بهار ۱۴۰۵ برای کسبوکارهای ایرانی فقط یک فصل سخت نبود؛ یکی از سختترین فصلهای هشت سال اخیر بود. مرکز پژوهشهای اتاق ایران این بار پای حرف نزدیک به ۴ هزار و ۸۸۰ بنگاه نشسته و تصویری ساخته که شاید از پشت میزهای اداری دیده نشود، اما در کف بازار کاملاً قابل لمس است.
به گزارش زومان، داستان از جایی شروع میشود که یک تولیدکننده میخواهد برای چند ماه آینده برنامهریزی کند. مواد اولیه بخرد، از بانک پول بگیرد، قیمت محصولش را تعیین کند و برای فروش مشتری پیدا کند. اما تقریباً در هر مرحله، یک علامت سؤال جلوی اوست.
بزرگترین سؤال هم قیمت مواد اولیه است.
نمره این مشکل به ۸.۵ از ۱۰ رسیده؛ یعنی تولیدکننده حتی وقتی امروز قیمت تمامشده محصولش را حساب میکند، مطمئن نیست چند هفته بعد بتواند همان مواد را با همان قیمت بخرد.
بعد نوبت بانک میرسد. گرفتن پول برای چرخاندن کسبوکار هم آسان نیست؛ ۷.۶۷ از ۱۰. بعد از آن، خود دولت قرار دارد: تغییر سیاستها و مقررات ۷.۳۷ نمره گرفته است.
یعنی حتی اگر یک بنگاه بتواند پول و مواد اولیهاش را جور کند، باز یک نگرانی باقی میماند: قواعد بازی فردا چیست؟
مالیات و ممیزی هم با نمره ۶.۶۳ و انحصار و رانت با ۶.۵۵، فهرست مشکلات را کامل میکنند.
این شاخص که موانع تولید را در بازه ۱ تا ۱۰ ارزیابی میکند و امتیاز بالاتر در آن نشاندهنده شرایط نامساعدتر است، بر پایه یک میانگینگیری ساده عمل نمیکند. ساختار محاسباتی آن از ترکیب ۸۰ درصد دادههای حاصل از نظرسنجی مستقیم از تولیدکنندگان درباره مهمترین موانع و ۲۰ درصد آمارهای عینی نظیر نرخ تورم و وضعیت چکهای برگشتی تشکیل شده است؛ رویکردی که سبب میشود دیدگاهها و ارزیابیهای فعالان اقتصادی با واقعیتهای ملموس اقتصاد کلان تعدیل و متوازن شود.
اما شاید تلخترین قسمت داستان، مشتری باشد
یک تولیدکننده میتواند با گرانی مواد اولیه کنار بیاید، بانک سختگیر را تحمل کند و حتی خودش را با بخشنامه جدید وفق دهد؛ اما اگر مشتری قدرت خرید نداشته باشد، تمام این تلاشها به جایی نمیرسد.
کمبود تقاضا در بهار امسال به یکی از جدیترین مشکلات تبدیل شده و نسبت به سال قبل هم بدتر شده است.
رد این اتفاق را میشود در یک عدد دیگر هم دید: موانع استقبال مشتریان از محصولات و خدمات نوآورانه ۷.۵۴ درصد نسبت به زمستان بیشتر شده است.
این شاید یک نشانه مهم باشد. بازار ایران ذاتاً با نوآوری مشکل ندارد؛ اتفاقاً نمره این مانع ۴.۵۶ از ۱۰ است و از بسیاری از مشکلات دیگر پایینتر است. مسئله اینجاست که وقتی جیب مشتری تحت فشار است، اولین چیزی که حذف میشود، خریدهای غیرضروری و محصولات تازه و گرانتر است.
یعنی مردم کمتر ریسک میکنند و کسبوکارها هم کمتر جرات نوآوری دارند.
برق بهتر شد، اما هنوز مشکل است
حتی در ماجرای زیرساخت هم تصویر دوگانهای دیده میشود.
محدودیت برق و گاز نسبت به زمستان ۵.۹۳ درصد بدتر شده و مشکل آب هم ۴.۳۱ درصد افزایش یافته است.
این یعنی تولیدکننده فقط با مشکل فروش روبهرو نیست؛ گاهی اصلاً نمیتواند با خیال راحت تولید کند.
این وسط اینترنت داستان جالبتری دارد. نسبت به زمستان وضعیتش ۱۵.۱۷ درصد بهتر شده، اما وقتی به یک سال قبل نگاه میکنیم، هنوز ۱۴.۰۱ درصد بدتر است.
انگار اقتصاد دیجیتال فقط برای مدتی نفس کشیده، اما هنوز به وضعیت قبلی برنگشته است.
و شاید همین، خلاصه داستان بهار ۱۴۰۵ باشد:
کسبوکارها فقط با یک مشکل روبهرو نیستند؛ از خرید مواد اولیه تا پیدا کردن مشتری، از گرفتن وام تا روشن ماندن دستگاهها، چندین چراغ همزمان قرمز شدهاند.
برای همین هم نمره کلی موانع کسبوکار به ۶.۲۳ از ۱۰ رسیده؛ عددی که میگوید مسئله دیگر یک مانع یا یک بخشنامه نیست.
خودِ مسیر کسبوکار سخت شده است.