رکورد تاریخی حبس پول در بازار سرمایه؛ وقتی بحران درهای بورس را می‌بندد

شنبه 15 فروردین 1405 - 00:18
مطالعه 4 دقیقه
بورس
وقتی بحران از راه می‌رسد، آیا بستن درهای بورس اقتصاد را نجات می‌دهد یا صرفاً سقوط را به تأخیر می‌اندازد؟
تبلیغات

در روز ۹ اسفند ماه سال گذشته، هم‌زمان با آغاز دومین حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، قلب تپنده اقتصاد کشور یعنی بورس، از نیمه روز از کار ایستاد. حالا ۳۵ روز از آغاز جنگ می‌گذرد و بازار سهام در ۳۷مین روز تعطیلی مداوم خود به سر می‌برد؛ حبس بی‌سابقه‌ای که نظیر نداشته است. این شنبه هم کرکره بورس بالا نمی‌رود.

البته در برخی روزها در بازار سرمایه بازار برای صندوق های طلا و نقره و درآمد ثابت‌ها باز شد ولی در مابقی همچنان بسته ماند. پیش‌تر در جریان جنگ ۱۲ روزه نیز، بورس برای ۱۶ روز پیاپی تعطیل شد. بر اساس ماده ۳۲ قانون بازار اوراق بهادار، سازمان بورس در شرایط اضطراری مجاز به توقف ۳ روزه بازار است. در صورت تداوم شرایط اضطراری، مدت مزبور با تصویب شورای عالی بورس قابل تمدید خواهد بود. اما آیا خاموش کردن تابلوی معاملات در زمان بحران‌های طولانی، واقعاً راه‌حل عاقلانه‌ای است؟

مسکن موقت یا سم مهلک؟

اقتصاددانان بر سر این دوراهی اختلاف‌نظر دارند. گروهی معتقدند تعطیلی بورس ترمز اضطراری برای جلوگیری از «فروش هیجانی» (وحشت دسته‌جمعی برای فروش دارایی) است. این توقف، به دولت زمان می‌دهد و از سیستم مالی محافظت می‌کند.

اما روی دیگر سکه تاریک است. بستن بازاری که باید آینه اقتصاد باشد، اعتماد عمومی را ویران می‌کند. با قفل شدن بورس، در بلندمدت سرمایه‌ها به سمت بازار ارز، طلا و مسکن فرار کرده و باعث افزایش نوسان در آنجا می‌شوند. چرا که سرمایه‌دار اعتمادش را به بازار سرمایه از دست می‌دهد و می‌داند که نمی‌تواند هر وقت بخواهد به آن دسترسی داشته باشد.

همچنین، تأمین مالی شرکت‌ها (جذب سرمایه برای تولید و بقا) مختل شده و قیمت‌های غیرشفاف در بازارهای غیررسمی شکل می‌گیرد. منتقدان می‌گویند این تعطیلی فقط بحران را به تعویق می‌اندازد؛ چراکه با بازگشایی بازار، همان فشار فروش انباشته‌شده، مانند فنری رها شده و بازار را در هم می‌کوبد.

از سقوط تاریخی مسکو تا غبار وال‌استریت

نگاهی به جهان نشان می‌دهد توقف بازار، آخرین و پرهزینه‌ترین سنگر است. در تحقیقی که ماهنامه بورس تهران چندی پیش در خصوص تجارب جهانی در این حوزه منتشر کرده، نکات جالبی به چشم‌ می‌خورد. در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، با آغاز جنگ اوکراین، شاخص بورس مسکو با ریزش‌های پی‌درپی ۱۵ درصد و ۱۰ درصد، در نهایت در نخستین روز پس از جنگ مجموعاً ۳۳ درصد فروریخت و به ۲۰۵۸ واحد رسید که بزرگترین سقوط تاریخش بود.

روز بعد، بانک مرکزی نرخ بهره را به ۲۰ درصد افزایش داد (سودی که برای کنترل ارزش پول تعیین می‌شود) و با وادار کردن صندوق‌های دولتی به خرید سهام، بازار ۲۰ درصد رشد کرد. اما این مُسکن دوام نیاورد و بورس مسکو از ۲۸ فوریه تا ۲۴ مارس تعطیل شد.

در واکنش به تنش‌های این چنینی، در آمریکا صندوق‌های سرمایه‌گذاری صنایع دفاعی شکل گرفتند؛ چنانکه بازدهی صندوقی مانند PPA در سال ۲۰۲۴ به ۲۶ درصد و SHLD در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۵۰ درصد رسید.

 دو دهه پیش در 11 سپتامبر 2001، حملات تروریستی به فاصله ۶۵۰ متری وال‌استریت و ساختمان بورس نیویورک در ساعات 8:46 و 9:03، باعث شد بورس نیویورک برای ۴ روز کاری (و `۶ روز تقویمی) بسته بماند. در زمان بازگشایی، شاخص نزدک بین ۶.۸ درصد تا ۱۶.۸ درصد و داوجونز یکی از مهم‌ترین شاخص‌های بورس آمریکا تا ۱۴ درصد سقوط کردند. اما نهادهای ناظر با ایجاد ارتباطات شفاف و محدود کردن «فروش استقراضی» (قرض گرفتن سهام برای سود بردن از ریزش آن)، توانستند بازار را در عرض یک ماه به حالت عادی بازگردانند.

زلزله‌های سیاسی و شوک‌های ویروسی

اما گاهی هم سیاست و ماجراهای داخلی لرزه می‌اندازد. پس از کودتای جولای ۲۰۱۶ ترکیه، لیر ۶ درصد ریخت (و بعداً تا ۲۶ درصد افت کرد) و شاخص بورس با ۷.۱ درصد سقوط، دو بار به مدت ۳۰ دقیقه متوقف شد. در مارس ۲۰۲۵ نیز دستگیری اکرم امام‌اوغلو، شهردار استانبول، باعث ریزش‌های ۸.۷ درصد، ۰.۵ درصد و ۷.۸ درصد در سه روز متوالی شد که بورس را مجبور به توقف‌های مکرر در افت‌های ۶.۸ درصد، ۵.۰۲ درصد و ۷ درصد کرد.

بزرگترین آزمون جهانی، کرونا بود. از ۱۹ فوریه تا ۱۸ مارس ۲۰۲۰، بورس‌های جهان حدود ۳۰ درصد سقوط کردند. اینجا کشورها به جای تعطیلی کامل، ریزساختارها را تغییر دادند: بورس استانبول دامنه نوسان (حداکثر تغییر قیمت مجاز روزانه) را از ۲۰ درصد به ۱۰ درصد رساند، فیلیپین و اندونزی زمان معاملات را کوتاه کردند و در اروپا جریمه‌هایی تا ۳ درصد برای خروج پول از صندوق‌ها وضع شد تا از فروپاشی جلوگیری شود.

در نهایت با مرور همه اتفاقات، صندوق بین‌المللی پول تأکید دارد که تعطیلی بورس باید آخرین راه‌حل باشد. تجربیات جهانی نیز نشان می‌دهد که مدیریت منعطف، بهتر از قفل کردن درهاست. با مرور این تجربه‌ها، حالا به نظر شما کدام مسیر بیشتر به نفع اقتصاد و در نتیجه، به نفع جیب شماست؟

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.