عددی که از آینده پول ایرانی‌ها خبر می‌دهد

پنج‌شنبه 11 تیر 1405 - 16:07
مطالعه 3 دقیقه
پول
در ظاهر همه‌چیز بزرگ‌تر شده، هم پول و هم تولید. اما یک شاخص نشان می‌دهد پیوند پول و تولید در ایران به شدت سست شده است.

به گزارش زومان، در حالی که تورم کشور قدم به قدم به مرز ۱۰۰ درصدی نزدیک می‌شود، در ذهن بسیاری از ما هر روز یک سوال تکرار می‌شود: دستمزد خود را نگه داریم، دلار بخریم، طلا بگیریم یا به سرعت خرجش کنیم؟این فقط یک تصمیم شخصی نیست؛ رد آن را می‌توان در رفتار پول در اقتصاد هم دید. عددها بزرگ‌تر شده‌اند، اما قدرت واقعی کوچک‌تر.

همین تناقض ساده، ما را به یکی از شاخص‌های کمتر دیده‌شده‌ اقتصادی می‌رساند؛ نسبتی که می‌پرسد پول کشور در برابر اندازه اقتصاد چه جایگاهی دارد. این همان نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی (GDP) است؛ شاخصی که مثل یک دوربین از بالا نشان می‌دهد اقتصاد چقدر «پول‌خور» است و چقدر تولیدمحور.

از یک زاویه ملموس‌تر، این شاخص داستان رابطه مردم با پول ملی است. وقتی بالا باشد، یعنی پول در اقتصاد نسبت به اندازه تولید زیاد است. وقتی پایین می‌آید، یعنی یا پول کندتر رشد کرده یا اقتصاد اسمی سریع‌تر بزرگ شده، یا هر دو. در ایران امروز، داستان پیچیده‌تر از یک خط ساده است؛ ترکیبی از تورم، تغییر رفتار پس‌انداز،افزایش سرعت گردش پول و جابه‌جایی مسیر سرمایه.

وقتی اقتصاد از پول جلو می‌زند

بر اساس داده‌های اخیر، نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی در ایران به حوالی ۴۹ درصد رسیده؛ سطحی که نسبت به یک دهه گذشته افت محسوسی دارد.

طبق آمارهای بانک مرکزی این نسبت در سال‌های ۱۳۹۵ تا ۱۳۹۸ بالاتر از ۸۰ درصد بوده، اما در سال‌های اخیر به کمتر از ۵۰ درصد رسیده است.

اما این افت به معنای کم شدن پول نیست. نقدینگی در همین سال‌ها به شدت رشد کرده و به اعدادی رسیده که می‌توان گفت در تاریخ اقتصاد ایران کم‌سابقه بوده‌اند. اما تولید ناخالص داخلی اسمی - که زیر فشار تورم بالا بزرگ‌تر می‌شود - سریع‌تر رشد کرده است.

در ظاهر، اقتصاد بزرگ‌تر شده؛ اما این بزرگ شدن بیشتر شبیه باد کردن یک بادکنک است تا رشد عضلانی. وقتی قیمت‌ها بالا می‌روند، GDP اسمی هم بالا می‌رود، حتی اگر موتور واقعی تولید چندان قوی نباشد.

در چنین شرایطی، نسبت نقدینگی به GDP پایین می‌آید، نه چون پول کم شده، بلکه چون «مخرج کسر» سریع‌تر بزرگ شده است.

پولی که دنبال پناهگاه می‌گردد

اما داستان فقط ریاضی نیست؛ رفتار است. وقتی نگهداری ریال برای مردم جذابیت کمتری پیدا می‌کند، ترکیب دارایی خانوارها تغییر می‌کند. بخشی به سمت طلا می‌رود، بخشی به ارز، بخشی به مسکن. در این میان، بانک‌ها هم نقش واسطه‌ای خود را سخت‌تر بازی می‌کنند؛ یعنی جذب سپرده و تبدیل آن به اعتبار مولد دشوارتر می‌شود.

این همان جایی است که اقتصاد از «عمق مالی» فاصله می‌گیرد.

عمق مالی یعنی توان نظام مالی برای تبدیل پس‌انداز مردم به اعتبار، سرمایه‌گذاری و تولید. وقتی این چرخه ضعیف می‌شود، اقتصاد شبیه تیمی است که توپ را دارد اما نمی‌تواند بازی‌سازی کند و در نهایت گل بزند.

عددی که از اعتماد حرف می‌زند

بنابراین کاهش این نسبت در ایران، یک پیام مهم دارد: پول در حال فاصله گرفتن از مسیر رسمی تولید است. نه به این معنا که اقتصاد کوچک شده، بلکه به این معنا که پیوند پول و تولید شل‌تر شده است.

در اقتصادهای عمیق‌تر، نقدینگی و تولید تقریباً هم‌قدم رشد می‌کنند؛ چون اعتماد به پول ملی، سود بانکی واقعی و بازارهای مالی کارآمد، پول را در چرخه نگه می‌دارند. اما وقتی این پیوند تضعیف می‌شود، رشد پول به جای تبدیل شدن به سرمایه‌گذاری، در بازارهای جانبی تخلیه می‌شود و اثرش بیشتر در قیمت‌ها دیده می‌شود تا کارخانه‌ها.

افت نسبت نقدینگی به تولید در ایران به معنای کمبود پول نیست، بلکه نشانه شکاف میان پول و تولید است. این وضعیت بیشتر حاصل رشد سریع‌تر GDP اسمی به‌واسطه تورم و هم‌زمان کاهش جذابیت نگهداری ریال است. نتیجه، اقتصادی با عمق مالی کمتر و حرکت بیشتر نقدینگی به سمت دارایی‌های غیرمولد است. اگر سیاست پولی این روند را بدون اصلاح انتظارات تورمی و اعتماد بانکی رها کند، فشار تورمی و خروج سرمایه به سمت بازارهای غیر مولد ادامه‌دار خواهد بود.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.