به گزارش زومان، وضعیت زنان در ایران همواره محل بحث بوده است. برخی با اشاره به تعداد بالای زنان تحصیلکرده، معتقدند زنان ایرانی از شرایط نسبتاً مطلوبی برخوردارند؛ گروهی دیگر اما به سوی دیگر ماجرا، از موانع قانونی گرفته تا وضعیت اشتغال و امنیت، اشاره میکنند و تصویر متفاوتی از زندگی زنان در ایران ارائه میدهند.
واقعیت این است که کیفیت زندگی زنان را نمیتوان تنها با یک شاخص توضیح داد. ممکن است زنی در کشوری تحصیلات دانشگاهی داشته باشد، اما احساس امنیت نکند. ممکن است شاغل باشد، اما از حقوق قانونی برابر برخوردار نباشد. یا ممکن است در جامعهای امن زندگی کند، اما تقریباً هیچ سهمی در سیاست نداشته باشد.
تازهترین شاخص «زنان، صلح و امنیت» تلاش میکند همه این تکههای پراکنده را در یک قاب کنار هم قرار دهد.
یک عدد نمیتواند زندگی زنان را توضیح دهد
شاخص زنان، صلح و امنیت (WPS) از سال ۲۰۱۷ هر دو سال یکبار توسط مؤسسه زنان، صلح و امنیت دانشگاه جورجتاون و مؤسسه تحقیقات صلح اسلو منتشر میشود. نسخه ۲۰۲۵-۲۰۲۶ این گزارش، وضعیت زنان در ۱۸۱ کشور را با ۱۳ شاخص و در سه حوزه اصلی بررسی کرده است:
- مشارکت: حضور زنان در اقتصاد، جامعه و سیاست
- عدالت: حقوق قانونی و میزان تبعیض علیه زنان
- امنیت: امنیت زنان در خانه، جامعه و در برابر جنگ و خشونت
به همین دلیل، برخلاف رتبهبندیهایی که عمدتاً بر شکاف جنسیتی در تحصیل یا اقتصاد تمرکز دارند، این شاخص پرسش گستردهتری مطرح میکند: یک زن در هر کشور تا چه اندازه میتواند تحصیل کند، کار کند، به منابع مالی دسترسی داشته باشد، وارد سیاست شود، از حقوق خود دفاع کند و بدون خشونت و ناامنی زندگی کند؟
در صدر جدول، دانمارک با امتیاز ۰.۹۳۹ قرار دارد و پس از آن ایسلند، نروژ، سوئد و فنلاند دیده میشوند. در سوی دیگر جدول، افغانستان با امتیاز ۰.۲۷۹ در رتبه آخر قرار گرفته است.
ایران امتیاز ۰.۶۰۸ گرفته و در رتبه ۱۲۸ قرار دارد. به بیان ساده، وضعیت زنان در حدود ۷۰ درصد کشورهای این جدول بهتر از ایران ارزیابی شده است.
اما بخش مهمتر داستان در مؤلفههای جزئی این شاخص پنهان شده است. زنان ایران در بعضی شاخصها وضعیت بهتری نسبت به میانگین جهان دارند و در برخی دیگر تا نزدیکی انتهای جدول سقوط میکنند.
جایی که تصویر ایران روشنتر میشود؛ آموزش و سلامت
در حوزه آموزش زنان ایرانی بهطور متوسط ۱۰.۹ سال تحصیل کردهاند؛ رقمی بالاتر از متوسط جهانی ۸.۴ سال.
در سلامت مادران نیز ایران فاصله زیادی با کشورهای ضعیف جدول دارد. به ازای هر ۱۰۰ هزار تولد زنده، ۱۶ مورد مرگ مادر ثبت شده است؛ در حالی که متوسط جهانی در این گزارش ۱۸۸ مورد است.
یکی از نقاط نسبتاً مثبت دیگر، احساس امنیت در جامعه است. طبق این پیمایش، ۷۲ درصد زنان ایرانی گفتهاند هنگام تنها راه رفتن در شب، در شهر یا محل زندگی خود احساس امنیت میکنند. در حالی که این عدد در میانگین جهانی ۶۶ درصد است.
یک عدد دیگر نیز جلب توجه میکند: ۸۵.۱ درصد زنان بالای ۱۵ سال در ایران به حساب بانکی یا خدمات مالی مشابه دسترسی دارند.
بنابراین از منظر آموزش، سلامت مادران و دسترسی مالی و امنیت اجتماعی، تصویری که از زنان ایران به دست میآید، بهتر از میانگین جهانی است.
دانشگاه تمام میشود؛ بازار کار شروع نمیشود
اما بزرگترین تناقض درست همینجا رخ میدهد. زنان ایرانی به طور متوسط نزدیک به ۱۱ سال تحصیل میکنند و بیش از ۸۵ درصدشان به خدمات مالی دسترسی دارند، اما طبق آخرین آمارها کمتر از ۱۲ درصد زنان ۲۵ تا ۶۴ ساله شاغلاند. میانگین جهانی همین شاخص حدود ۵۶ درصد است. در جدول جهانی این شاخص، تنها یمن و عراق نرخ اشتغال زنان پایینتری از ایران دارند. خود گزارش WPS نیز ایران را ضعیفترین کشور جنوب آسیا از نظر اشتغال زنان معرفی میکند.
بنابراین مسئله فقط ساختهشدن سرمایه انسانی نیست؛ مسئله مهمتر، تبدیل این سرمایه به فرصت است. سالها تحصیل زنان ایرانی لزوماً به صندلی پشت میز کار، درآمد مستقل یا حضور فعال در اقتصاد منتهی نمیشود.
خانهای ناامنتر از خیابان
یکی دیگر از تضادهای قابل توجه در دادههای ایران، میان دو نوع امنیت دیده میشود. همانطور که گفته شد، ۷۲ درصد زنان از احساس امنیت هنگام تنها راه رفتن در شب گفتهاند. اما وقتی شاخص از خیابان وارد روابط خصوصی میشود، تصویر تیرهتر میشود.
طبق این آمار، ۱۷.۶ درصد زنان ایرانی که تجربه زندگی مشترک داشتهاند، خشونت فیزیکی یا جنسی از سوی شریک عاطفی خود را تجربه کردهاند؛ یعنی تقریباً یک زن از هر شش زن. این رقم در ایران از متوسط جهانی، یعنی ۱۲.۴ درصد، بالاتر است.
این دو عدد شاید در نگاه اول متناقض به نظر برسند، اما دقیقاً فلسفه چنین شاخصی را توضیح میدهند: «امنیت زنان» یک مفهوم واحد و یکبعدی نیست. ممکن است زنی از قدم زدن شبانه در محله خود چندان نترسد، اما پشت درهای بسته خانه در معرض خطر بیشتری باشد.
جایی که شکاف عمیق میشود: قانون و قدرت
در کنار اشتغال، برابری قانونی و حضور سیاسی دو نقطه ضعف مهم دیگر زنان ایرانی هستند.
در شاخص «نبود تبعیض قانونی» که تفاوت قوانین و مقررات بین زنان و مردان را در حوزههای مختلف زندگی و کار بررسی میکند، ایران تنها ۳۱.۳ امتیاز از ۱۰۰ گرفته است. میانگین جهانی این شاخص حدود ۷۶ است و ایران با این امتیاز در ردههای پایانی جدول جهانی قرار میگیرد. در شاخص «دسترسی به عدالت» نیز امتیاز ایران فقط ۱.۵ از ۴ است.
فاصله در سیاست حتی ملموستر است. زنان تنها ۴.۹ درصد کرسیهای پارلمان ایران را در اختیار دارند؛ یعنی تقریباً از هر ۲۰ صندلی، تنها یک صندلی به یک زن رسیده است.
در مجموع، دادهها یک الگوی قابل توجه میسازند: زنان ایران در برخی حوزههایی که به توانایی فردی و زیرساختهای عمومی مربوط میشوند ــ مانند آموزش، سلامت مادران، دسترسی مالی و تا حدی امنیت اجتماعی ــ عملکرد بهتری دارند؛ اما هرجا پای تبدیل این تواناییها به شغل، حقوق برابر و قدرت سیاسی به میان میآید، جایگاه ایران بهشدت پایین میآید.
در نهایت، شاخص WPS نه تصویری کاملاً روشن از زندگی زنان ایران ارائه میدهد و نه تصویری کاملاً تاریک. داستان اصلی، ناهمگونی است: زنانی که میتوانند درس بخوانند، حساب بانکی داشته باشند و از سلامت نسبی برخوردار باشند، اما برای رسیدن به شغل، حقوق برابر و قدرت سیاسی با دیوارهای بلندتری روبهرو هستند.