پاداش تیم ملی، نصف بودجه نخبگان؛ جایزه نابرابر استعداد در ایران
به گزارش زومان، پرونده جام جهانی ۲۰۲۶ بسته شد و حالا وقت حساب و کتابها فرا رسیده است.
این روزها بحثها پیرامون دستمزد تیم ملی فوتبال اوج گرفته است. رقم مصوب پاداش صعود به جام جهانی ۳۵۰ میلیارد تومان معادل با ۲ میلیون دلار بود که گفته میشود تا کنون ۲۰۰ میلیارد تومان آن پرداخت شده است: ۷۰ میلیارد تومان به امیر قلعهنویی، ۲۰ میلیارد تومان به سایر اعضای کادر و ۱۱۰ میلیارد تومان به بازیکنان.
البته همچنان جنجال بر سر این پاداشها ادامه دارد. امیر قلعهنویی از سهم ۱۰ درصدی خود از پاداش ۱۰ میلیون دلاری فیفا حرف میزند و میگوید پاداش پایینی نسبت به مربیان دیگر گرفته و ایثار کرده است.
اما فارغ از این جنجالها بر سر اینکه مربی یا بازیکن چه مقدار پاداش برایش منصفانه است، این ارقام، یک نابرابری عمیق را روایت میکنند؛ نابرابری میان استعدادهای کشور و بهایی که به آنها داده میشود.
دو تیم ملی، دو نظام قیمتگذاری
فوتبال یکی از پردرآمدترین ورزشهای جهان است که تبلیغات و ثروتی سنگین میسازد. بنابراین به طور کلی سطح نقل و انتقالات مالی آن هم در همه جای جهان بالاست. اما آیا تنها استعدادهای کشور فوتبالیستها هستند؟
یک مقایسه میتواند این مسئله را روشنتر کند؛ مقایسه با پاداشی که مدالآوران المپیادهای علمی میگیرند.
پیگیریهای زومان نشان میدهد دانشآموزانی که موفق میشوند به المپیادهای جهانی علمی در رشتههای مختلف صعود کنند، هیچ گونه پاداش نقدی نمیگیرند.
آنها در ازای کسب بالاترین رتبههای علمی جهان، تنها از برخی مزایای محدود مثل ورود به دانشگاه بدون کنکور برخوردار میشوند. امکانی که دستیابی به آن برای این افراد کار سختی نیست.
بنابراین مسئله پاداش زیاد فوتبالیستها نیست؛ بلکه اختلافی است که میان آنها و سایر استعدادهای کشور وجود دارد. فوتبالیستها و برخی دیگر از بازیکنان رشتههای ورزشی برای حضور در هر مسابقه بینالمللی پاداش میگیرند، در حالی که چنین پاداشی برای نخبگان علمی وجود ندارد؛ گروهی که سرمایه انسانی کشور است و بر خلاف فوتبال میتواند برای دههها ثروتی ماندگار از خود بر جای بگذارد.
حتی در یک مقایسه وسیعتر میتوان بودجه کل بنیاد ملی نخبگان را بررسی کرد. بنیادی که مسئول رسیدگی به استعدادهای برتر علمی کشور است.
در قانون بودجه ۱۴۰۵، بودجه بنیاد ملی نخبگان بالغ بر ۷۱۴ میلیارد تومان است. بنابراین میتوان گفت تیم ملی فوتبال فقط برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ معادل با نیمی از بودجه بنیاد ملی نخبگان پاداش میگیرد که تا کنون نیز بخش بزرگی از آن را دریافت کرده است. پاداشی که جدای از دستمزد بازیکنان در قرارداد سالانه است.
مقایسه بودجه یک سال یک نهاد با پاداش حضور در مسابقه شاید چندان دقیق نباشد. زیرا بخش قابل توجهی از این بودجه صرف امور هزینهای این سازمان میشود. اما به هر حال تنها عدد شفافی است که میتوان گفت دولت به حمایت از نخبگان کشور اختصاص داده است. چرا که از دل همین بودجه طرحهای علمی حمایت میشود.
اعداد چطور تعیین میشوند؟
موضوع دیگر، نحوه تعیین این پاداش است. امیر قلعهنویی سرمربی تیم ملی ادعا میکند که این پاداشهای چند صد میلیاردی را خود تیم ملی درآورده است.
طبیعتا این تیم برای حضور در جام جهانی زحمت کشیده، اما رقم پاداشها توسط فدراسیون فوتبال تعیین شده است. فدراسیونی که از دولت بودجه میگیرد، اما بدون پاسخگویی به آن و صرفا با «چانهزنی» پاداشهای میلیاردی را تقسیم کرده است.
یک مقایسه اقتصادی تصویر غیر شفاف پاداشهای تیم ملی را روشنتر میکند. دولت تمام صادرکنندگان کشور را موظف کرده که ارز حاصل از صادرات خود را در مرکز مبادله ارزی بانک مرکزی عرضه کنند و معادل ریالی آن را دریافت کنند. در واقع استدلال این است که دولت خدماتی را به صادرکنندگان ارائه کرده و یارانههایی داده تا آنها بتوانند محصول خود را در بازار جهانی بفروشند.
با همین استدلال میتوان گفت حضور تیم ملی فوتبال در جام جهانی نیز طبعا از جیب دولت طی سالها هزینه داشته است. بنابراین رقم پاداشها نیز نمیتواند به صورت مستقل و بدون چارچوب تعیین شود. مثلا بخش قابل توجهی از باشگاههایی که به بازیکنان دستمزد میدهند، از بودجه عمومی استفاده میکنند، این مسئله کجای معادله است؟
در نهایت وضعیتی دوگانه شکل گرفته است؛ در حالی که کشور در وضعیت وخیم اقتصادی به سر میبرد، و بسیاری از نخبگان دیگر از جمله برترین استعدادهای علمی تشویق مالی نمیشوند، استعدادهای فوتبالی از اینکه نصف پاداش چند صد میلیاردی را گرفتهاند، گله دارند.