فکر می‌کنید جنگ ایران چقدر می‌تواند به تیشرتی که چند ماه دیگر از یک فروشگاه می‌خرید ارتباط دارد؟ بلومبرگ می‌گوید بیشتر از چیزی که تصور می‌کنید.

در حومه داکا، پایتخت بنگلادش، وقت ناهار در کارخانه پلامی‌فشنز (Plummy Fashions) تمام شده و کارگران دوباره پشت خط تولید برگشته‌اند. آنها درز تی‌شرت‌های مشکی زنانه را بررسی می‌کنند و برچسب لباس‌هایی را می‌چسبانند که قرار است به فروشگاه‌های زارا در سراسر اروپا برسند.

اما چند قدم آن‌طرف‌تر، سالن دیگری کاملاً ساکت است. ده‌ها چرخ خیاطی Juki خاموش مانده‌اند و صندلی‌های خالی کنار میزهای سفید ردیف شده‌اند. سه ماه است هیچ‌چیز در این بخش حرکت نکرده است.

فاضل‌الحق، مدیرعامل پلامی، می‌گوید یکی از خریداران سفارش‌های پلی‌استر را متوقف کرده، به امید اینکه قیمت‌ها پایین بیاید.

همین سالن خاموش، تصویری از اثر جنگ ایران بر زنجیره جهانی پوشاک است؛ زنجیره‌ای که حالا هم‌زمان با افزایش هزینه انرژی، حمل‌ونقل و مواد اولیه روبه‌رو شده است.

چرا جنگ می‌تواند لباس را گران کند؟

تولید لباس معمولاً به یک کشور محدود نیست. مواد اولیه، تولید نخ و پارچه، رنگرزی، دوخت و حمل‌ونقل ممکن است در چند کشور انجام شود. بنابراین افزایش هزینه در هر بخش می‌تواند در نهایت روی قیمت لباس جمع شود.

پلی‌استر که از سوخت‌های فسیلی تولید می‌شود، جهش کرده و قیمت پنبه نیز به دلیل نگرانی درباره عرضه، کمبود کود و احتمال تأثیر یک ال‌نینوی قدرتمند بر برداشت‌های امسال بالا رفته است.

برای تولیدکنندگان، معادله سخت شده: هزینه‌ها بالا می‌رود، اما مشتری الزاماً حاضر نیست پول بیشتری بدهد.

گرانی پنبه و پلی‌استر پس از جنگ

پیش از جنگ، پلی‌استر تقریباً نصف قیمت پنبه بود. اما افزایش قیمت نفت باعث شد قیمت این الیاف مصنوعی در چین به نزدیکی بالاترین سطح چهار سال اخیر برسد.

در پلامی که برای برندهای گروه ایندیتکس (Inditex)، از جمله زارا و پول اند بیر (Pull&Bear) تولید می‌کند، قیمت نخ پلی‌استر تنها چند هفته پس از آغاز جنگ تا ۲۵ درصد افزایش یافت.

پنبه هم به بالاترین قیمت دو ساله رسید؛ چون خریداران به دنبال جایگزین بودند و عرضه محدودتر شد. حالا نگرانی درباره ال‌نینو نیز فشار بیشتری ایجاد کرده و معاملات آتی پنبه به بالاترین سطح از مارس ۲۰۲۴ رسیده است.

جولیان هوگل، شریک مکنزی (McKinsey)، می‌گوید نکته غیرمعمول این دوره آن است که هر دو الیاف اصلی هم‌زمان تحت فشار هزینه قرار گرفته‌اند. بنابراین برندها دیگر نمی‌توانند به‌سادگی یکی را با دیگری جایگزین کنند.

فقط الیاف گران نشده‌اند

در یک کارخانه آلمانی، هزینه‌ها ۵ تا ۸ درصد افزایش یافته است. محصولات این شرکت عمدتاً ترکیبی از پنبه و پلی‌استر هستند.

اما فهرست افزایش قیمت‌ها طولانی‌تر است. مدیران تولیدات جهانی پوشام می‌گویند تقریباً هیچ هزینه ورودی از افزایش قیمت در امان نمانده؛ از نخ پنبه و پلی‌استر گرفته تا رنگ، مواد شیمیایی، نفت و گاز.

فشار اصلی هم روی تولیدکننده است.

به گفته فاضل‌الحق، مواد اولیه حدود ۶۰ درصد هزینه تولید یک تی‌شرت ساده را تشکیل می‌دهند، در حالی که حاشیه سود کارخانه‌ها معمولاً فقط ۲ تا ۳ درصد است.

با این حال، به دلیل ضعف تقاضا، پلامی فعلاً هزینه‌های اضافی را خودش جذب می‌کند. هوک می‌گوید آنها نه پنبه تولید می‌کنند، نه چیپس پلی‌استر می‌سازند و نه نفت در اختیار دارند؛ بنابراین قدرت زیادی برای کنترل این هزینه‌ها ندارند.

فشار سنگین جنگ ایران بر آسیا

هند، یکی از بزرگ‌ترین مراکز تأمین پوشاک جهان، حدود ۴ درصد تجارت جهانی نساجی و پوشاک را در اختیار دارد. با این حال، صادرات پوشاک آماده این کشور در ژوئیه ۴.۵ درصد نسبت به سال قبل کاهش یافت و صادرات در چهار ماه نخست سال مالی ۱۰.۵ درصد پایین آمد.

در بنگلادش نیز صادرات سالانه حدود ۸۰۰ میلیون دلار پوشاک به خاورمیانه انجام می‌شود، اما این تجارت فعلاً تقریباً به‌طور کامل متوقف شده است.

تولیدکنندگان انتخاب چندانی ندارند، اما برندها گزینه‌های بیشتری دارند: فشار بر تأمین‌کنندگان، تغییر محصول یا افزایش قیمت.

قیمت لباس چقدر بالا می‌رود؟

اگر فشار هزینه‌ها ادامه پیدا کند، برخی تولیدکنندگان و مشاوران انتظار دارند برندها سراغ راه‌های دیگری بروند؛ مثل کاهش وزن پارچه، ساده‌تر کردن طراحی، تغییر ترکیب مواد اولیه یا حذف برخی ویژگی‌های محصول.

جولیان هوگل برآورد می‌کند قیمت برخی پوشاک پایه در نهایت می‌تواند ۱۰ تا ۲۰ درصد افزایش پیدا کند؛ هرچند مشاهده کامل این اثر ممکن است تا یک سال طول بکشد.

ایندیتکس، مالک زارا نیز اعلام کرده اختلالات خاورمیانه هزینه‌های حمل‌ونقل و مواد اولیه را افزایش داده و این فشار در نیمه دوم سال بر حاشیه سود ناخالص شرکت ادامه خواهد داشت. این شرکت برای کاهش اثر جنگ، روش‌های حمل‌ونقل و منابع تأمین خود را تغییر داده و به شبکه‌ای در ده‌ها کشور متکی شده است.

آخر ماجرا به جیب مشتری می‌رسد

مشکل بزرگ‌تر برای صنعت پوشاک، فقط افزایش هزینه تولید نیست؛ قدرت خرید مشتری است.

وقتی هزینه غذا و انرژی بالا می‌رود، پول کمتری برای خریدهای غیرضروری باقی می‌ماند. فریتز گروبین، رئیس بورس پنبه برمن، می‌گوید زنجیره نساجی به‌شدت به وضعیت مالی مصرف‌کننده و میزان پولی که برای خرید در اختیار دارد وابسته است.

در پلامی، درآمد کاهش یافته و مدیرعامل شرکت انتظار ندارد شرایط تغییر کند، مگر اینکه جنگ فروکش کند و قیمت‌ها به سمت عادی‌شدن برگردند.

در چنین شرایطی، تصمیم مشتری ساده است: اگر یک تی‌شرت گران شود، می‌تواند اصلاً آن را نخرد.

فاضل‌الحق می‌گوید در دوران سخت اقتصادی، مصرف‌کننده می‌تواند به‌سادگی «همان لباسی را که دارد بپوشد».

و این همان تله‌ای است که صنعت پوشاک در آن گیر کرده است: هزینه‌ها بالا می‌رود، اما خریدار حاضر نیست بیشتر پول بدهد.

اگر یک تولیدکننده حاضر نباشد با ضرر کار کند، خریدار می‌تواند سراغ تولیدکننده دیگری برود.

بنابراین شاید جنگ ایران را در ویترین فروشگاه نبینید، اما اثر آن می‌تواند چند ماه بعد روی همان برچسب قیمت لباسی ظاهر شود که قرار است بخرید.