شاخص فلاکت در بهار رکورد زد
وقتی قیمتها در فروشگاهها بالا میرود، اقتصاددانان عموما امیدوارند که بازار کار پررونق بماند و دستمزدی برای پرداخت هزینهها وجود داشته باشد. همچنین در شرایط رکودی، بیکاری باعث کاهش تقاضای کالا میشود و همین موضوع معمولا با افت سطح قیمتها همراه است.
اما زمانی که بیکاری و گرانی همزمان اوج میگیرند، اقتصاد وارد وضعیت رکود تورمی میشود؛ شرایطی که در آن هم یافتن شغل دشوار است و هم قدرت خریدِ همان درآمدهای محدود، روزانه تحلیل میرود. سایه جنگ و محاصره دریایی در ماههای گذشته، این ترکیب را در اقتصاد ایران به یک نقطه بحرانی رسانده است.
سایه سنگین رکود تورمی
به گزارش زومان، در بهار امسال، نرخ بیکاری در کل کشور به ۹.۱ درصد رسید. این شاخص که پیشتر روندی کاهشی داشت، تحت تاثیر تبعات جنگ و محاصره دریایی دوباره در مسیر صعود قرار گرفت. همزمان، تورم سالانه در بهار امسال، یعنی میانگین تغییرات قیمت سبد مصرفکننده در ۱۲ ماه منتهی به این فصل نسبت به دوره مشابه سال قبل، عدد ۶۲ درصد را ثبت کرد که از رکوردهای بالای تورمی در سالهای اخیر محسوب میشود.
حاصل جمع مستقیم این دو متغیر، شاخص فلاکت را میسازد که در پایان بهار به ۷۱.۱ درصد در کل کشور رسید. از آن جا که روندهای شهری و کشوری همواره به یکدیگر نزدیک بوده و سابقه آماری سالهای قبل تنها در مناطق شهری موجود است، برای درک بهتر قدمت این رکورد، باید به دادههای شهری مرکز آمار مراجعه کرد که با سال پایه ۱۴۰۰ در دسترس هستند. بر این اساس در مناطق شهری، تورم میانگین به ۶۰.۳ درصد و نرخ بیکاری به ۹.۸ درصد رسید. مجموع این دو نشان میدهد شاخص فلاکت در کل مناطق شهری نیز از مرز ۷۰ درصد عبور کرده و روی ۷۰.۱ درصد ایستاده است. ؛ برآوردها نشان میدهد از سال ۱۳۸۴ که دادههای همزمان در دسترس است، چنین اتفاقی کاملا بیسابقه بوده است.
جغرافیای نابرابر فشار
توزیع این فشار در پهنه جغرافیایی کشور یکسان نیست. دادهها نشان میدهند استانهای غربی و جنوبی که همزمان با اوج تنشهای نظامی مواجه بودهاند، سنگینترین بار را به دوش کشیدهاند. لرستان با شاخص ۸۴.۳۴ درصد رکورددار فلاکت در کشور است. پس از آن، کردستان با ۸۳.۷۱ درصد، ایلام با ۸۳.۱۱ درصد، کرمانشاه با ۸۲.۲۴ درصد و خوزستان با ۸۱.۳۸ درصد در صدر این فهرست قرار دارند.
در نقطه مقابل، استان تهران با ثبت عدد ۶۲.۵۹ درصد، کمترین میزان شاخص فلاکت را در کل کشور تجربه کرده است. خراسان جنوبی (۶۶.۸۴)، گیلان (۶۷.۷۱) و اصفهان (۶۸.۶۷) نیز در انتهای این جدول جای گرفتهاند. شکاف بیش از ۲۰ واحد درصدی میان بالاترین و پایینترین استان، نشاندهنده توزیع نامتوازن آسیبپذیری در برابر شوکهای کلان است.
ریشهها و تردیدها در یک نماگر
این فاصله معنادار میان استانها و رکوردزنیهای تاریخی، محصول یک اتفاق یکشبه نیست. تشدید محاصره دریایی، انباشته شدن تحریمها، افزایش هزینههای مبادله و افت ظرفیت تولید، در یک روند تدریجی به تعدیل نیروی کار انجامیده و همزمان، کمبود عرضه کالا، موتور تورم را روشن نگه داشته است.
با این حال، شاخص فلاکت به عنوان یک ابزار تحلیلی، با انتقاداتی نیز روبرو است. این نماگر، تورم و بیکاری را با وزن کاملا یکسان جمع میکند؛ در حالی که از دست دادن کامل شغل برای یک خانوار، ممکن است ضربه محکمتری نسبت به افزایش میانگین هزینههای سبد مصرفی وارد میکند. همچنین این شاخص، کیفیت مشاغل یا طول دوره بیکاری را اندازه نمیگیرد. با وجود این نقایص تکنیکال، ثبت چنین رکوردی به روشنی نشان میدهد که اقتصاد ایران در حال تجربه اصطکاک شدیدی است که تابآوری خانوارها، به ویژه در استانهای حاشیهای، را به حداقل رسانده است.