در ایرانِ چند دهه پیش، تولد نوزاد تازه خبر معمولیِ زندگی خانوادگی بود. خانواده‌ها پرجمعیت‌تر بودند و شکاف میان تولد و مرگ، فاصله‌ای بزرگ و روشن داشت. حالا تصویر تغییر کرده و داده‌های سال ۱۴۰۴ نشانه‌ای از یک جابه‌جایی عمیق در ساختار جمعیت را نشان می‌دهد.

به‌گزارش زومان، در سال گذشته به‌ازای هر مرگ، نزدیک به ۲ تولد ثبت شده است. این پایین‌ترین نسبت تولد به مرگ در حدود ۷۰ سال گذشته بوده و هرچند به‌تنهایی به معنای کاهش فوری جمعیت نیست، اما نشان می‌دهد فاصله ورودی و خروجی جمعیت به شکل محسوسی کوچک شده است.

برای فهم این تغییر، باید از خود عدد فاصله گرفت و به مسیر چند دهه اخیر نگاه کرد. در دهه ۱۳۶۰، فاصله میان تولد و مرگ بسیار بیشتر از امروز بود.

اما این شکاف آرام‌آرام جمع شد. خانواده‌های پرجمعیت جای خود را به خانواده‌های کوچک‌تر دادند. سن ازدواج بالا رفت. فاصله میان تولد فرزندان بیشتر شد و داشتن یک یا دو فرزند برای بخش بزرگی از خانواده‌ها به الگوی رایج تبدیل شد. پژوهش‌های جمعیتی هم نشان می‌دهند کاهش باروری در ایران از چند دهه قبل آغاز شده و مجموعه‌ای از تغییرات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در آن نقش داشته است.

اقتصاد فقط بخشی از ماجرا را توضیح می‌دهد

وقتی بحث کاهش فرزندآوری پیش می‌آید، نخستین توضیح معمولا اقتصاد است. و اقتصاد واقعا نقش دارد. هزینه مسکن، اجاره، آموزش، درمان، مراقبت از کودک و نااطمینانی نسبت به درآمد آینده، تصمیم برای بچه‌دار شدن را برای بسیاری از زوج‌ها دشوارتر کرده است.

با این حال، ماجرا فقط قیمت پوشک و اجاره خانه نیست. لایه دیگری هم وجود دارد که به تغییر ارزش‌ها و سبک زندگی برمی‌گردد.

نسل جدید و تعریف متفاوت از زندگی مطلوب

برای نسل‌های قبل، فرزند داشتن در بسیاری از موارد بخشی طبیعی از مسیر زندگی بود. ازدواج، تشکیل خانه و بچه‌دار شدن، معمولا پشت سر هم اتفاق می‌افتاد. اما این الگو تغییر کرده است.

برای بخشی از نسل جدید، زندگی مطلوب فقط به تشکیل خانواده و تعداد فرزندان خلاصه نمی‌شود. تحصیل، شغل، استقلال، سفر، کیفیت زندگی، وقت آزاد، امنیت روانی و امکان ساختن آینده‌ای قابل پیش‌بینی، وزن بیشتری پیدا کرده‌اند. همین تغییر، پرسش‌ها را هم عوض کرده است.

پیش‌تر ممکن بود سؤال اصلی این باشد «چند تا بچه داشته باشیم؟» حالا برای بخشی از زوج‌ها، پرسش مقدماتی این است «اصلا الان زمان مناسبی برای بچه‌دار شدن است؟»

پژوهش‌های جمعیتی نشان می‌دهند تغییر ارزش‌ها، افزایش تحصیلات زنان، تغییر سبک زندگی، شهرنشینی و تغییر نگاه به هزینه و فایده داشتن فرزند، همگی در کاهش باروری ایران نقش داشته‌اند.

از تعداد فرزند تا کیفیت آینده

شاید مهم‌ترین جابه‌جایی همین‌جا رخ داده باشد. برای بسیاری از خانواده‌ها، فرزند فقط به معنای اضافه شدن یک نفر نیست؛ یعنی پذیرش یک مسئولیت بلندمدت. مسئولیتی که برای آن باید خانه مناسب، آموزش مناسب، درمان، امکانات و آینده‌ای قابل قبول فراهم شود.

بر اساس چند مطالعه درباره نگرش زوج‌های ایرانی به فرزندآوری، «کیفیت زندگی فرزند» و «نگرانی از آینده اقتصادی و اجتماعی» از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر تصمیم به نداشتن یا به‌تعویق انداختن فرزندآوری گزارش شده‌اند.

در چنین شرایطی، مسئله فقط این نیست که «پول یک بچه را داریم یا نه». پرسش اصلی برای بخشی از جامعه این شده که آیا می‌توان آینده‌ای را که برای فرزند می‌خواهد، واقعا ساخت یا نه.

عدد ۲ چه می‌گوید؟

اگر یک سوی ترازو تولد باشد و سوی دیگر مرگ، فاصله این دو دیگر مثل گذشته بزرگ نیست. هم‌زمان، ایران با روند رو به سالمندی هم روبه‌رو است؛ یعنی به‌تدریج شمار افراد در سنین بالاتر بیشتر می‌شود و همین موضوع می‌تواند در سال‌های آینده فشار بیشتری بر نسبت تولد و مرگ وارد کند.

پس مسئله فقط کم شدن تعداد بچه‌ها نیست. جامعه‌ای در حال شکل‌گیری است که جوان‌ترها دیرتر ازدواج می‌کنند، دیرتر بچه‌دار می‌شوند، فرزندان کمتری می‌خواهند و برای کیفیت زندگی اهمیت بیشتری قائل‌اند؛ در حالی که هزینه رسیدن به همان کیفیت زندگی هم بالاتر رفته است. همین ترکیب می‌تواند توضیح دهد چرا فاصله تولد و مرگ در ایران به چنین سطحی رسیده است.

در پایان، یک پرسش دیگر باقی می‌ماند. اگر سال ۱۴۰۴ کمترین نسبت تولد به مرگ را در حدود ۷۰ سال گذشته ثبت کرده، بیشترین نسبت در چه سالی رخ داده است؟ پاسخ، تصویری روشن‌تر از مسیر چند دهه‌ای جمعیت ایران می‌دهد.

در این ویدیو روند ۷۰ سال گذشته را می‌توانید ببینید.

پخش از رسانه

نظر شما درباره آینده جمعیت ایران چیست؟