کمتر از یک درصد پهنای باند بینالمللی از هرمز میگذرد؛ اما آسیب به کابلهای آن میتواند اقتصاد دیجیتال کشورهای خلیج فارس را مختل کند.
به گزارش زومان، هرچه جنگ ادامه مییابد، تهدیدات آن هم وارد مراحل جدیدی میشود. در جدیدترین مرحله، ایران تهدید کرده است که در صورت آغاز دوباره حملات، کابلهای اینترنتی عبوری از خلیج فارس را هدف قرار میدهد.
تصور اولیه بسیاری از ما این است که بخش بزرگی از ارتباطات جهان از طریق ماهوارهها برقرار میشود، اما واقعیت سادهتر است؛ ۹۹ درصد اینترنت جهان از طریق کابلهای فیبر نوری در کف دریاها در حال کار کردن است. پیامها، تماسهای تصویری، تراکنشهای بانکی و اطلاعات شرکتهای بزرگ فناوری، هر روز از درون رشتههایی باریک و شیشهای عبور میکنند که هزاران کیلومتر زیر آب کشیده شدهاند.
حالا همین شبکه نامرئی به یکی از موضوعات تنش میان ایران و آمریکا تبدیل شده است. رویترز در ۲۳ اکتبر گزارش داد که دو مقام ارشد امنیتی ایران از برنامههایی برای هدف قرار دادن کابلهای ارتباطی خلیج فارس در صورت آغاز دوباره جنگ سخن گفتهاند. تهدیدی که یک پرسش مهم را مطرح میکند: آیا ایران میتواند با آسیب زدن به کابلهای خلیج فارس، اینترنت جهان را مختل کند؟ پاسخ در نقشهای نهفته است که کمتر کسی آن را دیده است.
اینترنت جهان بیشتر زیر آب است تا روی آسمان
برای فهمیدن اهمیت این تهدید، ابتدا باید تصور رایج از اینترنت را کنار گذاشت. ماهوارهها نقش مهمی در ارتباطات دارند، اما ستون فقرات اینترنت بین قارهها، کابلهای فیبر نوری زیردریایی است.
بر اساس گزارش اتحادیه بینالمللی مخابرات، حدود ۹۹ درصد ترافیک بینالمللی داده از طریق کابلهای زیردریایی منتقل میشود. البته این رقم به معنای عبور ۹۹ درصد تمام مصرف اینترنت جهان از دریا نیست؛ بخش بزرگی از ترافیک داخلی کشورها در شبکههای زمینی و مراکز داده محلی جابهجا میشود.
اکنون بیش از ۱.۵ میلیون کیلومتر کابل مخابراتی فعال در بستر دریاها وجود دارد. طولی معادل با حدود ۳۷ بار دور زدن کره زمین.
اما این شبکه چگونه کار میکند؟
وقتی فردی در تهران به سروری در آمریکا متصل میشود، اطلاعات او به بستههای کوچک تقسیم میشوند. این بستهها از شبکههای داخلی به مسیرهای بینالمللی میرسند و در بخش دریایی، به شکل پالسهای نور درون فیبرهای شیشهای حرکت میکنند. تجهیزات تقویتکننده در طول مسیر به حفظ کیفیت سیگنال کمک میکنند. در ساحل دیگر، اطلاعات وارد شبکه زمینی میشود و سرانجام به مقصد میرسد.
پایتختهای پنهان اینترنت؛ از مصر تا اقیانوس آرام
مصر، مارسی، سنگاپور، ژاپن و سواحل شرقی آمریکا از مهمترین مراکز اتصال کابلهای زیردریایی هستند. در کنار آنها، گذرگاههایی مانند بابالمندب، تنگه مالاکا و تنگه هرمز قرار دارند که عبور کابلها از مسیرهای محدود دریایی، اهمیت ویژهای به آنها داده است.
مصر یکی از حساسترین چهارراههای اینترنت جهان است. بخش بزرگی از ارتباطات میان آسیا و اروپا از دریای سرخ به سواحل مصر میرسد و پس از عبور از خاک این کشور، از طریق دریای مدیترانه راهی اروپا میشود. اهمیت این مسیر به اندازهای است که برآوردها نشان میدهد حدود ۱۰ درصد ترافیک ارتباطی میان مناطق مختلف جهان از کریدور دریای سرخ عبور میکند. همچنین بیش از ۹۰ درصد ظرفیت ارتباطی میان آسیا و اروپا به این مسیر وابسته است.
دروازه جنوبی این شاهراه، تنگه بابالمندب است؛ گذرگاهی باریک میان یمن و شاخ آفریقا که بسیاری از کابلهای ارتباطی آسیا و اروپا از آن عبور میکنند. این تمرکز باعث شده اختلال در کابلهای دریای سرخ، پیامدهایی بسیار فراتر از کشورهای اطراف آن داشته باشد.
کمی آنطرفتر، تنگه هرمز قرار دارد. گذرگاهی که برای تجارت جهانی نفت اهمیتی حیاتی دارد، اما نقش آن در اینترنت جهان بسیار کوچکتر است. کمتر از یک درصد پهنای باند بینالمللی جهان از هرمز عبور میکند. با اینحال، کابلهای این منطقه برای ارتباطات کشورهای خلیج فارس اهمیت دارند و آسیب به آنها میتواند اینترنت این کشورها را مختل کند.
با حرکت به سمت شرق، به بمبئی میرسیم؛ یکی از مراکز اصلی اتصال هند به شبکه اینترنت جهانی. کابلهای این منطقه هند را به خاورمیانه، اروپا و دیگر نقاط آسیا متصل میکنند. در ادامه، تنگه مالاکا و سنگاپور قرار دارند؛ منطقهای که مسیرهای ارتباطی اقیانوس هند و جنوب شرق آسیا به یکدیگر نزدیک میشوند.
در شرق آسیا نیز تنگه لوزون، میان تایوان و فیلیپین، از گذرگاههای مهم کابلهای ارتباطی است. در شمال این منطقه، ژاپن یکی از مراکز اصلی اتصال شرق آسیا به آمریکای شمالی به شمار میرود. کمی دورتر، جزیره گوام در غرب اقیانوس آرام، مسیرهای ارتباطی آسیا، آمریکا و اقیانوسیه را به یکدیگر پیوند میدهد.
اما در سوی دیگر جهان، دو نقطه جایگاه ویژهای دارند. مارسی در جنوب فرانسه یکی از مهمترین دروازههای ورود کابلهای دریایی از آسیا، خاورمیانه و آفریقا به اروپاست. آنسوی اقیانوس اطلس نیز ویرجینیا در سواحل شرقی آمریکا قرار گرفته که از مراکز مهم اتصال کابلهای بینقارهای و زیرساختهای اینترنتی آمریکاست.
در مجموع، اینترنت جهان شبکهای از مسیرهای موازی است که در چند نقطه به یکدیگر نزدیک میشوند.
هرمز در برابر دریای سرخ؛ تفاوت دو گلوگاه اینترنتی
آلن مولدین، مدیر تحقیقات TeleGeography، به رویترز گفته است که کمتر از یک درصد پهنای باند بینالمللی جهان از تنگه هرمز عبور میکند.
این عدد مهمترین واقعیت ماجراست. هرمز یکی از حساسترین گذرگاههای انرژی جهان است، اما در شبکه اینترنت جایگاهی مشابه بازار نفت ندارد.
سه سامانه فعال ارتباطی عبوری از تنگه هرمز عبور میکنند:
- AAE-1
- فالکون
- Gulf Bridge International.
این سه سامانه در واقع شبکههای بزرگ فیبر نوری زیردریاییاند که هرکدام از چندین مسیر و انشعاب تشکیل شدهاند. AAE-1 یک مسیر ارتباطی بینقارهای است، فالکون عمدتاً هند را به خاورمیانه متصل میکند و GBI برای ارتباط کشورهای خلیج فارس با یکدیگر و جهان طراحی شده است.
در مقابل، دریای سرخ برای ارتباطات بینقارهای اهمیت بیشتری دارد. ظرفیت عبوری از این مسیر حدود ۳ درصد تقاضای جهانی پهنای باند بینالمللی و نزدیک به ۱۰ درصد ترافیک میان مناطق مختلف جهان را تشکیل میدهد.
اگر تهدید ایران عملی شود، کدام کشورها هزینه میدهند؟
با وجود اهمیت کم کابلهای هرمز برای اینترنت جهانی، اهمیت آنها برای کشورهای حاشیه خلیج فارس قابل توجه است.
آسیب به کابلهای خلیج فارس میتواند ارتباطات کشورهای خلیج فارس، بهویژه بحرین، قطر و کویت را با اختلال جدی مواجه کند.
بر اساس بررسی شرکت تحقیقاتی TeleGeography از زیرساخت کابلهای زیردریایی تنگه هرمز، بحرین، قطر و کویت از کشورهایی هستند که اختلال در کابلهای خلیج فارس میتواند بخشی از ارتباطات بینالمللی آنها را تحت فشار قرار دهد. البته هر سه از طریق شبکههای زمینی به عربستان متصلاند و کویت مسیر زمینی دیگری نیز از طریق عراق دارد.
امارات موقعیت متفاوتی دارد. بخش مهمی از کابلهای زیردریایی این کشور در فجیره، در ساحل دریای عمان، به خشکی میرسند.
عربستان نیز بخش عمده پهنای باند بینالمللی خود را از مسیر کابلهای ساحل دریای سرخ دریافت میکند.
اما داشتن مسیر جایگزین الزاماً به معنای عبور بدون مشکل از بحران نیست. اگر چند کابل همزمان آسیب ببینند، ظرفیت مسیرهای دیگر ممکن است برای انتقال همه دادهها کافی نباشد.
همچنین شدت خسارت به تعداد کابلهای آسیبدیده، مسیرهایی که هر اپراتور استفاده میکند و ظرفیت شبکههای جایگزین بستگی دارد.
نتیجه میتواند کندی اینترنت، اختلال در تماسهای بینالمللی، تأخیر در پرداختهای مالی و دشواری دسترسی به خدمات ابری باشد. برای یک بانک در دوحه یا یک شرکت تجارت الکترونیک در منامه، حتی اختلالی محدود میتواند هزینهساز باشد.
خطر دیگر، طولانی شدن تعمیرات است. کشتیهای تخصصی باید بتوانند با مجوز و امنیت کافی وارد منطقه شوند. در شرایط جنگی، همین فرایند ممکن است هفتهها یا ماهها به تأخیر بیفتد.
به همین دلیل، اهمیت کابلهای خلیج فارس را نباید صرفاً با سهم آنها از اینترنت جهان سنجید؛ خسارت منطقهای میتواند بسیار بزرگتر از وزن جهانی این مسیر باشد.
تهدید کابلهای خلیج فارس به معنای تهدید برای اینترنت جهان نیست. کمتر از یک درصد پهنای باند بینالمللی از هرمز عبور میکند و مسیرهای اصلی ارتباطی جهان در اقیانوس اطلس، آرام و کریدور دریای سرخ گسترده شدهاند. با این حال، برای اقتصادهای دیجیتال خلیج فارس، آسیب همزمان به کابلها و طولانی شدن تعمیرات میتواند بحرانی جدی باشد. هرمز شاید اینترنت جهان را خاموش نکند، اما میتواند ارتباطات همسایگانش را گرانتر، کندتر و شکنندهتر کند.