به گزارش زومان، روز گذشته جدولی منتشر شد که سر و صدای زیادی بین بورسیها و در فضای اقتصادی به راه انداخت. شرکت فولاد مبارکه اصفهان، خبر داد که در سال ۱۴۰۴ بیش از ۱۱۰۰ میلیارد تومان برای ایفای مسئولیت اجتماعی خود هزینه کرده است. مخارجی که از تعمیر بیمارستان تا کمک به صدا و سیمای اصفهان را در بر میگرفت.
ماجرا فقط به یک ردیف هزینهای محدود نمانده و به پرسشی جدی درباره مرز میان مسئولیت اجتماعی، شفافیت مالی و حقوق سهامداران رسیده است. منتقدان میگویند بخشی از سودی که باید میان سهامداران توزیع شود، در برخی شرکتها زیر عنوان مسئولیت اجتماعی خرج میشود؛ آن هم گاهی بدون توضیح کافی درباره منطق اقتصادی و نسبت آن با منافع عمومی.
مسئولیت اجتماعی در عمل چه معنایی دارد؟
مسئولیت اجتماعی در تعریف رایج خود میگوید شرکتها باید در برابر جامعهای که در آن فعالیت میکنند، رفتاری مسئولانه داشته باشند و فقط به سود خود فکر نکنند.
در ادبیات جهانی، این مفهوم سالهاست جا افتاده و حتی به یکی از ابزارهای تقویت اعتبار برندها تبدیل شده، اما اجرای آن در فضای ایران بحثبرانگیز مانده است.
در روایت منتقدان، مسئله اصلی نه اصل هزینهکرد، بلکه نحوه تخصیص و نبود شفافیت است.
پرسش ساده بهنظر میرسد: چرا بخشی از سود سهامداران باید برای اموری هزینه شود که گاه به دستگاههای دولتی یا نهادهای عمومی مربوط است و پیوند مستقیمی با منافع سهامداران ندارد؟
همین فشار انتقادی باعث شد سازمان بورس با ارسال بخشنامهای از شرکتها بخواهد جزئیات هزینههای مسئولیت اجتماعی را گزارش کنند.
اعداد بزرگ، پرسشهای بزرگتر
مجمع عمومی سالیانه فولاد مبارکه چند روز پیش تصویب کرد که این شرکت نزدیک به ۵ هزار میلیارد تومان در سال ۱۴۰۵ برای مسئولیت اجتماعی هزینه کند، در حالی که کل سود نقدی تقسیمشده میان سهامداران حدود ۱۰ هزار میلیارد تومان خواهد بود. نسبت این دو رقم، برای بسیاری از تحلیلگران بازار، علامت سؤال اصلی را روشنتر کرد.
منتقدان همچنین به شرکتهایی اشاره میکنند که خود با زیان انباشته روبهرو هستند یا مانند فولاد مبارکه در جریان جنگ دچار خسارت شدید شدهاند. از نگاه آنها، تخصیص مبالغ سنگین به مسئولیت اجتماعی در چنین شرایطی، بدون توضیح دقیق، با منطق مالی بنگاهداری سازگار بهنظر نمیرسد.
گزارشهای منتشرشده نشان میدهد هزینهکرد مسئولیت اجتماعی در سال گذشته از ۱۰ هزار میلیارد تومان در صنایع ملی مس ایران (فملی) تا کمتر از ۱۰۰ میلیارد تومان در بانک تجارت و برخی شرکتهای دیگر نوسان داشته است. در بیشتر موارد، این ارقام کمتر از یک درصد سود خالص سالانه را تشکیل میدادند. با این حال در چند شرکت بزرگ معدنی، فولادی و پتروشیمی، سهم مسئولیت اجتماعی از سود خالص از یک درصد هم فراتر رفته است.
در مورد فملی، هزینهکرد مسئولیت اجتماعی حدود ۶.۸ درصد سود خالص بوده و در فولاد مبارکه حدود ۷.۸ درصد سود خالص را تشکیل داده است. چنین اختلافی نشان میدهد که الگوی هزینهکرد در صنایع مختلف یکسان نیست و به اندازه شرکت، نوع فعالیت و رویکرد مدیریتی بستگی دارد.
فهرست هزینهها چه چیزی را نشان میدهد
جزئیات منتشرشده پس از دستور سازمان بورس، تصویر روشنتری از برخی مخارج ارائه کرده است.
در جدول مربوط به فولاد مبارکه، مواردی دیده میشود که از نظر منتقدان، ارتباط مستقیمی با مسئولیت اجتماعی به معنای متعارف آن ندارد و بیشتر به تامین هزینههای نهادهای عمومی شباهت دارد.
- کمک هزینه اجرای پروژههای عمرانی دادگستری استان اصفهان
- تامین بخشی از هزینههای برگزاری برنامهها و مراسمات هفته ناجا
- ارتقاء سیستمهای کیفی صوت و تصویر صداوسیمای مرکز اصفهان
- هزینه تکمیل مجموعه فرهنگی، دینی و اجتماعی مصلی امام خمینی (ره)
- مساعدت به فرمانداری مبارکه برای خرید دستگاه ژنراتور و سایر تجهیزات مورد نیاز ساختمان فرمانداری
همین فهرست، محل اصلی مناقشه شده است. منتقدان استدلال میکنند اگر هدف، مسئولیت اجتماعی بهمعنای دقیق کلمه باشد، باید روشن شود هر هزینه چه نفع قابل سنجشی برای جامعه و در نهایت برای سهامداران دارد. در غیر این صورت، به باور آنها، حقوق مالکان شرکت نادیده گرفته میشود.
چارچوبهای جدید چه میگویند؟
در نگاههای جدید به مسئولیت اجتماعی، این مفهوم فقط به کمک مالی خلاصه نمیشود. رفتار منصفانه کسبوکار، توجه به حقوق مصرفکنندگان، مشارکت در توسعه جامعه و کاهش آثار منفی فعالیت شرکتها بر مردم و محیطزیست، از عناصر اصلی این رویکرد بهشمار میرود.
بر همین مبنا، گفته میشود شرکتها باید ابتدا اثرات منفی واقعی و بالقوه فعالیت خود و زنجیره تامینشان را شناسایی کنند و برای کاهش آنها برنامه داشته باشند. چنین نگاهی، مسئولیت اجتماعی را از سطح پرداختهای موردی و پراکنده فراتر میبرد و آن را به بخشی از راهبرد عملیاتی شرکت تبدیل میکند.
نمونههای جهانی و فاصله با واقعیت داخلی
نمونههای بینالمللی، تفاوت برداشتها را روشنتر میکنند.
اپل اعلام کرده قصد دارد تا سال ۲۰۳۰ تمام محصولاتش را بهگونهای تولید کند که تا حد امکان منجر به انتشار کربندیاکسید در اتمسفر نشوند. گوگل نیز از برنامهای پنجساله برای اختصاص یک میلیارد دلار کمک مالی به پروژههای آموزشی و توانمندسازی اقتصادی خبر داده است.
مایکروسافت هم صندوق نوآوری آبوهوا را راهاندازی کرده و از سال ۲۰۲۰ تا کنون در مجموع یک میلیارد دلار در استارتاپها و پروژههای نوآورانه محیطزیستی سرمایهگذاری کرده است. بنابراین تفاوت عمیقی در پروژههای مسئولیت اجتماعی و اهداف آنها در نمونههای داخلی و خارجی دیده میشود.
در مقابل، آنچه از بخشی از شرکتهای بورسی ایران دیده میشود، فاصلهای محسوس با مقصود اولیه مسئولیت اجتماعی دارد. جدال اصلی همچنان بر سر همان دو محور میچرخد؛ شفافیت و توجیه اقتصادی. تا زمانی که این دو محور روشن نشوند، هر رقم بزرگ تازهای میتواند موج دیگری از انتقاد را بهدنبال داشته باشد.
نظر شما درباره این هزینهکردها در شرکتهای بورسی چیست؟