به گزارش زومان، در مسابقه پر سرعت دستمزد و تورم، برنامه‌ریزی برای نحوه خرج کردن درآمد هر روز سخت‌تر می‌شود و برای بسیاری به حذف ضروریات زندگی رسیده است.

سال‌ها افزایش درآمد اول سال برای بسیاری از خانوارها به معنای خرید وسیله‌ای تازه، سفر یا کنار گذاشتن بخشی از پول برای آینده بود. حالا در اقتصادی که تورم نقطه ‌به ‌نقطه به مرز ۹۰ درصدی نزدیک می‌شود، مسئله برای بسیاری این است: دوام آوردن. در شرایطی که قیمت‌ها به سرعت و با شیب زیاد تغییر می‌کنند و نااطمینانی از آینده بسیار بالاست، بسیاری هر ماه از خود می‌پرسند، درآمدشان تا کدام روز ماه دوام خواهد آورد؟

پاسخ این سوال آسان نیست، اما می‌توان با یک سناریوسازی ساده به جواب نزدیک شد. به طوری که هزینه‌های ضروری یک خانواده عادی را کنار هم گذاشت و دید درآمدش تقریباً در کدام خانه تقویم تمام می‌شود.

یک سفره معمولی، ماهی ۲۱ میلیون تومان

از غذا شروع کنیم؛ هزینه‌ای که تقریباً نمی‌توان آن را از زندگی حذف کرد.

متوسط خانوار شهری ایران حدود ۳.۲ نفر عضو دارد. اگر برای این خانواده سبد غذایی پیشنهادشده از سوی وزارت بهداشت را در نظر بگیریم، هر نفر در روز به اقلامی مانند ۲۹۰ گرم نان، ۳۰۰ گرم لبنیات، میوه، سبزی، تخم‌مرغ، حبوبات و مقداری گوشت نیاز دارد.

برآورد زومان بر اساس قیمت‌های روز فروشگاه‌های آنلاین نشان می‌دهد تأمین همین سبد برای یک خانوار ۳.۲ نفره ماهانه در حداقلی‌ترین حالت ممکن حدود ۲۱.۵ میلیون تومان خرج دارد؛ سبدی که در آن خبری از رستوران، سفارش غذا یا مصرف لوکس نیست.

اما غذا تمام زندگی نیست. داده‌های هزینه ‌و درآمد خانوار مرکز آمار نشان می‌دهد در سال ۱۴۰۳ خوراکی‌ها فقط ۲۳.۶ درصد مخارج خانوار شهری را تشکیل می‌دادند و ۷۶.۴ درصد باقی‌مانده صرف اجاره خانه، درمان، حمل‌ و نقل، پوشاک، آموزش و دیگر هزینه‌ها می‌شد.

اگر همان ترکیب هزینه را روی سبد امروز اعمال کنیم، خرج ماهانه چنین خانواری به حدود ۹۱ میلیون تومان می‌رسد. رقمی که در نگاه اول غیر قابل باور به نظر می‌رسد اما تورم سنگین ماه‌های اخیر آن را تبدیل به واقعیت کرده است.

درآمد بالا رفت؛ خط پایان سریع‌تر جلو آمد

حالا سمت دیگر معادله را ببینیم.

آخرین داده رسمی مرکز آمار نشان می‌دهد متوسط درآمد خانوار شهری در سال ۱۴۰۳ حدود ۳۴۳ میلیون تومان در سال، یا ماهانه نزدیک به ۲۸.۶ میلیون تومان بوده است.

برای رساندن این عدد به سال ۱۴۰۵ ناچاریم سناریو بسازیم. اگر فرض کنیم درآمد این خانوار تقریباً متناسب با رشد «سایر سطوح مزدی» بالا رفته باشد و فقط درصد افزایش را مبنا قرار دهیم، یعنی ۳۲ درصد رشد برای ۱۴۰۴ و ۴۵ درصد برای ۱۴۰۵، درآمد ماهانه به حدود ۵۴.۷ میلیون تومان می‌رسد.

حتی با این فرض، دو عدد به‌ سختی به یکدیگر می‌رسند: ۵۴.۷ میلیون تومان درآمد در برابر حدود ۹۱ میلیون تومان هزینه. فاصله، بیش از ۳۶ میلیون تومان در ماه است.

ماه برای این خانوار روز هجدهم تمام می‌شود

این شکاف را می‌توان از زبان عدد و رقم به زمان تبدیل کرد. زمانی که در آخرین روزهای ماه به امید واریز حقوق بیش از هر زمان دیگر کش می‌آید.

اگر ۹۱ میلیون تومان خرج یک ماه باشد، هر روز زندگی این خانوار به‌ طور متوسط حدود ۳ میلیون تومان هزینه دارد. درآمد ۵۴.۷ میلیونی در چنین شرایطی تقریباً هزینه ۱۸ روز را پوشش می‌دهد.

یعنی هنوز حدود ۱۲ روز از ماه باقی مانده که درآمد ماهانه تمام شده است.

به بیان دیگر، در این سناریو درآمد خانوار تنها حدود ۶۰ درصد ضروریات ماه را پوشش می‌دهد و نزدیک به ۴۰ درصد هزینه‌ها بی‌پشتوانه می‌ماند. در نتیجه خانوار مجبور به حذف و زدن برخی ضروریات زندگی است تا بتواند تا آخر ماه دوام بیاورد.

این همان جایی است که تورم از یک عدد اقتصادی به تجربه روزمره تبدیل می‌شود: خریدی که عقب می‌افتد، درمانی که به ماه بعد موکول می‌شود، کیفیت غذایی که پایین می‌آید، پس‌اندازی که حذف می‌شود، بدهی‌ای که جای درآمد را در روزهای آخر ماه می‌گیرد و در نهایت یک اضطراب دائمی از آینده.