کارخانه پولسازی فیفا؛ ماشینحساب جام جهانی چطور کار میکند؟
به گزارش زومان، در دقیقهای که یک مسابقه جام جهانی به اوج میرسد، همهچیز شبیه یک افسانه ورزشی است: فریاد تماشاگران، ضربان قلب یک ملت و توپی که میتواند تاریخ را عوض کند.
اما در همان لحظه که دوربین روی ستاره مسابقه زوم میکند، یک مسابقه دیگر هم در جریان است؛ مسابقهای که نه روی چمن، بلکه در اتاقهای مذاکره، قراردادهای رسانهای و دفترهای برندهای چندملیتی برگزار میشود.
جام جهانی فقط بزرگترین نمایش فوتبال نیست؛ بزرگترین بازار توجه در ورزش جهان هم است. فیفا ـ این نهاد ۱۲۰ ساله مستقر در زوریخ ـ هم بیش از آنکه صرفاً برگزارکننده مسابقه باشد، مدیر یک امپراتوری مالی است که یاد گرفته شور میلیاردها نفر را به درآمدی دقیق، قابلاندازهگیری و جهانی تبدیل کند.
اما مخارج جام جهانی چطور تامین میشود؟
پشت ضربه آخر، یک صندوق زوریخی ایستاده است
فیفا از سال ۱۹۰۴ تا امروز از یک نهاد هماهنگکننده فوتبال به مغز متفکر اقتصاد این ورزش تبدیل شده است.
این سازمان با ۲۱۱ فدراسیون عضو، خود را یک نهاد غیرانتفاعی معرفی میکند؛ اما غیرانتفاعی بودن در اینجا به معنای کوچکبودن یا کمپولبودن نیست.
برعکس، فیفا شبیه نهادی عمل میکند که هر چهار سال یک بار در فصل جام جهانی، موتور درآمدیاش را با قدرت روشن میکند و بعد آن پول را در شبکهای از مسابقات، توسعه، آموزش و سیاستگذاری فوتبال در سراسر جهان توزیع میکند.
در بودجه بازبینیشده سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶، فیفا برای خود درآمدی ۱۳ میلیارد دلاری دیده است؛ عددی که به خوبی نشان میدهد فوتبال امروز فقط یک بازی نیست، بلکه یک صنعت جهانی است.
بودجه ۱۳ میلیارد دلاری فیفا با دلار ۱۶۰ هزار تومانی معادل با ۲۰۸۰ همت است. یعنی تقریبا یک سوم بودجه عمومی دولت کشور بزرگی به نام ایران در سال جاری.
پول اصلی از فروش «تماشا» میآید، نه از فروش صندلی
اگر بخواهیم راز پولسازی فیفا را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت: فیفا بیشتر از آنکه بلیت بفروشد، «تصویر» میفروشد.
بزرگترین منبع درآمد این نهاد، حق پخش تلویزیونی است؛ حدود ۵.۳ میلیارد دلار.
این یعنی ارزش اصلی جام جهانی نه در خود ورزشگاه، بلکه در میلیونها صفحهنمایشی خلق میشود که بازی را به خانهها، کافهها، فرودگاهها و تلفنهای همراه میبرند.
پس از آن، حقوق بازاریابی با ۳.۳ میلیارد دلار قرار دارد؛ همان قلمرویی که برندهای بزرگ برای چسباندن نام خود به شور فوتبال، صف میکشند. مهماننوازی و فروش بلیت هم با ۳.۶ میلیارد دلار سهم مهمی دارد، اما باز هم از حق پخش عقبتر است. سایر درآمدها رویهمرفته تنها بخش کوچکی از این ماشین پولسازیاند.
این تصویر یک حقیقت مهم را روشن میکند: جام جهانی با فروش صندلیهای ورزشگاه زنده نمیماند؛ با فروش دسترسی به نگاه مردم زنده میماند. کالای اصلی فیفا توپ نیست، توجه است.
سمت دیگر ترازنامه هم به همان اندازه گویاست.
بزرگترین بخش هزینههای فیفا، مسابقات و رویدادهاست؛ حدود ۷.۶ میلیارد دلار.
جام جهانی فقط خرج جام نیست؛ خرج یک شبکه جهانی است
برگزاری تورنمنت، عملیات اجرایی، خدمات، پشتیبانی و پرداختهای مرتبط، ارزان تمام نمیشود. اما نکته مهمتر بخش دوم است: توسعه و آموزش با ۳.۹ میلیارد دلار.
این یعنی فیفا فقط برای برپایی یک جشن یکماهه پول خرج نمیکند؛ بخش بزرگی از درآمدش را صرف حفظ نفوذ و مشروعیت خود در سراسر جهان میکند. از زمینهای تمرین و پروژههای توسعهای گرفته تا آموزش داوران، رشد فوتبال زنان، برنامههای فنی و حمایت از فدراسیونهای عضو.
هزینههای داوری و سلامت مسابقه حدود ۲۰۰ میلیون دلار است، هزینههای حکمرانی و اداره نزدیک ۹۰۰ میلیون دلار و هزینههای تجاری و پخش هم ۳۰۰ میلیون دلار. در پایان، مازاد بودجه فقط حدود ۱۰۰ میلیون دلار است؛ یعنی فیفا ترجیح میدهد بخش عمده درآمد را دوباره به اکوسیستم فوتبال برگرداند.
به بیان ساده، فیفا صندوقی است که با جام جهانی پر میشود و بعد از آن برای حفظ هژمونی خود در جهان فوتبال خرج میکند.
جام جهانی دقیقاً با پول چه کسی برگزار میشود؟
پاسخ کوتاه این است: جام جهانی با دو جیب برگزار میشود. جیب اول، جیب فیفاست؛ پر از حق پخش، اسپانسرینگ، بلیتفروشی و مهماننوازی. این همان پولی است که عملیات اصلی مسابقات، جوایز، پرداخت به تیمها و بخش بزرگی از سازوکار برگزاری را تأمین میکند.
اما جیب دوم، جیب دولتها و شهرهای میزبان است. ورزشگاه، حملونقل، امنیت، زیباسازی شهری و بسیاری از زیرساختهای جانبی معمولاً از بودجه عمومی یا منابع محلی تأمین میشود. بنابراین اگر بپرسیم «جام جهانی با پول چه کسی برگزار میشود؟» پاسخ دقیق این است: با پول بازار جهانی رسانه و برندها، و با پشتیبانی مالی دولتهای میزبان.
برندگان جام جهانی؛ آنهایی که بلدند فوتبال را به برند تبدیل کنند
اگر این ماجرا را یک مسابقه اقتصادی میان کشورها بدانیم، قهرمان لزوماً همان تیمی نیست که جام را بالای سر میبرد.
برنده واقعی، کشوری است که شرکتها و برندهایش بتوانند از فوتبال، ارزش اقتصادی پایدار بسازند.
کشورهای میزبان هم برندهاند، اما نه همیشه به شکل مستقیم. آنها از موج گردشگری، اعتبار بینالمللی و سرمایهگذاری بهره میبرند، اما همزمان هزینه سنگین زیرساخت را هم میپردازند. به همین دلیل، در اقتصاد جام جهانی، برنده نهایی معمولاً آن کشوری نیست که استادیوم میسازد؛ آن کشوری است که برند میسازد.
فیفا این راز را بهتر از هر نهاد ورزشی دیگری فهمیده است: میلیاردها نفر بازی را تماشا میکنند، برندها برای دیدهشدن پول میدهند، شبکهها برای حق پخش رقابت میکنند و میزبانها برای اعتبار جهانی هزینه میپردازند.
بنابراین، گلها برای جام جهانی پول نمیسازند؛ این تصویر گلهاست که موتور پولسازی است.