به گزارش زومان، وقتی صحبت از کیفیت زندگی در کشورهای توسعهیافته میشود، یکی از اولین تصاویر، هفتههای کاری کوتاهتر، تعطیلات بیشتر و زمان آزاد بیشتر است. در مقابل، در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران، «زیاد کار کردن» بخشی عادی از زندگی شغلی تلقی میشود. اما دادههای جهانی یک تناقض جالب را نشان میدهند: برخی کشورهای ثروتمند هنوز بسیار زیاد کار میکنند و برخی کشورهای فقیر ساعات کار پایینی دارند. پس چه چیزی تعیین میکند مردم یک کشور چقدر کار کنند؟
پژوهشی تازه نشان میدهد برخلاف تصور رایج، رشد اقتصادی و پیشرفت فناوری لزوما به کوتاهتر شدن هفته کاری منجر نمیشود. اموری گثین و امانوئل سائز، دو اقتصاددان، در مقالهای که صندوق بینالمللی پول منتشر کرده، میگویند ساعات کار بیش از آنکه صرفا حاصل تصمیم فردی یا سطح درآمد باشد، تحت تاثیر انتخابهای اجتماعی درباره آموزش، بازنشستگی، قوانین کار و حمایتهای درآمدی قرار دارد.
مردم جهان واقعا چند ساعت کار میکنند؟
نویسندگان برای پاسخ به این پرسش، یکی از جامعترین پایگاههای داده درباره ساعات کار در جهان را گردآوری کردهاند. این مجموعه ۱۶۰ کشور را دربر میگیرد که در مجموع ۹۷ درصد جمعیت جهان را نمایندگی میکنند.
منابع اصلی، پیمایشهای خانوار و نیروی کار هستند که نهادهای آماری کشورها انجام دادهاند و سازمان بینالمللی کار و بانک جهانی آنها را گردآوری کردهاند. این دادهها علاوه بر ساعات کار، اطلاعاتی مانند سن، جنسیت، بخش اشتغال و درآمد را نیز ثبت میکنند.
بر اساس یافتهها، ۵۹ درصد افراد ۱۵ ساله و بالاتر جهان شاغلاند و هر فرد شاغل به طور متوسط ۴۳ ساعت در هفته کار میکند.
اگر غیرشاغلان را هم در محاسبه وارد کنیم، میانگین ساعات کار به ازای هر بزرگسال در جهان حدود ۲۵ ساعت در هفته میشود.
البته این عدد میانگین، اختلافهای مهمی را پنهان میکند. ساعات کار در نوجوانی پایین است، در سالهای آغاز بزرگسالی افزایش پیدا میکند، در سنین اوج فعالیت به بیشترین سطح میرسد و بعد از ۶۰ سالگی بهشدت کاهش مییابد.
شکاف جنسیتی نیز همچنان قابل توجه است؛ حدود دو سوم کل ساعات کار جهان را مردان و یکسوم را زنان تامین میکنند. بخش بزرگی از این شکاف نه به تفاوت ساعات کار زنان و مردان شاغل، بلکه به تفاوت در نرخ ورود آنها به بازار کار مربوط است.
کشورهای ثروتمند لزوما کمتر کار نمیکنند
تصور رایج این است که هرچه یک کشور ثروتمندتر شود، مردم آن کمتر کار میکنند. اما دادهها چنین رابطه سادهای را تایید نمیکنند.
رابطه میان درآمد سرانه و ساعات کار، بیشتر شبیه یک منحنی زنگولهای است: ساعات کار در کشورهای بسیار فقیر و بسیار ثروتمند پایینتر است و در بسیاری از اقتصادهای با درآمد متوسط به اوج میرسد.
برای مثال، برخی از پایینترین ساعات کار در کشورهایی بسیار متفاوت مانند فرانسه، آفریقای جنوبی و افغانستان دیده میشود، در حالی که ماداگاسکار، ویتنام و چین در میان کشورهایی با ساعات کار بالا قرار دارند.
در کشورهایی مانند هند و پاکستان نیز افراد شاغل به طور متوسط بیش از ۴۵ ساعت در هفته کار میکنند.
به بیان دیگر، سطح درآمد تنها بخش کوچکی از اختلاف جهانی ساعات کار را توضیح میدهد. دو کشور با درآمد مشابه میتوانند الگوهای کاری کاملا متفاوتی داشته باشند.
یکی از دلایل این تفاوت، ساختار اقتصادی است. در اقتصادهای نوظهور، رشد سریع صنعت و خدمات میتواند با تقاضای زیاد برای نیروی کار و ساعات کاری طولانی همراه شود. در مقابل، در کشورهای پردرآمد معمولا قوانین کار قویتر، اشتغال رسمیتر و هنجارهای متفاوت اجتماعی به کاهش ساعات کار منجر میشود.
با این حال، کشورهایی مانند آمریکا و سنگاپور نشان میدهند ثروتمند بودن به خودی خود تضمینی برای هفته کاری کوتاه نیست.
چرا جوانان و سالمندان در کشورهای ثروتمند کمتر کار میکنند؟
یکی از روشنترین تفاوتها میان کشورهای فقیر و ثروتمند مربوط به جوانان و سالمندان است.
در کشورهای توسعهیافته، جوانان ساعات کمتری کار میکنند، اما دلیل اصلی لزوما ثروت بیشتر یا علاقه بیشتر به اوقات فراغت نیست. عامل مهمتر، گسترش آموزش است. هرچه حضور در مدرسه و دانشگاه بیشتر شود، نوجوانان و جوانان دیرتر وارد بازار کار میشوند.
در مورد سالمندان نیز نقش نظامهای بازنشستگی بسیار مهم است. وجود مستمری عمومی باعث میشود افراد بتوانند بدون از دست دادن کامل درآمد از بازار کار خارج شوند.
توسعه، کار را میان زنان و مردان جابهجا میکند
در گروه سنی ۲۰ تا ۵۹ سال، یافتهها حتی جالبتر است. مجموع ساعات کار این گروه در کشورهای مختلف و در دورههای تاریخی طولانی، تغییر چندانی نکرده است.
برای نمونه، در آمریکا میانگین ساعات کار افراد در سن اصلی فعالیت، با احتساب شاغلان و غیرشاغلان، در سال ۱۹۰۰ حدود ۳۰ ساعت در هفته بود و امروز نیز تقریبا در همان محدوده قرار دارد.
اما ترکیب این ساعات تغییر کرده است.
با توسعه اقتصادی، ساعات کار مردان کاهش یافته و در مقابل، حضور زنان در مشاغل مزدبگیر افزایش پیدا کرده است. در بسیاری از کشورها، این دو روند تا حد زیادی یکدیگر را خنثی کردهاند.
بنابراین توسعه لزوما باعث نمیشود جامعه در مجموع کمتر کار کند؛ بلکه بخشی از کار را میان زنان و مردان بازتوزیع میکند و شکاف جنسیتی بازار کار را کاهش میدهد.
مالیات مهمتر است یا قانون کار؟
در نگاه اول، کشورهای دارای مالیات بالاتر بر نیروی کار معمولا ساعات کاری پایینتری دارند. هند با مالیاتهای پایینتر ساعات کار زیادی دارد، در حالی که فرانسه با مالیات بالاتر ساعات کمتری کار میکند.
اما پژوهشگران میگویند با در نظر گرفتن مقررات بازار کار و میزان رسمی بودن اشتغال، اثر مستقیم مالیات تقریبا از بین میرود.
آنچه اهمیت بیشتری دارد، قوانینی مانند سقف ساعات کار، مقررات اضافهکاری، مرخصی با حقوق، قراردادهای رسمی و نظام بازنشستگی است.
در نتیجه، ساعت کاری کمتر بیش از آنکه محصول طبیعی ثروتمند شدن یک کشور باشد، نتیجه انتخابهای سیاستی و اجتماعی درباره نحوه سازماندهی کار است.
پیام اصلی این پژوهش در نهایت ساده است: فناوری و رشد اقتصادی به کشورها امکان میدهد با بهرهوری بیشتری تولید کنند، اما تعیین نمیکنند مردم چه مقدار از این افزایش بهرهوری را به درآمد بیشتر و چه مقدار را به زمان آزاد بیشتر تبدیل کنند. این تصمیم تا حد زیادی در قانون کار، نظام رفاه، آموزش، بازنشستگی و هنجارهای اجتماعی هر کشور گرفته میشود.
به نظر شما، میزان کار کردن و توسعه اقتصادی یک جامعه چقدر به یکدیگر وابستهاند؟