پایان عصر سهام ارزان؛ قانون نانوشته جدید بازار آمریکا
«ترجمه مطالب از رسانههای خارجی به معنای تایید آن محتوا نیست. هدف صرفا اطلاع مخاطب از رویکرد و نگاه رسانههای جهان به جنگ کنونی است.»
سالها بود که وارن بافت، سرمایهگذار کهنهکار، تقسیم سهام برای ارزانسازی را ترفندی بیارزش میدانست و خلاف جهت آب شنا میکرد. اکنون بازار آرامآرام به دیدگاه او روی آورده است.
به گزارش زومان به نقل از فایننشالتایمز، پیشرفت تکنولوژی و تغییر قوانین، سنتهای قدیمی را کمرنگ کرده و سهام گرانقیمت را به نمادی از اعتبار تبدیل کرده است.
اسکناسهای خرد شده و سراب ارزشگذاری
درست مانند خرد کردن یک اسکناس ۲۰ دلاری به دو اسکناس ۱۰ دلاری، تقسیم کردن سهام یک شرکت به واحدهای کوچکتر هیچ تغییری در ارزش واقعی آن ایجاد نمیکند. این کار که «تجزیه سهام» نام دارد، یعنی تقسیم یک سهم به چند واحد ارزانتر بدون تغییر ارزش کلی.
مخالفت سرسختانه بافت با این کار باعث شد قیمت هر سهم نوع A شرکت او، یعنی «برکشایر هاتاوی»، به رقم عجیب ۷۶۰ هزار دلار برسد. البته او در سال ۱۹۹۶ سهام نوع B را با قیمت معقولتر ۵۰۰ دلار منتشر کرد تا سرمایهگذاران عادی هم فرصت ورود داشته باشند.
تا همین چند سال پیش، تجزیه سهام بهویژه در آمریکا بسیار محبوب بود. این کار حجم معاملات را بالا میبرد و شکاف قیمتی، یعنی فاصله میان قیمت پیشنهاد خرید و فروش در بازار را کاهش میداد. در اتاقهای مدیریت، این اقدام نشانهای از اعتماد مدیران به آینده روشن شرکت بود. بررسیها نشان میدهد که تقسیم سهام به طور میانگین یک جهش فوری ۳ درصدی در قیمت ایجاد میکند و معاملهگران همچنان به دنبال شکار چنین فرصتهایی هستند.
افول یک سنت؛ وقتی تکنولوژی قوانین بازی را عوض میکند
با این حال، واقعیتهای بازار رنگ دیگری به خود گرفته است. از سال ۲۰۲۱ که بازارهای جهانی آخرین ریزش سنگین خود را تجربه کردند، با وجود روند صعودی سالهای بعد، تمایل به تقسیم سهام کاهش یافته است. طبق دادههای موسسه آماری «وال استریت هورایزن»، میانگین شرکتهایی که دست به این کار زدهاند، از ۷۶ شرکت در سالهای قبل از ریزش ۲۰۲۱، به تنها ۵۶ شرکت در سال رسیده است. در شش ماه نخست سال ۲۰۲۶ نیز تنها ۳۷ شرکت سهام خود را تقسیم کردند که دقیقاً برابر با مدت مشابه سال قبل است.
پشت این ریزش آمار، تغییر قوانین و انقلاب دیجیتال قرار دارد. در گذشته، سهام بورس آمریکا فقط در دستههای کامل ۱۰۰ تایی معامله میشد و خرید سهام گرانقیمت در دستههای خرد، به دلیل دردسرها، کارمزد بالاتری داشت. اما از ماه نوامبر گذشته، قوانین عوض شد و اکنون تنها سهام زیر ۲۵۰ دلار در دستههای ۱۰۰ تایی بستهبندی میشوند. از سوی دیگر، ظهور «سهام کسری»، یعنی امکان خرید تکههای کوچک و ارزان از یک سهم گران، بازی را کاملاً عوض کرد. اکنون دیگر اهمیتی ندارد که سهام «آلفابت»، شرکت مادر گوگل، حدود ۳۵۰ دلار معامله میشود؛ سرمایهگذار میتواند به همان راحتی یک برش ۱۰۰ دلاری از آن را بخرد.
برچسبهای هزار دلاری به مثابه نماد اعتبار
در گذشته این باور رایج بود که سرمایهگذاران خرد سهام ارزانتر را ترجیح میدهند، چون تصور میکردند جای رشد بیشتری دارد. با این حال، حتی در دهههایی که میانگین قیمتها با مدیریت دقیق روی رقم ۳۵ دلار ثابت نگه داشته میشد، بررسیها نشان داد که بزرگترین شرکتها طوری مدیریت میشدند که قیمت سهامشان نزدیک به ۵۰ دلار معامله شود؛ موضوعی که نشان میداد بازار قیمت بالاتر را نشانه کیفیت میداند.
امروز که قیمت دیگر مانعی برای خرید نیست، اعداد بالاتر اعتبار و پرستیژ بیشتری میآورند. اکنون گمانهزنیها پیرامون «سندیسک»، تولیدکننده حافظههای فلش، بالا گرفته که سهامش اخیراً از مرز ۲ هزار دلار عبور کرد. در حال حاضر ۱۴ شرکت در شاخص اساندپی ۵۰۰، یعنی شاخص ۵۰۰ شرکت بزرگ و قدرتمند بورس آمریکا، قیمتی بالاتر از ۱ هزار دلار دارند که «گلدمن ساکس» و «ایلای لیلی» از جمله آنها هستند. شرکت «انویدیا» دو سال پیش وقتی به مرز ۱ هزار دلار نزدیک شد، هر سهم خود را به ۱۰ قسمت تقسیم کرد و سهام گوگل نیز قبل از تقسیم به ۲۰ واحد در سال ۲۰۲۲، از مرز ۲ هزار و ۵۰۰ دلار گذشته بود.
اکنون طرز فکر وارن بافت بیشتر از هر زمان دیگری مد شده است، اما نه به دلایلی که خودش میگفت. اگرچه قیمت سهام ربطی به ارزش واقعی شرکت ندارد، اما در بازاری که اعداد بزرگتر را معادل موفقیت میداند، نمیتوان مدیران را برای بازی با این روانشناسی جمعی سرزنش کرد.