هر بار یک ابزار تازه هوش مصنوعی معرفی می‌شود، یک سؤال قدیمی دوباره مطرح می‌شود: نکند شغل بعدی که ماشین جای آن را می‌گیرد، شغل من باشد؟

تصویری که از آینده کار در ذهن بسیاری شکل گرفته، ساده است: اداره‌هایی خلوت‌تر، میزهای خالی‌تر و ماشین‌هایی که بدون خستگی کار می‌کنند. اما اگر کمی از این تصویر فاصله بگیریم، اتفاق دیگری را هم می‌بینیم. کسی باید دیتاسنترها را بسازد، سرورها را نصب کند، برق موردنیازشان را تأمین کند، آنها را خنک نگه دارد و به شرکت‌ها آموزش دهد چطور از هوش مصنوعی استفاده کنند.

گزارش اکونومیست نشان می‌دهد هوش مصنوعی تاکنون بازار کار آمریکا را کوچک نکرده است. ماشین‌ها برخی صندلی‌ها را خالی کرده‌اند، اما هم‌زمان صندلی‌های تازه‌ای هم ساخته شده‌اند.

اگر قرار بود انقلاب هوش مصنوعی همین حالا یک بحران گسترده اشتغال ایجاد کرده باشد، آمار کلی بازار کار آمریکا باید نشانه‌های آن را نشان می‌داد. فعلاً چنین چیزی دیده نمی‌شود.

اقتصاد آمریکا در ماه اوت ۱۶۲ هزار شغل ایجاد کرد؛ رقمی که بسیار بیشتر از انتظار بود. نرخ بیکاری نیز ۴.۱ درصد اعلام شد.

حتی جوانانی که معمولاً آنها را یکی از نخستین قربانیان ورود هوش مصنوعی به بازار کار می‌دانند، فعلاً با موج گسترده بیکاری روبه‌رو نشده‌اند. فاصله نرخ بیکاری جوانان ۲۰ تا ۲۴ ساله با نرخ بیکاری کل کشور به یکی از پایین‌ترین سطوح چند دهه اخیر رسیده است.

البته این تصویر آرام، همه ماجرا نیست. استخدام در بخش خدمات حرفه‌ای و کسب‌وکار حدود ۱۰ درصد پایین‌تر از میانگین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ قرار دارد. شرکت‌هایی مانند مایکروسافت و متا نیز هنگام بازسازی فعالیت‌های خود حول هوش مصنوعی، نیروهایشان را کاهش داده‌اند. بلاک و اینتویت هم بخشی از کارکنان خود را با ربات‌ها جایگزین کرده‌اند.

طبق آمار یک مؤسسه کاریابی، شرکت‌های آمریکایی امسال به‌ طور متوسط ماهانه ۱۶ هزار تعدیل نیرو را به هوش مصنوعی نسبت داده‌اند. این رقم در نگاه اول بزرگ به نظر می‌رسد؛ اما در بازار کاری که کارفرمایان در یک ماه عادی حدود ۱٫۷ میلیون نفر را کنار می‌گذارند، هنوز موجی کوچک در دریایی پرتحرک است.

ترس از ربات‌ها

هوش مصنوعی روی صفحه تلفن یا لپ‌تاپ، چیزی شبیه یک نرم‌افزار بی‌وزن به نظر می‌رسد. اما پشت این فناوری، زیرساختی بسیار بزرگ و پرمصرف قرار دارد: تراشه، سرور، کابل، سیستم خنک‌کننده، دیتاسنتر و نیروگاه.

هرچه این «مغز دیجیتال» بزرگ‌تر می‌شود، بدن فیزیکی آن نیز به نیروی انسانی بیشتری نیاز دارد.

اکونومیست با استناد به محاسبات گلدمن ساکس می‌نویسد هزینه سالانه زیرساخت‌ها و تجهیزات موردنیاز هوش مصنوعی، از تراشه و سرور گرفته تا برق و سیستم‌های خنک‌کننده، اکنون حدود ۵۰۰ میلیارد دلار بیشتر از سال ۲۰۲۲ و زمان آشنایی جهان با ChatGPT است.

ساخت دیتاسنترها نیز با سرعتی بیش از ۷۵ میلیارد دلار در سال پیش می‌رود؛ رقمی که در یک سال نزدیک به ۶۰ درصد افزایش یافته است. پشت این ساخت‌وساز، نیروی کار بزرگی قرار دارد: برق‌کاران، متخصصان تهویه، مهندسان شبکه برق و تکنسین‌های نصب و نگهداری.

بررسی اکونومیست از پنج صنعت مرتبط با این ساخت‌وسازها نشان می‌دهد از سال ۲۰۲۳ حدود ۳۲۰ هزار نفر بیشتر از روند معمول در بخش‌های تولید و ساخت‌وساز در آنها مشغول به کار شده‌اند.

فرصت‌های شغلی دیتاسنترها نیز در دو سال بیش از دو برابر شده‌اند؛ درست در دوره‌ای که تعداد کل آگهی‌های استخدام کاهش یافته است. لینکدین هم از ایجاد نزدیک به نیم‌میلیون شغل دیتاسنتری بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ خبر می‌دهد.

البته همه این مشاغل را نمی‌توان مستقیماً به هوش مصنوعی نسبت داد؛ نوسازی شبکه برق و ساخت کارخانه‌های دیگر نیز در این رشد سهم دارند. اما هم‌زمانی آن با رونق هوش مصنوعی قابل چشم‌پوشی نیست.

آمار تغییرات اشتغال در مشاغل مختلف آمریکا بین ماه‌های می ۲۰۲۳ تا می ۲۰۲۵ بر اساس داده‌های اداره آمار کار. | منبع: اکونومیست

کارخانه‌های عصر ماشین، نیروی انسانی کم دارند

رقابت برای جذب این نیروها حتی به افزایش دستمزدها هم منجر شده است.

دستمزد پیشنهادی برای مشاغل نصب و نگهداری دیتاسنترها حدود ۴۰ درصد بیشتر از کارهای مشابه در بخش‌های دیگر است. از ژانویه تا ژوئن نیز متوسط دستمزد ساعتی در تولید تجهیزات برقی بیش از ۱۳ درصد و دستمزد پیمانکاران برق نزدیک به ۸ درصد افزایش یافته است.

با این حال، مشکل فقط پول نیست؛ نیروی مناسب به اندازه کافی پیدا نمی‌شود.

دونالد لیونز از انجمن ملی تولیدکنندگان تجهیزات برقی، هنگام بازدید از یک کارخانه ترانسفورماتور از مدیرعامل پرسید بیش از همه به چه کمکی نیاز دارد. پاسخ او ساده بود: «می‌توانی بیایی اینجا و یکی از خطوط تولید ما را راه بیندازی؟»

رونق هوش مصنوعی فقط برای مشاغل فنی نیست. مهندسان مدل‌ها را می‌سازند، برچسب‌زن‌های داده ورودی‌ها و پاسخ‌ها را ارزیابی می‌کنند، مهندسان مستقر در محل فناوری را با نیاز مشتری هماهنگ می‌کنند و «رؤسای هوش مصنوعی» درباره نحوه استفاده شرکت‌ها از این فناوری تصمیم می‌گیرند.

طبق داده‌های لینکدین، آگهی‌های مربوط به رؤسای هوش مصنوعی، مهندسان هوش مصنوعی و مدیران این حوزه تقریباً نسبت به سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ دو برابر شده است. این شبکه اجتماعی برآورد می‌کند بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ حدود ۶۴۰ هزار شغل تخصصی هوش مصنوعی ایجاد شده باشد.

بعضی صندلی‌ها خالی می‌شوند، بعضی تازه ساخته می‌شوند

پژوهش مقدماتی گد لوانون، اقتصاددان ارشد مؤسسه برنینگ گلس، نشان می‌دهد نزدیک به یک درصد مشاغل حرفه‌ای آمریکا اکنون موقعیت‌هایی هستند که بدون هوش مصنوعی وجود نداشتند؛ یعنی حدود یک میلیون شغل.

این سهم در حوزه‌هایی مانند کامپیوتر و علوم زیستی، از جمله کشف دارو با کمک هوش مصنوعی، به ۴ تا ۵ درصد می‌رسد.

مهندسان، توسعه‌دهندگان نرم‌افزار، ریاضی‌دانان و دانشمندان داده نیز از سال ۲۰۲۲ حدود ۷۳۰ هزار شغل بیشتر از روند معمول ایجاد کرده‌اند. همه این مشاغل را نمی‌توان به هوش مصنوعی نسبت داد، اما این فناوری احتمالاً سهم مهمی در شکل‌گیری آنها داشته است.

مسیر دیگری هم وجود دارد: بهره‌وری.

هوش مصنوعی می‌تواند به وکلا کمک کند قراردادها را سریع‌تر بنویسند یا تحلیلگران را قادر کند صورت‌های مالی را در چند دقیقه بررسی کنند. اگر این افزایش سرعت هزینه خدمات را کاهش دهد، تقاضای بیشتر می‌تواند در نهایت به ایجاد کار بیشتر منجر شود.

نشانه‌هایی از این اتفاق همین حالا دیده می‌شود. اشتغال دستیاران حقوقی بین سال‌های ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ حدود ۱۱ درصد و اشتغال تحلیلگران تحقیقات بازار ۶ درصد افزایش یافته؛ در حالی که متوسط رشد اشتغال آمریکا نزدیک به ۲ درصد بوده است.

اما همه مشاغل از این جابه‌جایی جان سالم به در نمی‌برند. از ژانویه ۲۰۲۳، تعداد کارکنان خدمات مشتری حدود ۱۰ درصد و شمار منشی‌ها و دستیاران اداری نزدیک به ۱۵ درصد کاهش یافته است.

اداره آمار کار آمریکا نیز پیش‌بینی می‌کند مشاغل اداری و پشتیبانی دفتری تا سال ۲۰۳۵ حدود ۷۵۲ هزار موقعیت را از دست بدهند؛ زیرا وظایف تکراری این مشاغل همان حوزه‌ای است که عامل‌های هوش مصنوعی روزبه‌روز بهتر از انسان انجام می‌دهند.

برآورد اکونومیست در نهایت تصویری دوگانه ارائه می‌کند: هوش مصنوعی تاکنون در آمریکا حدود یک میلیون شغل ایجاد کرده و نزدیک به ۲۰۰ هزار شغل را از بین برده است.

پس فعلاً خبری از پایان کار انسان نیست. آنچه در حال وقوع است، جابه‌جایی سریع فرصت‌هاست؛ مشاغل تکراری کوچک‌تر می‌شوند و در مقابل، تقاضا برای زیرساخت، مهارت‌های تخصصی و همکاری با ماشین‌ها افزایش می‌یابد.

شاید مسئله اصلی آینده کار این نباشد که «آیا هوش مصنوعی شغل انسان را می‌گیرد؟» بلکه این باشد که شغل بعدی انسان دقیقاً کجاست؟