فقط چند روز طوفان توانست معادن مس شیلی را تعطیل کند و اقتصاد یکی از ثروتمندترین کشورهای آمریکای لاتین را به خطر بیندازد. اما چگونه؟
به گزارش زومان، روزهای پایانی تیر ماه، فعالیت معدن کاسرونس در منطقه آتاکاما در کشور شیلی متوقف شد. برف سنگین راههای دسترسی را بست و آسیب به دکلهای انتقال، برق معدن را قطع کرد. همزمان، باران شدید فعالیت معدن کاندلاریا را مختل کرد و معدن لوس پلامبرس نیز برای چند روز از استخراج و فرآوری مس بازماند. سیلاب و رانش زمین بخشهایی از شاهراه اصلی کشور را بست و چند نفر را به کام مرگ کشاند.
کمی بعد ابعاد اقتصادی طوفان آشکار شد: تولید مس شیلی در ژوئیه به ۴۰۳ هزار و ۴۲۴ تن سقوط کرد؛ ۹.۸ درصد کمتر از ژوئن و پایینترین تولید این ماه از سال ۲۰۱۱.
طوفان فروکش کرد، اما رد آن همچنان در معادن خاموش، کارخانههای کمکار و پیشبینیهای نزولی رشد اقتصادی دیده میشد.
اما طوفانهای اخیر شیلی به تنهایی اقتصاد این کشور را بیمار نکردند. آنها درست به جایی اصابت کردند که اقتصاد از قبل در آن درد داشت: معادن مس. در کشوری که بزرگترین تولیدکننده مس جهان است، تعطیلی معادن یعنی کاهش تولید، صادرات، درآمد ارزی و فعالیت کارخانهها.
باران روی معادن بارید، اما هزینه آن در سراسر اقتصاد پخش شد.
مس سرفه کرد، تمام اقتصاد شیلی تب کرد
طوفانهای زمستانی ماه جولای بخش بزرگی از مرکز شیلی را درنوردیدند. به این ترتیب، اختلال موقت آبوهوایی به نگرانی بلندمدتتری درباره تولید مس تبدیل شد.
افت معدن بهسرعت به بخشهای دیگر اقتصاد این کشور سرایت کرد. براساس گزارش بلومبرگ، تولید صنعتی شیلی در ژوئیه ۵.۱ درصد کاهش یافت؛ در حالی که تحلیلگران انتظار افتی فقط ۱.۹ درصدی را داشتند. تولید کارخانهای نیز ۴.۹ درصد پایین آمد.
این اعداد به روشنی میگفتند وقتی مس در شیلی از حرکت میایستد، کارخانه، فروشگاه و بازار کار نیز سرعت خود را از دست میدهند.
بحران از آسمان نیامد؛ طوفان فقط آن را آشکار کرد
طوفان غیر منتظره، مقصر نابسامانی در اقتصاد بود، اما نه تمام ماجرا.
تولید مس شیلی پیش از بارندگیها نیز سال ضعیفی را پشت سر میگذاشت. افزایش شدید قیمت سوخت اعتماد مصرفکنندگان و کسب و کارها را کاهش داده بود و بیکاری در سطح بالایی قرار داشت.
نرخ بیکاری در ژوئیه به ۹.۵ درصد رسید و بیکاری زنان به ۱۰.۳ درصد افزایش یافت. اقتصاد شیلی در سه ماهه نخست سال ۰.۳ درصد کوچک شد و در سه ماهه دوم هیچ رشدی نکرد.
اقتصاددانان اکنون رشد سال ۲۰۲۶ را نزدیک یک درصد میبینند و برخی رشد فقط ۰.۵ تا ۰.۷۵ درصدی را محتمل میداند.
بنابراین طوفان، علت تمام گرفتاریهای شیلی نبود؛ بیشتر شبیه آزمایشی بود که میزان تابآوری اقتصاد را نشان داد.
اقتصادی با رشد قوی، تولید متنوع و اعتماد بالا احتمالاً چنین حادثهای را پشت سر میگذاشت. اما در شیلی، باران به اقتصادی رسید که پیش از خیسشدن نیز تعادل محکمی نداشت.
شوکها دیوارهای ترکخورده را پیدا میکنند
همین الگو برای ایران هم صدق میکند.
برخی جهش افسارگسیخته نرخ ارز و تورم در این روزها را ناشی از جنگ میدانند، اما نمیتوان فراموش کرد که اقتصاد کشور پیش از تشدید درگیریهای نظامی نیز زیر فشار تحریم، تورم بالا، ناترازی انرژی، محدودیت تجارت و ضعف سرمایهگذاری قرار داشت.
جنگ این مشکلات را خلق نکرد؛ اما اختلال بیشتر در تجارت و واردات، تهدید درآمدهای نفتی، آسیب به زیرساختها و افزایش نااطمینانی را به آنها افزود.
بانک جهانی برآورد کرده که اقتصاد ایران در سال ۱۴۰۴ حدود ۲.۷ درصد کوچک شده است. این نهاد انقباض اقتصاد را حاصل یک عامل واحد نمیداند، بلکه آن را نتیجه برخورد مشکلات ساختاری و تحریمهاُ، اعتراضات، اختلالات تجاری و تشدید تنشها معرفی میکند.
بنابراین جنگ، وزنه تازهای بر دوش اقتصادی گذاشت که از قبل نیز بار سنگینی حمل میکرد.
مسئله در کشورهای مختلف یکسان نیست؛ اما الگو مشترک است.
شوک بیرونی مثل جریان آبی است که نمیتواند از محکمترین بخش دیوار عبور کند؛ بلکه راه خود را از درون ترکهای قبلی پیدا میکند.
طوفان فروکش میکند و معادن شیلی دوباره فعال میشوند، اما خطر اصلی باقی میماند. تا زمانی که رشد ضعیف، بیکاری بالا و وابستگی شدید به مس ادامه داشته باشد، حادثه بعدی نیز میتواند اقتصاد را متوقف کند.
آینده شیلی فقط به آبوهوا وابسته نیست، بلکه به توانایی دولت در ساختن اقتصادی با ضربهگیرهای قویتر بستگی دارد.
به نظر شما وضعیت اقتصادی فعلی بیشتر حاصل مشکلات ساختاری است یا جنگ؟