به گزارش زومان، در روزهایی که رد پای دلار در سودآوری بسیاری از نمادهای بورسی دیده میشود، فزر مسیر متفاوتی را ثبت کرده است. سهام معدن طلای پویا زرکان آقدره نه فقط همگام با بازار ارز و طلا حرکت نکرده، بلکه در بازهای کوتاه از هر دو جلو زده و به یکی از نمادهای پربازده این دوره تبدیل شده است.
نماد بورسی «فزر» این روزها تقریبا هر روز در صف خرید قرار دارد و نزدیک به ۳ درصد بازدهی روزانه ثبت میکند. مقایسه روند بازدهی این سهم با دلار نتیجه شگفتانگیزی را نشان میدهد. حتی با وجود اینکه دلار در هفتههای اخیر سقفهای زیادی را شکسته و اکنون به بیش از ۲۰۰ هزار تومان رسیده، فزر با سرعت از آن هم جلو زده است.
مقایسه رشد فزر، دلار و طلای آبشده
از ابتدای خرداد تا ۱۶ شهریور ۱۴۰۵، سه دارایی اصلی بهصورت زیر حرکت کردهاند.
- فزر از ۱۰۵۸۰ تومان به ۲۶۷۴۰ تومان رسید و ۱۵۲.۷ درصد رشد کرد.
- دلار از ۱۷۹.۹۱ هزار تومان به ۲۲۳.۷ هزار تومان رسید و ۲۴.۳ درصد افزایش یافت.
- طلای آبشده از ۸۲.۶۵۱ میلیون تومان به ۱۰۰.۱۷۹ میلیون تومان رسید و ۲۱.۶ درصد رشد کرد.
فاصله عملکردها روشن است. در حالی که طلا و دلار در ۳ ماه و نیم اخیر حدود ۲۰ درصد بالا رفتهاند، فزر بیش از ۱۵۳ درصد رشد کرده است.
در مقیاس ماهانه هم همین الگو تکرار شده؛ فقط در تیرماه دلار اندکی از فزر جلوتر بوده و در ماههای دیگر، سهم معدن طلای پویا زرکان با فاصله پیش افتاده است.
برای مثال در مرداد ماه در حالی که قیمت دلار از ۱۹۲.۴ هزار تومان در ابتدای ماه به ۱۹۲.۷ هزار تومن در انتهای ماه رسیده و تنها ۰.۲ درصد رشد قیمت داشته، قیمت هر سهم فزر از ۱۵.۱۹ هزار تومان به ۱۹.۹۲ هزار تومان رسیده و ۳۱.۱ درصد رشد قیمت داشته است.
این فاصله یک نکته مهم دارد: بازار احتمالاً فقط افزایش اتفاقافتاده قیمت طلا را در فزر قیمتگذاری نکرده است. بخشی از رشد سهم میتواند بازتاب انتظار معاملهگران برای قیمتهای بالاتر طلا و دلار در آینده و در نتیجه افزایش نرخ فروش و سودآوری شرکت باشد. به بیان دیگر، بخشی از «طلای آینده» ممکن است از همین حالا وارد قیمت سهم شده باشد.
محصولات فزر و جهش نرخ فروش
درآمد اصلی فزر از دو محصول تامین میشود.
- برداشت کانسنگ طلا با عیار ۰.۳۷۵۹ گرم بر تن از محل باطله سنوات قبل؛ یعنی تودههای سنگی باقیمانده از استخراجهای سالهای گذشته دوباره نمونهبرداری و فرآوری میشوند.
- استخراج کانسنگ طلا با عیار ۱.۲۵ گرم بر تن؛ سنگ معدنیای که بهطور متوسط در هر تن ۱.۲۵ گرم طلا دارد و پس از استخراج به کارخانه منتقل میشود.
افزون بر طلا، این معدن مقدار اندکی سنگ تراورتن هم استخراج میکند که در مصالح ساختمانی کاربرد دارد. با این حال طلا محصول اصلی آن است.
گزارش فعالیت شرکت نشان میدهد تولید فزر در ۵ ماه نخست ۱۴۰۵ نسبت به مدت مشابه ۱۴۰۴، ۵ درصد کاهش یافته و فروش نیز ۹ درصد پایین آمده، اما متوسط نرخ فروش در همین دوره ۶۹۱ درصد جهش کرده است. به بیان ساده، قیمت هر تن سنگ طلای این معدن نسبت به سال قبل حدود ۸ برابر شده است.
فزر اعلام کرده که هم سهم فروش طلا را در سبد محصولات خود افزایش داده و هم نرخ فروش طلا در این مدت بالا رفته است. همین ترکیب، موتور اصلی جهش درآمدی سهم را توضیح میدهد.
این اعداد یک تضاد مهم را نشان میدهند: فزر کمتر تولید کرده و مقدار کمتری فروخته، اما درآمد فروش آن ۶۲۰ درصد افزایش یافته است. بنابراین موتور اصلی جهش درآمد شرکت در این دوره افزایش حجم تولید نبوده؛ جهش نرخ فروش و تغییر ترکیب فروش بوده است.
افزایش ۶۹۱ درصدی متوسط نرخ فروش به این معناست که متوسط نرخ تقریباً ۷.۹ برابر شده است. با این حال، بهتر است آن را «هشت برابر شدن قیمت هر تن سنگ طلا» ننامیم؛ زیرا شاخص گزارششده متوسط نرخ فروش شرکت است و تغییر ترکیب محصولات نیز میتواند روی آن اثر گذاشته باشد.
چرا بازدهی فزر از دلار جلو زد؟
رشد بیش از ۱۵۰ درصدی در تنها ۳.۵ ماه، حتی در بازاری که روزهای خوبی را میگذراند، عددی قابلتوجه به شمار میآید.
بررسی ۷۰ روز معاملاتی گذشته، از ابتدای خرداد تا ۱۶ شهریور ماه نشان میدهد این سهم در ۳۸ روز بیش از ۲.۵ درصد بازدهی داشته است. چنین الگویی از ورود پیوسته تقاضا حکایت میکند.
سه عامل میتواند بخشی از فاصله فزر با طلا و دلار را توضیح دهد.
نخست، ظرفیت اهرم سودآوری شرکتهای معدنی طلاست. افزایش قیمت طلا میتواند درآمد شرکت را بالا ببرد و اگر هزینهها با همان سرعت افزایش پیدا نکنند، سود شرکت میتواند سریعتر از قیمت خود طلا رشد کند. با این حال، برای اثبات وقوع این اهرم در فزر باید روند بهای تمامشده و حاشیه سود شرکت نیز بررسی شود؛ رشد درآمد بهتنهایی برای این نتیجهگیری کافی نیست.
دوم، ورود نقدینگی و انتظارات مثبت بازار است. فزر یکی از مهمترین سهام بورسی مرتبط با طلا به حساب میآید و در دوره افزایش تقاضا برای داراییهای طلایی، توجه معاملهگران بیشتری را جلب میکند.
عامل سوم، انتظارات درباره آینده طلا و دلار است. فاصله بسیار زیاد بازده فزر با طلای آبشده میتواند نشان دهد خریداران فقط قیمت امروز طلا را نمیبینند؛ بلکه بخشی از آنها روی ادامه افزایش قیمت طلا و ارز و انتقال آن به درآمد و سود آینده شرکت حساب باز کردهاند.
صف خرید همچنان ادامه دارد؟
با این حال، تصویر کامل فقط به رشد قیمت محدود نمیشود. نسبت P/E فزر اکنون حدود ۲۸ است؛ یعنی بازار سهم را ۲۸ برابر سود خالص هر سهم قیمتگذاری کرده و این رقم نسبت به بسیاری از نمادهای همگروه بالاتر قرار دارد. به همین دلیل، فزر در دسته سهمهای گران بازار جا میگیرد.
البته این عدد بهتنهایی برای «گران» دانستن سهم کافی نیست و باید با نسبت تاریخی خود فزر، شرکتهای قابلمقایسه و سود آینده شرکت سنجیده شود.
اما یک واقعیت روشن است: قیمت فزر بسیار سریعتر از دارایی پایه آن حرکت کرده است. طلای آبشده در دوره مورد بررسی ۲۱.۶ درصد و دلار ۲۴.۳ درصد بالا رفتهاند، در حالی که فزر ۱۵۲.۷ درصد رشد کرده است. این فاصله به این معناست که ادامه مسیر سهم بیش از گذشته به تحقق انتظاراتی وابسته شده که بازار درباره قیمت آینده طلا، دلار و سودآوری شرکت در قیمت امروز منعکس کرده است.
اگر طلا و دلار به اندازه انتظار بازار افزایش پیدا نکنند، یا افزایش نرخ فروش نتواند به همان نسبت به سود شرکت منتقل شود، بخشی از این فاصله میتواند به ریسک قیمت سهم تبدیل شود. در مقابل، ادامه رشد طلا و ارز همراه با افزایش سودآوری شرکت میتواند بخشی از جهش فعلی را از نظر بنیادی توضیح دهد.
فزر در سهماهونیم گذشته حدود هفت برابر طلای آبشده بازده داشته است. از اینجا به بعد، داستان سهم دیگر فقط داستان طلای گرانتر نیست؛ مسئله این است که آیا قیمت طلا و سودآوری آینده شرکت میتوانند خود را به انتظاری برسانند که بازار پیشاپیش در قیمت فزر منعکس کرده است.
بازدهی این سهم نشان میدهد گاه سرمایهگذاری روی یک دارایی مرتبط میتواند بیش از سرمایهگذاری روی اصل داراییهایی مثل طلا و ارز سوددهی داشته باشد.
اما فاصله میان قیمت و سود، همچنان یکی از متغیرهای تعیینکننده مسیر آتی نماد فزر خواهد بود.
شما رشد فزر را پایدار میدانید یا پرریسک؟