امنیت شغلی پس از جنگ؛ چه کسانی در خطر تعدیلاند؟
به گزارش زومان، هرچه از روزهای داغ و پر خبر جنگ دور میشویم، ابعاد آن بیشتر به چشم میآید. صنایعی که تخریب شدهاند، شرکتهایی که ضررهای هنگفت کردهاند و کارمندانی که نمیدانند تا چه زمان از خطر تعدیل در امان خواهند بود.
این آسیبها حالا میلیونها نفر را در بر گرفته است. اگرچه با شدت متفاوت. شرکتها برای بقا معمولا اولین چیزی که هدف قرار میدهند، نیروی انسانی است. اما اینکه احتمال این موضوع تا چه حد زیاد باشد، به دو عامل بستگی دارد:
- اندازه شرکت
- صنعتی که در آن کار میکنید
پلتفرم کاریابی ایرانتلنت در گزارش سالانه خود تفاوت دستمزدها در صنایع مختلف و میان شرکتهای کوچک و بزرگ را بررسی کرده است. این شکافها فقط به میزان حقوق محدود نمیشود؛ بلکه اغلب بازتابی از قدرت مالی، حاشیه سود و توان تابآوری شرکتها در برابر شوکهای اقتصادی است.
در شرایطی مانند جنگ، همین تفاوتها میتواند تعیین کند کدام شرکتها میتوانند مدت بیشتری بدون تعدیل نیرو دوام بیاورند و کدام کسبوکارها زودتر برای کاهش هزینهها به سراغ کوچک کردن تیمهای خود میروند.
تفاوت شرکتهای کوچک و بزرگ؛ حقوق کمتر، فرصت بیشتر؟
طبق گزارش ایرانتلنت، اگر در یک شرکت کوچک – یعنی با اندازه کمتر از ۱۰۰ نفر – کار کنید، در رده کارشناس به طور متوسط ۲۴.۱ درصد کمتر از کسانی حقوق میگیرید که در شرکتهای بزرگ (بیش از ۱۰۰ نفر) کار میکنند. به طوری که میانه دستمزد کارشناسان در شرکتهای کوچک ۲۷.۵ میلیون و در شرکتهای بزرگ ۳۷ میلیون تومان بوده است.
در شرکتهای بزرگ دامنه دستمزدها گستردهتر و امکان رشد دستمزد نیز بسیار بیشتر است. شرکتهای کوچک به دلیل محدودیتی که در منابع مالی خود دارند، نمیتوانند در سطح دستمزد با شرکتهای بزرگ رقابت کنند. در عوض حضور در شرکتهای کوچک احتمالا فرصت یادگیری و رشد شغلی سریعتر را فراهم میکند و این مزیت آنهاست.
پردرآمدترین صنایع ایران
عامل مهم دیگر در سطح دستمزد شما، صنعتی است که در آن مشغول به کار هستید. طبق گزارش ایران تلنت، در سطح سازمانی کارشناس، سقف دستمزد میتواند تا ۳۰ میلیون تومان بین صنایع مختلف اختلاف داشته باشد.
پردرآمدترین صنایع حال حاضر ایران در حوزه انرژی و حوزه فناوری هستند.
رتبه اول را شرکتهای نفت و پتروشیمی دارند. پس از آن، صنایع نیروگاهی، مخابرات و فناوری اطلاعات، فناوری و خدمات دیجیتال و مشاوره مدیریت و مالی قرار دارد. سقف پرداختی در این صنایع فاصله قابل توجهی به حوزههای دیگر دارد. به طوری که برای کسانی که رده سازمانی «کارشناس» دارند، سقف درآمد برای شرکتهای نفتی به ۷۵ میلیون تومان و برای ۴ حوزه بعدی به ۷۰ میلیون تومان میرسد.
این در حالی است که کارشناسانی که در صنایع کشاورزی، تبلیغات و رسانه، خدمات دولتی کار میکنند حداکثر تا ۵۰ میلیون تومان و کارشناسان آموزش و پژوهش تا ۴۵ میلیون تومان درآمد دارند.
تخصص، سپر امنیت شغلی میشود؟
دو صنعتی که آسیب شدیدی در طی جنگ به ساختار و سرمایه آنها وارد آمد، صنعت پتروشیمی و صنایع فولاد بودهاند. در کنار این دو صنعت، مخابرات و فناوری اطلاعات و فناوری و خدمات دیجیتال نیز به دلیل قطعی اینترنت احتمالا زیانهای هنگفتی را متحمل شدهاند. هزینههای سنگین تعمیرات و بازسازی ناشی از جنگ در این شرکتها امکان دارد منجر به تعدیل نیرو در برخی از آنها شود. اگرچه سایر شرکتها هم در امان نیستند.
با این حال به نظر میرسد کارکنان این صنایع از امنیت بالاتری برخوردارند. زیرا کار کردن در این حوزهها که ارزش افزوده بالایی تولید میکند، اغلب نیازمند مهارتهای تخصصی بالایی است؛ دلیلی که باعث میشود شرکتها رقابت بالایی هم برای جذب نیروی انسانی متخصص داشته باشند و جذابیت مالی کار کردن در این حوزهها بیشتر باشد. بنابراین جایگزینی این نیروها کار سادهای نیست.
در عوض اوضاع برای مشاغلی که نیازمند تخصص کمتری هستند، احتمالا سختتر و ناامنتر خواهد بود.
قربانیان خاموش بحران
البته در این میان، اوضاع برای شرکتهای کوچکتر متفاوت است. مثلا استارتاپهایی را در نظر بگیرید که در زمینه فناوری اطلاعات یا خدمات دیجیتال کار میکنند. اگر این شرکتها نسبتا تازهکار باشند و سازمان نسبتا کوچکی داشته باشند، احتمالا قدرت مالی محدودتری دارند و در روزهای جنگی آسیب بیشتری دیدهاند.
بنابراین افرادی که در این شرکتهای کوچک کار میکنند با وجود تخصص بالا احتمالا ناامنی شغلی بالاتری را تجربه میکنند.
آنچه در نهایت سرنوشت شغلی بسیاری را تعیین میکند، میزان مهارت و جایگزینناپذیری نیروی انسانی است؛ عاملی که شاید تنها سپر قابلاطمینان کارکنان در روزهای پساجنگ به شمار رود.