به گزارش زومان، دو دانش‌آموز را تصور کنید که در یک کلاس درس خوانده‌اند. دانش‌آموز دختر با نمره‌های بهتر فارغ‌التحصیل می‌شود و دانش‌آموز پسر با نمرات پایین‌تر. روی کاغذ، آینده باید به سود دختر باشد؛ اما چند سال بعد، پسر سابقه کار بیشتری دارد، مهارت‌های تازه‌ای آموخته و درآمد بالاتری به دست می‌آورد.

گزارش بانک جهانی نشان می‌دهد این وارونگی، یک استثنای فردی نیست؛ الگویی جهانی است. برتری دختران در مدرسه، پس از ورود به بزرگسالی به برتری اقتصادی تبدیل نمی‌شود.

این همان داستان پنهانی است که بانک جهانی از دل شاخص «سرمایه انسانی پلاس» بیرون کشیده است: مدرسه فقط آغاز مسیر است. بخش مهمی از توانایی انسان‌ها پشت میز کار ساخته می‌شود و «زنانی که به آن میز راه پیدا نمی‌کنند، نه‌فقط درآمد، بلکه فرصت انباشت بخشی از سرمایه انسانی خود را نیز از دست می‌دهند.»

شکافی که پس از مدرسه آغاز می‌شود

شاخص سرمایه انسانی پلاس یا «اچ‌سی‌آی‌پلاس (+HCI)»، توانایی‌های افراد را تنها تا پایان تحصیل اندازه نمی‌گیرد؛ بلکه مسیر آن‌ها را تا ۶۵ سالگی و پایان دوره کاری دنبال می‌کند.

این شاخص نشان می‌دهد زنان در مجموع سلامت و آموزش، حدود ۵ امتیاز از مردان جلوترند؛ اما با اضافه‌شدن اشتغال و تجربه کاری، نتیجه کاملاً وارونه می‌شود و امتیاز کل زنان ۱۹ واحد پایین‌تر قرار می‌گیرد.

بنابراین شکاف اصلی میان زنان و مردان، شکاف آموزشی نیست؛ شکاف شغلی است.

در ۱۰۱ کشور از ۱۴۵ کشور جهان، زنان در سلامت و آموزش عملکرد بهتری دارند، اما پس از واردشدن اشتغال به محاسبات، مردان امتیاز نهایی بالاتری کسب می‌کنند. در جنوب آسیا، تنها تفاوت در یادگیری حین کار، ۹۸ درصد شکاف جنسیتی را توضیح می‌دهد.

نتیجه نهایی در درآمد ظاهر می‌شود: درآمد مورد انتظار مردان در سطح جهان ۲۱ درصد بیشتر است. فاصله‌ای که نه در کلاس درس، بلکه عمدتاً پس از خروج از آن ساخته می‌شود.

کار فقط محلی برای خرج‌ کردن مهارت‌ها نیست؛ بلکه خود نوعی مدرسه طولانی‌مدت است. طبق این گزارش فردی با ۳۰ سال تجربه در یک شغل مزدبگیری، تقریباً ۲.۵ برابر کسی که تازه کارش را آغاز کرده، بهره‌وری دارد. ارزش این تجربه تقریباً با تکمیل ۱۲ سال آموزش با کیفیت متوسط برابری می‌کند.

بنابراین وقتی زنان کمتر وارد بازار کار می‌شوند، دوره‌های کوتاه‌تری شاغل می‌مانند یا در مشاغلی قرار می‌گیرند که فرصت یادگیری محدودی دارند، عللاوه بر درآمد، از سال‌ها آموزش عملی، ارتباط حرفه‌ای و رشد بهره‌وری نیز محروم می‌شوند.

نسخه تازه اچ‌سی‌آی‌ پلاس برای هر کشور مشخص می‌کند که مانع اصلی کدام است: بیرون‌ماندن زنان از نیروی کار، بیکاری یا اشتغالی که چیزی به مهارت‌های آنان اضافه نمی‌کند.

هفت سال گمشده میان مدرسه و بازار کار

بانک جهانی فاصله ۱۸ تا ۲۵ سالگی را پنجره‌ای حیاتی می‌داند؛ هفت سالی که جوانان باید در حال تحصیل، کار یا مهارت‌آموزی باشند. بااین‌حال، گروه بزرگی در هیچ‌ یک از این مسیرها قرار ندارند؛ «جوانانی که در ادبیات بازار کار «نیت»

(Neet)نامیده می‌شوند؛ یعنی نه شاغل‌اند، نه در حال تحصیل و نه در دوره‌های مهارت‌آموزی.»

از هر چهار جوان در ۱۵۱ کشور، تقریباً یک نفر نیت است. این نسبت در کشورهای کم‌درآمد و با درآمد متوسط به یک‌سوم و در خاورمیانه، شمال آفریقا، افغانستان و پاکستان به ۴۱ درصد می‌رسد.

مسئله برای دختران بسیار شدیدتر است: در جهان، ۴۰ درصد زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله نه کار می‌کنند و نه درس می‌خوانند؛ سهم مردان جوان فقط ۱۷ درصد است.

شکاف در برخی مناطق به مراتب عمیق‌تر می‌شود. در خاورمیانه، شمال آفریقا، افغانستان و پاکستان، نسبت نیت‌ها میان زنان جوان ۶۳ درصد و میان مردان ۲۰ درصد است.

این سال‌های ازدست‌رفته فقط به معنای توقف یادگیری نیست. مهارت‌های قبلی نیز در دوره دوری از کار و تحصیل، سالانه حدود ۱.۲۵ درصد فرسوده می‌شوند. بنابراین زن جوانی که پشت در بازار کار می‌ماند، هم فرصت ساختن مهارت تازه را از دست می‌دهد و هم اندوخته قبلی‌اش آرام‌آرام تحلیل می‌رود.

ایران؛ مدرکی که به صندلی شغلی نمی‌رسد

در ایران، داستان بانک جهانی با شدت بیشتری تکرار می‌شود. مسئله فقط این نیست که زنان هنگام استخدام با مانع روبه‌رو می‌شوند؛ بخش بزرگی از آن‌ها اساساً به جمعیت فعال اقتصادی راه پیدا نمی‌کنند. مطابق آمارها فقط حدود ۱۴ درصد زنان بالای ۱۵ سال ایران شاغل بوده‌اند یا فعالانه دنبال کار می‌گشته‌اند؛ این رقم برای مردان ۶۷.۲ درصد بوده است. به بیان ساده، در برابر هر پنج مرد حاضر در بازار کار ایران، تقریباً یک زن حضور دارد.

این در حالی است زنان ایرانی در حوزه آموزش در این سال‌ها با قدرت پیش رفته‌اند. به طوری که سهم زنان در دانشگاه‌ها از مردان پیشی گرفته است. با این حال مدرک دانشگاهی هم چندان نتوانسته مشکل اشتغال را برای زنان حل کند.

مقایسه منطقه‌ای، فاصله زیاد زنان ایران با برخی کشورهای همسایه در عرصه اشتغال را روشن‌تر می‌کند. سهم اشتغال زنان در عربستان سعودی ۳۰.۳ درصد، در ترکیه ۳۲.۸ درصد و در امارات ۵۰.۸ درصد بوده است. در حالی که در ایران تنها به ۱۱.۸ درصد می‌رسد. به این ترتیب، مشارکت زنان در عربستان بیش از ۲ برابر و در امارات نزدیک به ۴ برابر ایران است.

داده‌های بانک جهانی یک وارونگی تلخ را نشان می‌دهد: دختران در مدرسه برنده‌اند، اما بازار کار نتیجه را به سود مردان تغییر می‌دهد. تا زمانی که گذار از تحصیل به اشتغال برای زنان هموار نشود، برتری آموزشی آنان به درآمد تبدیل نخواهد شد. آینده این شکاف بیش از آنکه به کلاس‌های درس وابسته باشد، به درهایی بستگی دارد که بازار کار به روی زنان باز یا بسته نگه می‌دارد.

به نظر شما چه موانعی بر سر راه اشتغال زنان وجود دارد؟