«توقعی نداشتم، قبل از جنگ سر زمین بودم با تراکتور، جنگ که تمام شد برگشتم سر همان زمین بدون تراکتور.» این دیالوگ ماندگار رفیق حاج کاظم در فیلم سینمایی آژانس شیشهای، انگار شناسنامه ابدی خوزستان است؛ استانی که روزگاری موتور توسعه ایران بود و در جنگ ۸ ساله، یکتنه بار ۳۴ درصد (معادل بیش از یکسوم) از کل خسارات کشور را به دوش کشید. اما داستان زخمهای این خاک تمام نشده است. بامداد ۱۵ فروردین امسال، وقتی آسمان ماهشهر از حمله به ۵ مجتمع پتروشیمی روشن شد، برخی هم نگران جان و نانِ ۳۵ هزار کارگر این واحدها شدند که مبادا اخراج شوند. اما واقعیت عریان این است که قبل از اصابت هر موشکی، یک بمب ویرانگر نامرئی در خانه مردم خوزستان و کل ایران منفجر شده بود. این بار قرار است شما را به پشتصحنه آمارهای سال ۱۴۰۴ ببریم؛ جایی که ثابت میکند در اقتصاد امروز، داشتن شغل دیگر بلیت خروج از فقر نیست و فلاکت، خیلی پیشتر از جنگندههای دشمن خارجی، از مرزها وارد شده است.
توهم استخدام؛ وقتی درجا میزنیم
به گزارش زومان، سال ۱۴۰۴ در تاریخ اقتصاد ایران یک نقطه عطف بود. آمارها میگویند «شاخص فلاکت» — دماسنجی ساده از جمع تورم و بیکاری که میزان درد معیشت شما را نشان میدهد — به عدد کمسابقه ۵۸.۱ درصد رسید! برای اینکه بدانید این عدد چقدر بالا است، کافیست به یاد بیاورید که این شاخص در سال ۱۴۰۳ فقط ۴۰.۱ درصد بود. ما رکورد تاریک سال ۱۳۸۴ تا امروز را شکستهایم.
شاید بگویید نرخ بیکاری به ۷.۵ درصد (کمترین حد در ۲۰ سال اخیر) رسیده است. پس چرا همه احساس فقر میکنیم؟ پاسخ در «رکود تورمی» است؛ وضعیتی وخیم که قیمتها بالا میروند اما چرخ کارخانه و تولید قفل شده است. در این شرایط که تورم به رکورد ۵۰.۶ درصد رسیده بیکاریِ پایین نشانه رونق نیست، بلکه به این دلیل است که «نرخ مشارکت اقتصادی» (درصد آدمهایی که کار میکنند یا هنوز از یافتن شغل ناامید نشدهاند) به ۴۰.۶ درصد سقوط کرده است. مردم از گشتن دنبال کار خسته شدهاند! در اقتصادی که رشد آن کلاً ۰.۲ درصد بوده و بخش بدون نفت آن ۰.۳ درصد آب رفته است، شاغل بودن فقط دویدن روی تردمیلی است که شما را از تورم جلو نمیاندازد.
خوزستان در تاریکی مطلق
اگر از میانگینهای کشوری بگذریم و ذرهبین را روی ۳۱ استان کشور بیندازیم، گسل نابرابری خودش را نشان میدهد. خوزستان، قلب تپنده انرژی و ثروت کشور، با ثبت شاخص فلاکت ۶۷.۸ درصدی، در صدر تاریکی ایستاده است.
ترکیب بیکاری ۱۱ درصدی (دومین رتبه کشور پس از کرمانشاه) و تورم خردکننده ۵۶.۸ درصدی، خوزستان را به نماد یک بحران معیشتی تبدیل کرده است. در استانی که باید موتور تولید شغل باشد، نرخ مشارکت اقتصادی روی ۳۹.۶ درصد درجا میزند. اما خوزستان تنها نیست؛ همسایههایش یعنی کردستان (با شاخص ۶۷.۷ درصد) و ایلام (با ۶۷.۵ درصد) بلافاصله پشت سر آن قرار دارند. این اعداد یک پیام واضح دارند: فشار سختتر اقتصاد، دقیقاً روی نوار مرزی و حاشیهای کشور خیمه زده است.
پایتختنشینها در حباب شیشهای؛ رکورد یک تبعیض آماری
در آن سوی این میدان جنگ اقتصادی، تهران با شاخص فلاکت ۵۰.۲ درصد نشسته است. پایتخت با ثبت تورم ۴۳.۸ درصدی (کمترین در کل کشور) و بیکاری ۶.۴ درصدی، ظاهراً پناهگاه امنتری است. البته اشتباه نکنید؛ عدد ۵۰.۲ درصد اصلاً به معنای رفاه نیست، بلکه فقط نشان میدهد سرعت کاهش قدرت پول در تهران، شاید به دلیل بازار بزرگ خدمات، کمی کندتر از شهرستانهاست.
اما فاجعه اصلی در «شکاف» است. تفاضل شاخص فلاکت بین خوزستان و تهران به ۱۷.۶ واحد درصد رسیده است! از سال ۱۳۹۸ که آمارها به دقت بررسی میشوند، چنین دره عمیقی بین مرکز و حاشیه بیسابقه بوده است. همین توزیع ناعادلانه، به عقیده برخی میتواند به زودی سیل مهاجرتهای بینشهری را برای فرار از فقر کلید خواهد بزند.
ماشین زمان فقر؛ برندگان و بازندگان لاتاری اقتصاد
سه سال پیش یعنی سال ۱۴۰۱ را یادتان هست که فکر میکردیم در بالاترین سطح این شاخصهای وخیم قرار داریم؟ مقایسه آن روزها با سال ۱۴۰۴ نشان میدهد که ساختار اقتصادی برخی استانها عملاً فرو ریخته است. بزرگترین بازندگان این چند سال، استانهای سمنان (با جهش ۱۱.۱۵ واحد درصدی در فلاکت)، فارس (با رشد ۱۱.۰۷ واحدی) و باز هم خوزستان (با پرتاب ۱۰.۸۳ واحد درصدی به عقب) بودهاند.
البته در این میان، مقاومتهایی هم داشتیم. یزد توانست برخلاف جریان حرکت کرده و شاخص فلاکت خود را ۴.۴۷ واحد درصد کاهش دهد. خراسان جنوبی هم با کاهش ۳.۰۹ واحد درصدی نشان داد که مدیریت محلی میتواند تا حدودی ضربهگیر این طوفان باشد.
لشکر ارواح در بازار کار
بعضیها میگویند برای دیدن عمیقترین چاه اقتصاد، فرمول ساده فلاکت کافی نیست. باید به دنبال لشکری از ارواح بگردیم؛ آدمهایی که دیگر حتی زحمت گشتن دنبال کار را هم به خود نمیدهند چون از آن دلسرد شدهاند. ایلام دقیقاً نماد همین «انجماد اقتصادی» است.
ایلام تورم ۵۸.۰ درصدی و بیکاری ۹.۵ درصدی دارد. اما راز آن در نرخ مشارکتش است: فقط ۳۲.۳ درصد! (دومین نرخ پایین کشور). یعنی ۶۸ درصد از جمعیت در سنِ کارِ ایلام کلاً قید کار را زدهاند و در خانه نشستهاند. برخی محاسبات میگوید اگر این لشکرِ خاموش وارد بازار کار میشدند تا به اندازه میانگین کشوری باشند، نرخ بیکاری ایلام از مرز ۲۰ درصد هم فراتر میرفت. سیستان و بلوچستان هم وضع مشابهی دارد: مشارکتی در حد ۳۳.۵ درصد در کنار تورم ۵۴.۰ درصدی و بیکاری ۱۰.۱ درصدی. کهگیلویه و بویراحمد با مشارکت ۳۰.۹ درصدی حتی رکورددار ناامیدی مطلق است.
اقتصاد ما بیکاری را درمان نکرده، بلکه با خلق پدیده «کارگران دلسرد»، صورتمسئله را با پاککنِ ناامیدی محو کرده است. سال ۱۴۰۴ ثابت کرد شاخص فلاکت نیازی به ویزا و لشکرکشی ندارد؛ پیش از هر دشمنی، در سکوت از مرزهای ما رد شده و دارد سفرههایمان را غارت میکند.