یک جامعه، نصف درآمد گذشته؛ چرا ایرانی‌ها فقیرتر شدند؟

پنج‌شنبه 1 مرداد 1405 - 22:58
مطالعه 4 دقیقه
نمای بالای ترافیک خودروها در اتوبان ستاری تهران که از میان دو دیوار فلزی مشاهده می‌شود.
رئیس کل بانک مرکزی از نصف شدن درآمد سرانه واقعی ایرانیان نسبت به سال ۱۳۹۰ صحبت کرده است. موضوعی که نشان می‌دهد تورم تنها مقصر کاهش قدرت خرید نیست.

به گزارش زومان، این روزها گاهی یک قیمت کافی است تا ما را به گذشته پرتاب کند. قیمت خودرویی را می‌بینیم و به یاد می‌آوریم پول آن زمانی برای خرید خانه کافی بود؛ یا قیمت چند گرم طلا را حساب می‌کنیم و می‌بینیم با بودجه یک خودروی نه‌ چندان قدیمی برابری می‌کند.

تورم، آشناترین توضیح برای این فاصله است. اما ماجرا فقط به گران‌شدن کالاها ختم نمی‌شود. مسئله فقط این نیست که هر تومان قدرت کمتری دارد؛ منابع اقتصاد ایران به‌ ازای هر نفر هم کاهش یافته است.

این همان موضوعی است که عبدالناصر همتی، رئیس ‌کل بانک مرکزی، چند روز پیش به آن اشاره کرد: درآمد واقعی سرانه هر ایرانی نسبت به سال ۱۳۹۰ حدود ۴۷ درصد کاهش یافته – یعنی در عرض کمتر از ۱۵ سال تقریباً نصف شده است.

درآمدی که با حقوق یکی نیست

برای رسیدن به مفهوم درآمد سرانه واقعی، باید ابتدا اندازه اقتصاد را بسنجیم. تولید ناخالص داخلی یا همان GDP، مجموع ارزش افزوده همه کالاها و خدمات نهایی تولیدشده در کشور است؛ از خودرو و نفت و محصولات کشاورزی تا درمان، حمل‌ونقل و خدمات بانکی و غیره.

تولید، درآمد ایجاد می‌کند. ارزش تولید میان دستمزد کارکنان، سود بنگاه‌ها، درآمد صاحبان سرمایه و مالیات دولت توزیع می‌شود. اما ارزش واقعی این درآمد فقط به مقدار تولید بستگی ندارد؛ قدرت خرید آن در تجارت خارجی نیز اهمیت دارد.

فرض کنید ایران در دو سال مقدار یکسانی نفت صادر کند. اگر قیمت نفت پایین بیاید یا ماشین‌آلات و مواد اولیه وارداتی گران‌تر شوند، همان صادرات قبلی کالاهای کمتری برای کشور می‌خرد. حجم تولید شاید تغییر زیادی نکرده باشد، اما قدرت خرید درآمد ایران کاهش یافته است.

درآمد ناخالص داخلی (GDI)، قدرت خرید درآمد حاصل از تولید داخلی را اندازه می‌گیرد و سود یا زیان ناشی از مبادلات تجاری را نیز در نظر می‌گیرد. اگر اثر تورم را از این درآمد حذف کنیم، و به اصطلاح مقدار «واقعی» آن را در نظر بگیریم، با تقسیم آن بر جمعیت، به درآمد سرانه واقعی می‌رسیم: متوسط سهم هر نفر از قدرت خریدی که اقتصاد در یک سال ایجاد کرده است.

از قله‌ ۱۳۵۵ تا افت بلندمدت

نمودار درآمد واقعی سرانه ایران، خلاصه‌ای از تاریخ معاصر کشور است.

طبق داده‌های بانک جهانی، درآمد واقعی سرانه در سال ۱۹۶۰ – یعنی سال‌های ۱۳۳۸ و ۱۳۳۹ - حدود ۳۲ میلیون تومان به ازای هر نفر بود(به قیمت‌های ثابت سال ۱۴۰۰). این شاخص با افزایش تولید و جهش درآمدهای نفتی به‌ سرعت بالا رفت و در سال ۱۳۵۵ به قله‌ی تاریخی ۲۴۳ میلیون تومان رسید.

این قله دوام نیاورد. از اواخر دهه ۱۳۵۰، با کاهش تولید و درآمد نفت، شرایط انقلاب و سپس آغاز جنگ، درآمد واقعی سرانه وارد مسیری نزولی شد. در اواخر دهه ۱۳۶۰، درآمد واقعی سرانه به کمتر از ۵۰ میلیون تومان رسید؛ یعنی حدود یک‌ پنجم قله دهه ۱۳۵۰.

پس از جنگ هشت ساله، بازسازی اقتصاد و افزایش درآمدهای نفتی دوباره نمودار را صعودی کرد. این شاخص در سال ۱۳۹۰ به حدود ۱۴۱ میلیون تومان رسید؛ بالاترین سطح آن پس از انقلاب.

از آن زمان، مسیر دوباره تغییر کرد. درآمد واقعی سرانه در سال ۲۰۲۵ – یعنی سال‌های ۱۴۰۳ تا ۱۴۰۴ به حدود ۷۵ میلیون تومان رسید؛ ۴۷ درصد پایین‌تر از سال ۱۳۹۰.

چرا درآمدمان کم شد؟

کاهش درآمد سرانه‌ واقعی فقط نتیجه‌ی یک عامل نیست. کاهش تولید داخلی، پایین‌بودن سرمایه‌گذاری، بسته‌ماندن درهای تجارت و افزایش جمعیت، همگی درآمد واقعی کشور را پایین می‌آورند.

همتی گفته است رابطه‌ مبادله‌ی درآمدی ایران به حدود یک‌ ششم سال ۱۳۹۰ رسیده است. کل صادرات کشور اکنون توان تأمین حجم بسیار کمتری از واردات را دارد.

او همچنین از کاهش شدید تشکیل سرمایه در سال ۱۴۰۴ صحبت کرد؛ افتی که می‌تواند ظرفیت تولید و درآمد سال‌های آینده را بیشتر محدود کند.

درآمد واقعی سرانه زمانی کاهش می‌یابد که درآمد واقعی اقتصاد کمتر از جمعیت رشد کند. رکود تولید، افت حجم صادرات، کاهش قیمت صادرات نسبت به واردات و کاهش سرمایه‌گذاری از مهم‌ترین مسیرهای این اتفاق‌اند.

با این‌ حال باید توجه کنیم که سرانه‌ی درآمد همه‌ی واقعیت زندگی مردم را نشان نمی‌دهد. این شاخص میانگین است و درباره‌ی توزیع درآمد سکوت می‌کند. ممکن است درآمد واقعی سرانه بالا برود، اما سهم اصلی آن به گروه کوچکی برسد؛ یا کاهش آن فشار بیشتری را بر طبقات کم‌درآمد وارد کند.

با این وجود این شاخص یک نکته‌ی مهم را روشن می‌کند. افت رفاه ایرانی‌ها فقط از گران‌شدن کالاها نمی‌آید. حتی پس از کنارزدن اثر تورم، ثروت امروز قدرت خرید بسیار کمتری نسبت به سال ۱۳۹۰ ایجاد می‌کند.

بازگشت درآمد واقعی سرانه به مسیر رشد به سرمایه‌گذاری، افزایش تولید، بهبود صادرات و کاهش نااطمینانی نیاز دارد. بدون بدون رشد پیوسته درآمد واقعی برای چند سال، حتی ثبات قیمت‌ها هم فقط سرعت فقیرتر شدن را کم می‌کند؛ نه اینکه رفاه از دست‌ رفته را بازسازی کند.

نظر خود درباره‌ی علت اصلی افت درآمد سرانه را بنویسید.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.