب شدهاند. همزمان، تصرف شهر بندری مخا و جزیرهای در دریای سرخ به دست حوثیها، توان آنها برای تهدید محمولههای سعودی در مسیر بابالمندب را افزایش داده است.
اهمیت این دو اتفاق در ارتباط آنها با هرمز است. عربستان بخشی از پیامدهای اختلال در این تنگه را با انتقال نفت از طریق خط لوله به دریای سرخ جبران میکرد. نفت از آنجا میتوانست به سمت اروپا برود یا با عبور از بابالمندب راهی بازارهای آسیایی شود. اکنون هم انتقال نفت به ساحل غربی مختل شده و هم مسیر جنوبی حرکت نفتکشها زیر فشار قرار گرفته است.
آمار مؤسسه رصد تجارت کپلر، به نقل از آسوشیتدپرس، ابعاد این فشار را نشان میدهد: صادرات نفت عربستان به آسیا از حدود روزانه ۳٫۴ میلیون بشکه در ژوئن به ۱۲۸ هزار بشکه در اوت سقوط کرده است. این رقم در بخش سپریشده سپتامبر به حدود روزانه ۷۰۰ هزار بشکه بهبود یافته، اما همچنان فاصله زیادی با سطح ژوئن دارد. این ارقام مربوط به صادرات به آسیاست، نه کل صادرات نفت عربستان.
برای بنسلمان، این اختلال مستقیماً به برنامه اقتصادیاش مربوط میشود. تبدیل عربستان به مقصد سرمایهگذاری و کسبوکار، هم به درآمد نفت نیاز دارد و هم به اطمینان سرمایهگذاران از ثبات کشور. ناامنی مسیرهای صادرات میتواند هر دو را تحت فشار بگذارد.
از دوستی با ترامپ تا حفاظت از نفتکشها
نخستین مسیر پیش روی ریاض، درخواست حمایت مؤثرتر از آمریکاست. یک مقام سعودی که نامش فاش نشده، به آسوشیتدپرس گفته است عربستان از خود دفاع خواهد کرد و با شرکایش، از جمله آمریکا، برای تضمین آزادی کشتیرانی در دریای سرخ همکاری میکند.
اما پاسخ علنی واشنگتن هنوز جزئیات روشنی ندارد. ترامپ روز شنبه ۲۱ شهریور، در پاسخ به پرسشی درباره تماس اخیرش با ولیعهد، بنسلمان را دوست خوب خود خواند و اطمینان داد که اوضاع درست خواهد شد. کاخ سفید نیز به پرسش آسوشیتدپرس درباره برنامه احتمالی مداخله در یمن پاسخ نداده است.
گزارش، چند عامل را پشت این ابهام قرار میدهد: تمرکز نیروهای آمریکایی بر هرمز، کاهش ذخایر تسلیحات رهگیر و هزینه سیاسی گسترش جنگ در آستانه انتخابات کنگره. ترامپ نیز در گفتوگویی تلویزیونی، ملاحظات انتخاباتی را در توضیح احتمال خودداری از افزایش فشار نظامی بر ایران مطرح کرده است.
مایکل راتنی، سفیر پیشین آمریکا در عربستان، میگوید دستیابی ریاض به اهدافش بدون حمایت مستمر واشنگتن دشوار خواهد بود. برداشت او این است که کاخ سفید در شرایط کنونی اشتیاقی به ورود به این درگیری ندارد؛ هرچند دولت آمریکا هنوز درباره مداخله در یمن پاسخ روشنی نداده است.
برای ولیعهد، تفاوت میان این دو سطح از حمایت تعیینکننده است: رابطه نزدیک با رئیسجمهور آمریکا دسترسی سیاسی فراهم میکند، اما امنیت خط لوله و کشتیها به تجهیزات، نیرو و تصمیم عملی نیاز دارد.
مذاکرهای که فقط درباره نفت نیست
ابهام در حمایت آمریکا، اهمیت گزینه دیپلماتیک را بیشتر میکند. آسوشیتدپرس مذاکره با حوثیها یا تهران را از راههای پیش روی عربستان میداند؛ هرچند هیچکدام را مسیری آسان توصیف نمیکند.
طبق این گزارش، حوثیها خواهان رفع محاصره به رهبری عربستان هستند؛ امتیازی که به ارزیابی گزارش میتواند موقعیت آنها را در بلندمدت تقویت کند. درباره تهران نیز تحلیل آسوشیتدپرس این است که ایران بدون دریافت امتیازهای عمده از آمریکا، انگیزه محدودی برای کمک به تثبیت منطقه دارد.
در نتیجه، بنسلمان ممکن است برای حل مسئلهای مشخص، یعنی امنیت صادرات نفت عربستان، با مذاکراتی مواجه شود که موضوعات آن بسیار گستردهتر است. خواستههای ریاض در چنین گفتوگویی لزوماً با اولویتهای تهران، حوثیها یا واشنگتن یکسان نخواهد بود.
این وضعیت البته عربستان را ناگزیر به انتخاب قطعی میان آمریکا و ایران نمیکند. ریاض میتواند همزمان حمایت دفاعی واشنگتن و توافقی منطقهای برای کاهش تهدیدها را دنبال کند. چنین مسیری یکی از سناریوهای پیش روست؛ گزارش آسوشیتدپرس از آغاز ابتکار تازهای در این زمینه خبر نمیدهد.
بازگشت به یمن، با هزینههای تازه
گزینه نظامی نیز پیش روی عربستان باقی میماند، اما تجربه گذشته، نتیجه سریع و قطعی را تضمین نمیکند. عربستان از سال ۲۰۱۵ برای سالها با حوثیها جنگید، بیآنکه متحدانش به پیشرفت تعیینکنندهای در زمین برسند.
شروان هندرین علی، مدیر پژوهش خاورمیانه در مؤسسه پایش منازعات، به آسوشیتدپرس گفته است تسلیحات حوثیها اکنون پیشرفتهتر شده و احتمالاً ذخایر موشکهای رهگیر عربستان نیز بر اثر جنگ آمریکا و ایران کاهش یافته است. به ارزیابی او، تلاش برای عقبراندن حوثیها میتواند جنگ را طولانیتر و حملات به زیرساختهای انرژی عربستان را شدیدتر کند.
نیل کویلیام، کارشناس خاورمیانه در چتمهاوس، نیز میگوید عربستان چند سال برای عبور از جنگ یمن و تمرکز بر تحول اقتصادی و ثبات منطقه تلاش کرده است. اکنون پیشروی حوثیها فشار برای واکنش را افزایش میدهد، درحالیکه گزینههای موجود هزینههای قابلتوجه و نتایج نامطمئنی دارند.
بنسلمان باید همین عدم اطمینان را در تصمیم بعدی خود لحاظ کند: اقدام برای بازکردن مسیر صادرات ممکن است تأسیسات بیشتری را در معرض حمله قرار دهد؛ خودداری از اقدام نیز امنیت عبور نفت را تضمین نمیکند.
نشانه حرکت بعدی ولیعهد را باید در نتیجه تماسها جستوجو کرد: آیا واشنگتن تعهد عملی تازهای میدهد، یا گفتوگوهای منطقهای راهی برای کاهش تهدیدها باز میکنند؟ برای ریاض، معیار موفقیت روشن است: نفت از خط لوله عبور کند، نفتکش حرکت کند و محموله به خریدار برسد. وعدهها و توافقها زمانی ارزش اقتصادی پیدا میکنند که این مسیر دوباره قابل اتکا شود.