شاخص فلاکت به بالاترین سطح دو دهه اخیر رسید
اگر روی تردمیلی بدوید که هر ثانیه سرعتش بیشتر میشود، شما نه تنها جلو نمیروید، بلکه بیشتر به عقب پرتاب میشوید! این درد مشترک حتی پیش از جنگ و محاصره دریایی در سال جاری است؛ یعنی ارقام ثبت شده در سال ۱۴۰۴! اقتصاددانها برای اندازهگیری این درد مشترک، دماسنجی به نام «شاخص فلاکت» (Misery Index) دارند؛ فرمول سادهای که آرتور اوکون ابداع کرد و فقط کافی است نرخ بیکاری را با تورم (میانگین رشد دوازده ماهه) جمع بزنید تا بفهمید حال زندگی مردم چه وضعیتی دارد؟ حالا این دماسنج در سال ۱۴۰۴ عددی را نشان داده که در دو دهه گذشته بیسابقه است.
دماسنجی که از تب ترکید!
بدون هیچ مقدمهای سراغ عددها میرویم. به گزارش زومان، در سال ۱۴۰۴، نرخ تورم سالانه کل خانوارهای کشور به روایت مرکز آمار به ۵۰.۶ درصد (رکورد پس از انقلاب) رسید و بیکاری روی ۷.۵ درصد ایستاد(کف بیست ساله). نتیجه ؟ شاخص فلاکت ما به عدد ۵۸.۱ درصد رسید!
برای درک عمق ماجرا، بدانید که این شاخص در سال قبلش یعنی ۱۴۰۳ فقط ۴۰.۱ درصد بود. عدد ۵۸.۱ درصدی به بالاترین سطح از سال ۱۳۸۴ تا امروز است.
از بهشت برجام تا جهنم تورم
اگر به عقب برگردیم، روزهای بهتری هم داشتیم. در سال ۱۳۹۵ (دوران شکوفایی برجام)، شاخص فلاکت در کف خود یعنی ۱۹.۳ درصد بود، چون تورم به ۶.۹ درصد مهار شده بود. اما از سال ۱۳۹۷ و خروج آمریکا از توافق، موتور تورم روشن شد. شاخص فلاکت از ۳۹.۱ درصد استارت خورد و با افت و خیزهایی، امروز به قله ۵۸.۱ درصدی رسیده است. نکته تلخ ماجرا اینجاست: مقصر این فلاکت تاریخی، بیکاری نیست؛ بلکه تورم افسارگسیختهای است که مثل خوره به جان درآمدها افتاده است.
معمای عجیب: کارگرانی که هنوز فقیرند!
وقتی بیکاری به ۷.۵ درصد رسیده و در کمترین سطح دو دهه قرار دارد، پس چرا اوضاع اینقدر وخیم به نظر میرسد؟ اینجا با پدیدهای به نام «رکود تورمی» طرفیم؛ یعنی هم قیمتها بالا میرود و هم اقتصاد درجا میزند.
اما راز آن بیکاری پایین چیست؟ اول اینکه نرخ مشارکت اقتصادی در سال ۱۴۰۴ به ۴۰.۶ درصد سقوط کرد (دومین رکورد پایین در ۲۰ سال اخیر). یعنی آدمها آنقدر از پیدا کردن کار ناامید شدهاند که کلاً از جستجو کردن منصرف و از بازار کار خارج شدهاند! دوم اینکه اگر هم افزایش حقوقها اعمال بشود احتمالا کفاف زندگی برخی را نمیدهد چون همچنان سرعت رشد قیمتها در حال افزایش است. به همین دلیل، داشتن شغل در سال ۱۴۰۴ اصلاً به معنی خروج از فقر نیست. فرد شاغل امروز ممکن است از بیکارِ چند سال پیش فقیرتر باشد!
اقتصادی که آب رفت!
پشت این فلاکت، آمار رشد اقتصادی هم ناامیدکننده است. رشد کل اقتصاد در سال گذشته فقط ۰.۲ درصد بود. بخش کشاورزی ۲.۰ درصد و صنایع و معادن (بدون نفت) ۰.۵ درصد افت تولید داشتند. تنها نفت (۱.۸ درصد) و خدمات (۰.۳ درصد) رشد کردند. در واقع، اقتصاد بدون نفت ما ۰.۳ درصد کوچکتر شده است! این یعنی در اقتصادمان حداقل در سال گذشته شغلی با کیفیت و پایدار تولید نشدهاست.
فراموش نکنید که تورم ۵۰.۶ درصدی فقط یک میانگین است. برای دهکهای پایین که بیشتر پولشان خرج «خوراک» و «مسکن» میشود، این تورم به مراتب سنگینتر و فلاکت واقعی احتمالا بزرگتر از عدد ۵۸.۱ درصد است. اگر از شاخصهای سختگیرانهتری مثل شاخص هانکه (که سود بانکی پایینتر از تورم یا همان سرکوب مالی را هم حساب میکند) استفاده میکردیم، تصویر این شاخص از این هم عجیبتر میشد. سال ۱۴۰۴ ثابت کرد که وقتی تورم به سفرهها حمله میکند، آمارهای ظاهراً خوبِ بیکاری، دردی از جیبهای خالی دوا نخواهند کرد.