به گزارش زومان، یک جلسه هیئتمدیره را تصور کنید. روی میز گزارشهای مالی، برنامههای توسعه و تصمیمهای مهم اقتصادی قرار دارد و مسیر یک سازمان تعیین میشود. احتمالا اولین تصویری که از حاضران در جلسه در ذهن شما شکل میگیرد، ترکیبی از چند مرد است. این تصور بیشباهت به واقعیت نیست: تعداد زنانی که به سطوح مدیریتی میرسند، هنوز بسیار کمتر از مردان است.
در بسیاری از اقتصادهای جهان، مسیر شغلی زنان فقط به ورود به بازار کار ختم نمیشود؛ معیار مهمتر این است که چند نفر از آنها میتوانند از پلههای ابتدایی شغل عبور کنند و به جایگاههای تصمیمگیری برسند. جایی که دیگر مسئله فقط داشتن شغل نیست، بلکه حضور در اتاقهایی است که درباره سرمایه، نیروی انسانی و آینده کسبوکارها تصمیم گرفته میشود.
دادههای بانک جهانی نشان میدهد سهم زنان از جایگاههای مدیریتی ارشد و میانی در ایران حدود ۲۲ درصد است. یعنی از هر ۵ مدیر، یک نفر. ایران در این شاخص رتبه ۱۳۸ از میان ۱۵۳ کشور را دارد؛ یعنی سهم زنان در مدیریت از حدود ۸۸ درصد کشورهای بررسیشده کمتر است.
اما این عدد تنها یک رتبه در یک جدول جهانی نیست؛ پشت آن داستان بزرگتری درباره حضور زنان در اقتصاد ایران قرار دارد. زنانی که بخش مهمی از جامعه تحصیلکرده کشور را تشکیل میدهند، اما حضورشان در بالاترین سطوح تصمیمگیری اقتصادی همچنان محدود است.
زنان وارد بازار کار میشوند، اما کمتر به طبقه مدیریت میرسند
اقتصاد ایران سالهاست با یک تناقض روبهرو است: زنان حضور قابل توجهی در آموزش عالی و کسب مهارت دارند، اما فاصله میان حضور اجتماعی و حضور اقتصادی آنها همچنان زیاد است.
بر اساس گزارش نیروی کار مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۴، نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران ۱۳.۴ درصد بوده است؛ یعنی از هر ۱۰۰ زن در سن کار، تنها حدود ۱۳ نفر در بازار کار حضور فعال دارند. در حالی که این عدد برای مردان ۶۷.۹ درصد است.
در مجموع حدود ۳.۷۶ میلیون زن شاغل در اقتصاد ایران فعالیت میکنند؛ اما تعداد زنانی که به جایگاه مدیریتی رسیدهاند، فاصله زیادی با این جمعیت دارد.
بر اساس دادههای موجود، از مجموع حدود ۷۲۲ هزار مدیر در کشور، حدود ۱۳۶ هزار نفر زن هستند. بنابراین ۱۹ درصد یعنی یعنی کمتر از یکپنجم مدیران کشور را زنان تشکیل میدهند.
این فاصله نشان میدهد مسئله فقط ورود زنان به بازار کار نیست؛ چالش بزرگتر، عبور آنها از مسیرهای شغلی و رسیدن به موقعیتهایی است که اختیار تصمیمگیری دارند.
مدیریتی که هنوز مردانه است
نگاهی دقیقتر به ترکیب مدیران نشان میدهد حضور زنان در بخشهای مختلف اقتصادی یکسان نیست.
در بخش عمومی، زنان سهم بیشتری از مدیریت دارند و حدود ۵۵ درصد مدیران زن در این بخش قرار گرفتهاند. در بخش خصوصی نیز حدود ۴۵ درصد مدیران زن فعالیت میکنند.
با این حال سهم زنان در مشاغل مدیریتی در سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته است. آمارهای بانک جهانی نشان میدهد این نسبت از فقط یک درصد در سال ۲۰۱۲ به ۲۱ درصد در سال ۲۰۲۴ رسیده است.
آمارها نشان میدهد تعداد زنان تحصیلکرده در سالهای اخیر رشد قابل توجهی داشته است. به طوری که اکنون زنان بیش از نصف جمعیت دانشجویان کشور را تشکیل میدهند.
با این حال، سهم کلی زنان ایرانی از مدیریت در مقایسه با جهان همچنان پایین است. دلیل اهمیت این شاخص آن است که مدیریت فراتر از یک عنوان شغلی، نوعی از «قدرت اقتصادی و اجتماعی» است.
مدیران درباره استخدام، سرمایهگذاری، تخصیص منابع و مسیر رشد سازمانها تصمیم میگیرند. به همین دلیل، سهم زنان از مدیریت میتواند تصویری از میزان حضور آنها در مراکز اصلی قدرت اقتصادی ارائه دهد.
از ۷۱ درصد تا ۲۲ درصد؛ شکاف جهانی در سهم زنان از مدیریت
بررسی آمارهای بانک جهانی نشان میدهد در صدر جدول بانک جهانی، دو کشور آفریقایی یعنی سائوتومه و پرنسیپ با سهم ۷۱ درصدی زنان و جامائیکا با سهم ۶۴ درصدی قرار دارند. حضور اردن در رتبه هفتم این لیست با سهم ۵۲ درصدی زنان از مدیریت نیز جالب توجه است.
البته باید توجه کرد که رتبه بالای برخی کشورها الزاماً به معنای برابری جنسیتی بیشتر در این کشورها نیست. اندازه کوچک اقتصاد، سهم بالای خدمات و کسبوکارهای خرد، ساختار بازار کار و تعداد محدود موقعیتهای مدیریتی میتواند درصد زنان مدیر را افزایش دهد.
در سوی دیگر جدول، ایران با سهم ۲۱ درصدی (در سال ۲۰۲۴) در رتبه ۱۳۶ از میان ۱۵۳ کشور قرار گرفته است؛ جایگاهی که نشان میدهد سهم زنان از مدیریت در ایران کمتر از حدود ۸۸ درصد کشورهای بررسیشده است. طبق آخرین آمارهای مرکز آمار ایران این سهم اکنون به ۱۹ درصد نیز کاهش یافته است.
این فاصله تصویری از تفاوت مسیر کشورها در تبدیل حضور زنان در جامعه به حضور آنها در مراکز تصمیمگیری اقتصادی ارائه میدهد.
سرمایهای که اقتصاد هنوز کامل استفاده نمیکند
اقتصادها برای رشد به استفاده از تمام ظرفیت نیروی انسانی نیاز دارند. وقتی بخش بزرگی از جامعه در مسیر رسیدن به جایگاههای مدیریتی با محدودیت مواجه باشد، بخشی از تجربه، مهارت و ظرفیت موجود در اقتصاد کمتر مورد استفاده قرار میگیرد.
البته سهم زنان در مدیریت به تنهایی نمیتواند درباره شکاف جنسیتی موجود در کشور قضاوت کند و عوامل زیادی مانند ساختار بازار کار، شرایط اقتصادی و قوانین نیز بر آن اثر میگذارند. اما این شاخص یک علامت مهم درباره نحوه توزیع فرصتهای شغلی و دسترسی به جایگاههای تصمیمگیری است.
علاوه بر مسئله برابری فرصتها، حضور زنان در جایگاههای مدیریتی با بهبود عملکرد اقتصادی نیز رابطه دارد.
برخی مطالعات اقتصادی تلاش کردهاند رابطه میان تنوع جنسیتی در سطوح مدیریتی و عملکرد شرکتها را بررسی کنند. برای مثال کمپانی مشاوره مدیریت مککینزی در گزارشهای پژوهشی خود نشان داده است شرکتهایی که تیمهای مدیریتی ارشد آنها تنوع جنسیتی بیشتری داشتند، احتمال بیشتری برای ثبت عملکرد مالی بهتر نسبت به شرکتهای کمتنوع نشان دادند.
این مطالعه تأکید میکند که بیشترین ارتباط با عملکرد اقتصادی، در سطح تیمهای اجرایی و تصمیمگیر دیده میشود، نه صرفاً تعداد کارکنان زن در کل سازمان.
در نهایت سهم حدود ۲۰ درصدی زنان از مدیریت در ایران و رتبه ۱۳۸ جهانی نشان میدهد فاصله میان حضور زنان ایرانی در جامعه و جایگاه آنها در تصمیمگیری اقتصادی همچنان زیاد است. این وضعیت، تصویری از چالشی است که فراتر از اشتغال ساده، به مسیر رشد شغلی و دسترسی به فرصتهای مدیریتی مربوط است.