به گزارش زومان، فرض کنید پس از چند ماه، سبد سهامتان را بررسی می‌کنید. عدد موجودی بزرگ‌تر شده و در نگاه اول، سرمایه‌گذاری موفق به نظر می‌رسد. اما وقتی ارزش دارایی را به دلار حساب می‌کنید، بخش زیادی از این موفقیت ناپدید می‌شود.

در مقیاس کلان بورس تهران دقیقا چنین اتفاقی افتاده است. در حالی که شاخص کل بازار رسیدن آن به سطوح تاریخی را نشان می‌دهد،‌ وقتی ارزش بازار بر حسب دلار بررسی می‌شود، افت شدیدی به چشم می‌خورد. به طوری که بازار نسبت به سال ۱۳۹۹ بیش از ۷۰ درصد از ارزش خود را از دست داده است.

این موضوع پرسشی مهم ایجاد می‌کند: این همه رشد، چقدر ثروت ساخته است؟

روند ارزش دلاری بورس از بازاری حکایت دارد که با وجود بزرگ‌شدن به پول داخلی، از دلار عقب افتاده است. این فاصله، دو روایت می‌سازد:

برخی آن را نشانه این می‌دانند که با وجود رشد بازار، بورس هنوز جای رشد دارد و فرصت خرید وجود دارد. برخی دیگر نیز آن را نشانه افزایش ریسک تولید می‌دانند و می‌گویند ارزش حقیقی شرکت‌ها پایین آمده است.

بازاری که به ریال بزرگ‌تر شد، اما به دلار سقوط کرد

ارزش دلاری بورس یعنی مجموع قیمت همه سهام شرکت‌های بازار را بر نرخ دلار تقسیم کنیم. حاصل، بهایی است که بازار برای مالکیت این شرکت‌ها می‌گذارد.

در سری زمانی بررسی‌شده، این رقم از حدود ۱۱۶.۴ میلیارد دلار در شهریور ۱۳۹۵ به ۹۰.۵ میلیارد دلار در شهریور ۱۴۰۵ رسیده؛ حدود ۲۲ درصد کاهش در ۱۰ سال. پشت این افت، مسابقه‌ای نابرابر جریان داشته است: ارزش ریالی بازار حدود ۴۸ برابر شده، اما دلار حدود ۶۲ برابر.

در میانه راه، بورس جهشی استثنایی داشت. ارزش دلاری در سال ۱۳۹۹ - سال درخشان بورس - به قله ۴۲۰.۶ میلیارد دلاری رسید. مقایسه آن با شهریور امسال، افتی حدود ۷۸ درصدی را نشان می‌دهد.

معنای این افت برای سرمایه‌گذاران و اقتصاد چیست؟

وقتی ارزش دلاری بورس سقوط می‌کند، یعنی سود و رشد بازار در برابر «غول تورم و دلار» عقب مانده است. در اقتصاد به این وضعیت «توهم پولی» می‌گویند؛ یعنی عدد ریالی حساب شما بزرگ‌تر می‌شود و احساس می‌کنید ثروتمندتر شده‌اید، اما قدرتی که این پول برای خرید کالا، خدمات یا تجهیزات واقعی دارد، در عمل کمتر شده است.

این افت ارزش دلاری دو پیام مهم دارد:

  • ۱. بورس کم‌ارزش شده، اما لزوماً «ارزان» نیست؛ بسیاری تصور می‌کنند پایین آمدن ارزش دلاری یعنی بورس در نقطه حراج قرار دارد و یک فرصت طلایی برای خرید است. اما حقیقت این است که سودآوری واقعی شرکت‌ها آسیب دیده است. وقتی شرکت‌ها به هر دلیل از جمله قیمت‌گذاری دستوری نمی‌توانند درآمد خود را متناسب با رشد دلار بالا ببرند، ارزش کل بورس کاهش می‌یابد. پس بخشی از این افت، انعکاس واقعی سخت‌تر شدن شرایط تولید برای شرکت‌هاست.
  • ۲. شاخص کل، آینه ثروت واقعی شما را نشان نمی‌دهد؛ اگر بورس در چند سال اخیر به ریال رشد کرده، این رشد حاصل واقعی افزایش تولید یا صادرات نبوده، بلکه فقط «تعدیل اسمی» با تورم بوده است. سرمایه‌گذاری که سود ریالی بورسش کمتر از رشد نرخ دلار باشد، در حقیقت قدرت خرید خود را از دست داده است.

در نهایت، بازاری که ارزش دلاری آن افت می‌کند، توان خود را برای جذب سرمایه‌های بزرگ و تجدید ارزیابی واقعی دارایی‌ها از دست می‌دهد. بورس برای جبران این فاصله، پیش از هر چیز به ترمیم سودآوری واقعی شرکت‌ها و کاهش فشارهای اقتصادی نیاز دارد.

چرا عقب ماندن از دلار به معنای «ارزان بودن» نیست؟

برخی بر این باورند که وقتی بورس از دلار عقب می‌افتد، بازار حتماً باید این فاصله را جبران کند و بنابراین همچنان رشد خواهد کرد. اما پاسخ این است که هیچ تضمینی برای رشد اتوماتیک وجود ندارد.

در واقع «عقب‌ماندگی از دلار» زمانی منجر به رشد بورس می‌شود که شرکت‌ها بتوانند دارایی‌ها و محصولات خود را با نرخ جدید دلار بفروشند و سود خود را بالا ببرند. اما در حال حاضر شرکت‌ها با دو مانع مواجهند:

  • سرکوب سودآوری: نرخ تسغیر ارز در شرکت‌ها هنوز با نرخ بازار فاصله زیادی دارد. همین فاصله سودآوری شرکت‌ها را سرکوب می‌کند.
  • کاهش فروش واقعی: قدرت خرید مردم به دلیل تورم افت کرده و تقاضای واقعی برای محصولات بسیاری از شرکت‌ها کاهش یافته است.

بنابراین، افت ارزش دلاری بورس همیشه به این معنی نیست که بورس «جامانده و حراج شده»، بلکه بخش زیادی از آن نشان‌دهنده افت کیفیت سودآوری واقعی شرکت‌هاست.

در سمت دیگر قیمت سهام نیز به نسبت سودآوری رشد زیادی داشته است. به طوری که نسبت P/E بازار به سطوح بالایی رسیده است.

نسبت قیمت به سود (P/E) نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران به ازای هر ۱ تومان سود شرکت، چند تومان قیمت برای سهم می‌پردازند. وقتی این نسبت به سطوح بسیار بالایی می‌رسد، دو پیام واضح دارد: رشد شدید شاخص ریالی باعث شده قیمت سهام بالا برود، در حالی که سودآوری شرکت‌ها متناسب با آن رشد نکرده است. از سمت دیگر بازار همین حالا هم تورم و رشد دلار در آینده را در قیمت‌ها پیش‌بینی و لحاظ کرده است.

بنابراین اگر شرکت‌ها نتوانند در گزارش‌های بعدی سودهای جدید و بالاتری بسازند، پتانسیل افت یا رکود فرسایشی وجود دارد.

در شرایطی که قیمت‌ها رشد زیادی کرده و رشد شاخص کل بیشتر ناشی از تورم اسمی بوده تا رشد تولید، سرمایه‌گذاری به امید «جاماندگی بورس از دلار» می‌تواند پرریسک باشد. در چنین شرایطی رشد آینده بازار تضمین‌شده نیست و تنها نصیب شرکت‌هایی می‌شود که توانایی واقعی برای تبدیل تورم به سود دلاری را داشته باشند.

به نظر شما رشد دلار همچنان می‌تواند در سودآوری بورس تهران موثر باشد؟