تعقیب پولهای غیب شده از بورس/ زور «افق» سبز به غولهای سرخ نرسید
تالار شیشهای دوباره رخت قرمز به تن کرد. شاخص کل با افتی سنگین، به کمترین سطح خود در دو ماه اخیر سقوط کرد و سرمایهگذاران را در موجی از نگرانی فرو برد. سایه سنگین تحولات منطقهای، عامل اصلی این دومینوی سرخ بود؛ اما آیا همه در حال فرار بودند؟
غبار ترس بر آینه بازار
روز یکشنبه ۲۷ بهمن، تابلوی بورس تهران یکپارچه سرخ بود. شاخص کل با افت ۱.۵۳ درصدی برای دومین روز متوالی سقوط کرد و در پایینترین سطح خود طی دو ماه گذشته ایستاد. شاخص هموزن نیز که نمایانگر وضعیت کلیت بازار است، از این قاعده مستثنی نبود و دوباره به زیر مرز یک میلیون واحد لغزید؛ این کمترین سطح از ۱۹ آذر ماه به بعد محسوب میشود.
به نظر میرسید یک نگرانی مشترک، فرمان فروش را در دست معاملهگران گذاشته است: ترس از تنشهای خاورمیانه. این هراس باعث شد بسیاری از سرمایهگذاران، بهخصوص حقوقیها که ۶۰ درصد فروشندگان روز را تشکیل میدادند، برای نقد کردن داراییهای خود شتاب کنند و بازار را از همان ابتدای صبح در سراشیبی قرار دهند.
نبرد در کف قیمتها
اما در میانه این موج سهمگین فروش، اتفاق جالبی در حال رخ دادن بود. در حالی که بسیاری در حال خروج از بازار بودند، گروهی دیگر صفهای خرید را سنگینتر میکردند. در میانه روز و در کفهای قیمتی، یک صف خرید به ارزش تقریبی ۷۰۰ میلیارد تومان در برابر صف فروش ۲۱۳ میلیارد تومانی شکل گرفت. هرچند این قدرت خرید برای سبز کردن شاخص کل کافی نبود، اما یک پیام روشن داشت: همه از این بازار ناامید نیستند. این مقاومت نشان میداد که در ذهن برخی سرمایهگذاران، منطق دیگری در جریان است که آنها را به جای فرار، به خرید ترغیب میکند.
چراغ سبز ارزندگی در مه سرخ
این گروه از خریداران به چه چیزی فکر میکردند؟ پاسخ در دو معیار کلیدی ارزیابی سهام نهفته است. اولین معیار، نسبت قیمت به سود یا همان P/E معروف است که حالا به عدد جذاب حدود ۷ رسیده. این نسبت به زبان ساده میگوید که سرمایهگذاران حاضرند برای هر یک ریال سود سالانه یک شرکت، چند ریال بپردازند. عدد ۷ از نظر تاریخی در بورس تهران عددی پایین محسوب میشود و برای بسیاری، ندای «ارزندگی» سر میدهد.
از آن مهمتر، نسبت قیمت به سود نقدی یا P/D است که نشان میدهد برای هر تومان سود نقدی که شرکت تقسیم میکند، چقدر پول پرداخت میکنید. این نسبت اکنون از سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ هم بالاتر رفته و همین موضوع، برخی خریداران را برای ورود به سهمهای خاص مصممتر کرده است.
لیدرهایی که بازار را پایین کشیدند
با وجود این دیدگاه خوشبینانه، نمیتوان از واقعیت سقوط شاخص چشمپوشی کرد. عامل اصلی این افت، غولهای بازار یا همان لیدرها بودند. نمادهای بزرگی مانند فملی (صنایع ملی مس ایران)، فارس (پتروشیمی خلیج فارس)، شپدیس و شبندر با وزن بالایی که در سبد شاخص کل دارند، یکتنه بازار را به سمت پایین کشاندند.
وقتی این سهمهای سنگینوزن منفی میشوند، اثر دومینوواری بر کل بازار میگذارند و جو روانی را نیز تحت تأثیر قرار میدهند. افت این نمادها نشان میدهد که نگرانیهای کلان سیاسی و اقتصادی، حتی بر بنیادیترین شرکتها نیز سایه افکنده است.
سبزپوشان در میدان سرخ
در این میدان سرخ، چند نماد نیز حضور داشتند که خلاف جهت آب شنا میکردند. مهمترین آنها، گروه خودروییها بودند. انتشار آمارهای تولید ده ماهه ایرانخودرو و خبر شکستن رکورد تولید ۵ سال اخیر، سرمایهگذاران را به آینده سودآوری این شرکت امیدوار ساخت.
در کنار خودروییها، نماد افق (فروشگاههای زنجیرهای افق کوروش) نیز روز درخشانی را سپری کرد. به نظر میرسد سیاست تکنرخی شدن ارز و حذف ارز ترجیحی، حاشیه سود شرکتهای خردهفروشی مانند افق را تقویت کرده و این موضوع از چشم بازار دور نمانده است. اما در نهایت این مقاومتهای نقطهای از پس ترس بزرگ بازار برنیامد و بازار را دو ماه عقب برد.
شما در این بازار فروشنده بودید یا خریدار؟ تحلیل خود را با ما در میان بگذارید.