به گزارش زومان، اگر در هفتههای اخیر وارد بازار بورس شده باشید، احتمالا در این روزها سود زیادی کسب کردهاید. بازار سهام در حال پیشتازی است و بسیاری از نمادها به شدت سودده شدهاند.
یکی از این نمادها صنایع پتروشیمی خلیج فارس با نماد «فارس» است؛ نمادی که در هفته گذشته با بازدهی ۱۹.۶۱ درصدی سومین سهام پربازده بورس تهران بود و خریداران برایش صف کشیدهاند.
طبق گزارشها این غول پتروشیمی در یک سال توانسته سود خالص خود را به ۱۸۷.۳ همت برساند؛ مسیری که در آن دو نیروی متفاوت همزمان حرکت کردهاند: از یک طرف رشد درآمدها و اثر افزایش نرخ ارز، و از طرف دیگر فشار سنگین هزینههای مالی.
پتروشیمی خلیج فارس یک شرکت معمولی نیست که درآمدش مستقیماً از فروش یک محصول بیاید. این شرکت یک هلدینگ بزرگ است که مجموعهای از شرکتهای پتروشیمی و پالایشی مهم کشور را مدیریت میکند. بنابراین بخش مهمی از درآمد آن از سود شرکتهای زیرمجموعه و مدیریت سرمایهگذاریهایش ایجاد میشود.
داستان سودسازی فارس در سال مالی منتهی به خرداد ۱۴۰۵، در واقع داستان مدیریت یک سبد بزرگ پتروشیمی است؛ آن هم در اقتصادی که در آن ارز نقش به شدت پررنگی دارد.
درآمد فارس از جیب زیرمجموعهها رشد کرد
صورتهای مالی فارس نشان میدهد درآمدهای عملیاتی این شرکت در یک سال به حدود ۱۱۸ همت رسیده است؛ رقمی که نسبت به سال قبل ۲۶ درصد افزایش داشته است. درآمد عملیاتی بخش اصلی درآمد هر شرکت است که از فعالیت اصلیاش به دست میآید.
در پتروشیمی خلیج فارس، بخش اصلی درآمد عملیاتی مربوط به درآمد سود سهام است. فارس در این دوره حدود ۷۵.۴ همت از سود سهام شرکتهای زیرمجموعه خود درآمد داشته است.
بخش دوم به سود ناشی از واگذاری سرمایهگذاریها اختصاص دارد که به حدود ۳۳.۷ همت میرسد. این درآمد حاصل فروش یک سرمایهگذاری با قیمتی بالاتر از بهای خرید آن است.
در کنار رشد درآمد، هزینههای عملیاتی شرکت نیز افزایش یافته است. هزینههایی مانند حقوق، دستمزد و هزینههای جاری کسبوکار در این دوره به حدود ۱.۹ همت رسیده که نسبت به سال قبل ۴۴ درصد رشد کرده است.
با این حال، درآمد قابل توجه عملیاتی باعث شده سود عملیاتی فارس یعنی سودی که از فعالیت اصلی شرکت ایجاد شده، به حدود ۱۱۶ همت برسد که ۲۶ درصد بیشتر از سال قبل بوده است.
جایی که دلار وارد صورت مالی فارس شد
اگر فقط سود عملیاتی را نگاه کنیم، رشد فارس متوسط به نظر میرسد؛ در حالی که جهش اصلی سود در جای دیگری اتفاق افتاده است.
در صورتهای مالی شرکتها، همه درآمدها از فعالیت اصلی نمیآیند. برخی درآمدها و هزینهها خارج از عملیات روزمره شرکت رخ میدهند؛ مانند هزینه دریافت وام یا درآمد حاصل از تغییر نرخ ارز.
در مورد فارس، یکی از مهمترین عوامل رشد سود، افزایش درآمد ناشی از نرخ تسعیر ارز بوده است.
درآمد تسعیر ارز این شرکت از ۳۸.۸ همت در سال مالی قبل به ۸۴.۴ همت در سال مالی جدید رسیده است؛ یعنی رشدی ۱۱۷ درصدی.
به زبان ساده، بخشی از داراییها و درآمدهای ارزی شرکت وقتی با نرخ ارز بالاتری محاسبه شدهاند، ارزش ریالی بیشتری پیدا کردهاند و این موضوع به سودآوری شرکت کمک کرده است.
اما همزمان، سمت دیگر ترازنامه نیز بدون تغییر نمانده است.
هزینههای مالی فارس در همین دوره به حدود ۹ همت رسیده که نسبت به سال قبل ۲۱۸ درصد افزایش داشته است. منظور از هزینههای مالی پولی است که شرکت برای بازپرداخت تسهیلات بانکی، سود اوراق مالی یا انواع هزینههای مشابه میپردازد. برای مثال تسهیلات مالی کوتاهمدت فارس با رشد ۳۱۷ درصدی به حدود ۱۱.۷ همت رسیده است. بنابراین این شرکت برای تأمین منابع مالی، پول بیشتری پرداخت کرده و این هزینه مستقیماً از سود شرکت کم میشود.
سودی که برای آینده باید دوباره آزمایش شود
در نهایت، پس از محاسبه هزینههای مالیاتی و سایر موارد، فارس توانسته ۱۸۷.۳ همت سود خالص ثبت کند؛ رقمی که نسبت به سال گذشته ۴۸ درصد رشد داشته است.
اما بررسی ترکیب این رشد، نکته مهمتری را نشان میدهد.
در واقع سود حاصل از تسعیر ارز بخش قابل توجهی از کل سود خالص فارس است. بنابراین بخش مهمی از جهش سود نهایی شرکت، از مسیر افزایش نرخ تسعیر ارز، آمده است.
این موضوع فقط مربوط به فارس نیست. بسیاری از شرکتهای صادراتی و پتروشیمی با افزایش نرخ ارز در ماههای اخیر شاهد رشد سود ریالی خود بودهاند؛ حتی اگر مقدار تولید یا فروش آنها تغییر چشمگیری نکرده باشد.
برای سهامداران، این رشد سود میتواند در کوتاهمدت جذاب باشد و ارزش سهام را تحت تاثیر قرار دهد. اما در بلندمدت، سوال اصلی این است که آیا شرکت میتواند بدون کمک عوامل بیرونی، از مسیر تولید، فروش و بهرهوری نیز رشد کند یا نه.