به گزارش زومان، تقریبا وارد هر شهری از ایران که شوید، تابلوی یک دانشگاه به چشم میخورد. دانشگاه در ایران تقریباً به اندازه بانک، اداره و بیمارستان به جزء ثابت شهرها تبدیل شده است.
ایران با کمبود دانشگاه روبهرو نیست؛ برعکس، روی نقشه جهان یکی از کشورهایی است که بیشترین تعداد دانشگاه را دارد. در پایگاه جهانی آموزش عالی (WHED)، که مؤسسات آموزش عالی بهرسمیتشناختهشده کشورها را ثبت میکند، برای ایران ۴۵۰ مؤسسه وجود دارد؛ عددی که کشور را بالاتر از آلمان، بریتانیا و کرهجنوبی قرار میدهد.
آمارهای بانک جهانی نشان میدهد از هر ۱۰ ایرانی نزدیک به ۲ نفر مدرک دانشگاهی دارند. اما کافی است چند قدم جلوتر برویم. وقتی پای دانشگاههای تراز اول جهان به میان میآید، یا وقتی پای بازار کار وسط میآید، تصویر کاملا تغییر میکند.
این دو تصویر کنار هم تناقضی عمیق را نشان میدهند؛ کشوری که دانشگاههای زیادی دارد اما بدون خروجی مناسب.
ایران؛ کشور ۱۱ دنیا از نظر تعداد دانشگاه
آمارهای پایگاه جهانی آموزش عالی (WHED)، مرجع بینالمللی ثبت مؤسسات آموزش عالی بهرسمیتشناختهشده کشورها در سال ۲۰۲۳ نشان میدهد ایران ۴۵۰ دانشگاه به رسمیت شناختهشده دارد.
در این مجموعه داده، آمریکا با ۲۲۳۳ مؤسسه در رتبه اول قرار دارد. پس از آن مکزیک با ۱۶۶۱، برزیل با ۱۴۴۱، فیلیپین با ۱۳۳۴، اندونزی با ۱۲۵۷ و چین با ۱۰۶۲ مؤسسه قرار گرفتهاند.
ایران با ۴۵۰ مؤسسه آموزش عالی در جایگاه یازدهم قرار میگیرد؛ بالاتر از آلمان با ۳۵۹، لهستان با ۳۴۹، کرهجنوبی با ۲۴۸ و بریتانیا با ۲۴۶ دانشگاه.
به بیان ساده، اگر تنها تعداد مراکز آموزش عالی ملاک باشد، ایران در جمع کشورهای دانشگاهخیز جهان قرار دارد.
۵ دانشگاه به ازای هر یک میلیون نفر
اگر جمعیت کشور را حدود ۹۰ میلیون نفر در نظر بگیریم، میتوان گفت به ازای هر یک میلیون نفر، حدود ۵ دانشگاه در کشور وجود دارد؛ تقریباً یک مرکز آموزش عالی به ازای هر ۲۰۰ هزار نفر.
در میان ۱۹۸ کشور، ایران از نظر سرانه حدود رتبه ۶۹ را دارد. یعنی از ۶۵ درصد کشورهای دنیا دانشگاه بیشتری نسبت به جمعیت دارد.
برای مقایسه، آمریکا به ازای هر یک میلیون نفر ۶.۶ مؤسسه، فرانسه ۸.۲، ژاپن ۶.۱ و کرهجنوبی ۴.۸ مؤسسه دارند. آلمان با ۴.۳ و بریتانیا با ۳.۶ پایینتر از ایران قرار میگیرند. بنابراین حتی در مقایسه با جمعیت نیز میتوان گفت تعداد دانشگاه در ایران در سطح کشورهای توسعهیافته دنیا قرار دارد.
حال پرسش مهمتر از اینجا آغاز میشود: این شبکه بزرگ چه کیفیتی دارد؟
صفر دانشگاه در جمع دانشگاههای برتر
برای سنجش کیفیت، میتوان به رتبهبندی جهانی مراجعه کرد.
آمار Academic Ranking of World Universities یا ARWU یکی از قدیمیترین و شناختهشدهترین معیارها برای سنجش قدرت علمی و پژوهشی دانشگاههاست. این رتبهبندی بر شاخصهایی مانند پژوهشگران پراستناد، مقالات Nature و Science، تولیدات نمایهشده علمی و برندگان نوبل و مدال فیلدز تمرکز دارد؛ بنابراین بیشتر قدرت پژوهشی را میسنجد تا کیفیت کلاس درس.
نتیجه برای ایران چشمگیر است: در این رتبهبندی هیچ دانشگاه ایرانی در میان ۵۰۰ دانشگاه اول جهان قرار ندارد. البته در ۱۰۰۰ دانشگاه اول، نام ۶ دانشگاه ایرانی به چشم میخورد. دانشگاه تهران، بهترین نماینده کشور، در بازه رتبه ۵۰۱ تا ۶۰۰ قرار گرفته است.
این فاصله زمانی روشنتر میشود که ایران را با کشورهایی دارای شبکه دانشگاهی کوچکتر مقایسه کنیم. آلمان با ۳۵۹ مؤسسه، ۳۵ دانشگاه در جمع ۵۰۰ دانشگاه برتر دارد؛ بریتانیا با تنها ۲۴۶ مؤسسه نیز ۳۵ نماینده دارد. کرهجنوبی با ۲۴۸ مؤسسه، ۱۱ دانشگاه در این جمع دارد.
در مقابل، از ۴۵۰ دانشگاه ایران، هیچ دانشگاهی در جمع دانشگاههای برتر قرار ندارد.
البته این عدد را نمیتوان به معنای بیکیفیت بودن همه دانشگاههای ایران دانست. این رتبهبندی بیشتر یک مسابقه پژوهشی است و آموزش یا کیفیت تدریس را کامل اندازه نمیگیرد. اما نتیجه پیام مهمی دارد: توسعه کمی آموزش عالی ایران هنوز به توسعه کیفی در کلاس جهانی تبدیل نشده است.
بازار کاری که مدارک را نمیخواهد
در کنار کیفیت آموزش، آزمون دیگر دانشگاه در بازار کار است.
دادههای بازار کار مرکز آمار ایران، نشان میدهد در سال ۱۴۰۴ حدود ۳۹ درصد کل بیکاران ۱۵ ساله و بیشتر ایران را فارغالتحصیلان آموزش عالی تشکیل دادهاند. یعنی از هر ۵ بیکار، تقریباً ۲ نفر مدرک دانشگاهی دارند.
روند چند سال گذشته نیز نشان میدهد این مسئله تبدیل به مشکل ساختاری اقتصاد کشور شده است. به طوری که از سال ۱۳۹۶ تا کنون حدود ۴۰ درصد بیکاران، فارغالتحصیل دانشگاه هستند. بنابراین میتوان گفت ایران توانسته صندلی دانشگاه تولید کند، اما تولید فرصت شغلی متناسب با مدرک و مهارت با همان سرعت پیش نرفته است.
ایران از نظر تعداد مؤسسات آموزش عالی در جمع کشورهای بزرگ جهان قرار دارد و حتی از نظر سرانه نیز کمبود دانشگاه ندارد. اما صفر نماینده در جمع دانشگاههای برتر پژوهشی و سهم ۳۹ درصدی فارغالتحصیلان از بیکاران نشان میدهد مسئله امروز آموزش عالی ایران دیگر فراتر از تعداد دانشگاه و دانشجو، این است که خروجی این دانشگاهها چه کیفیتی دارد و اقتصاد با فارغالتحصیلانشان چه میکند.