جنگ غولها پشت جام جهانی؛ از تراشهسازهای هلند تا حافظههای ژاپن
به گزارش زومان، در دور دوم مرحله گروهی جام جهانی، امروز هشت کشور وارد زمین میشوند؛ هلند مقابل سوئد، آلمان مقابل ساحل عاج، اکوادور مقابل کوراسائو و تونس مقابل ژاپن.
اما بیرون از ورزشگاه، بازی دیگری بین ملتها جریان دارد؛ این مسابقه را نه مهاجمان میبرند و نه دروازهبانها نجات میدهند؛ اینجا شرکتها هستند که نشان میدهند پشت هر پرچم، چه نوع اقتصادی ایستاده است.
یک طرف کشوری است که ماشینهای ساخت تراشه را به جهان میفروشد، طرف دیگر کشوری که ثروتش را در سبدی از شرکتهای صنعتی پنهان کرده است. یک سو آلمان کارخانهساز، سوی دیگر ساحل عاجی که از دل رشد آفریقا به اقتصاد دیجیتال رسیده است.
هلند و سوئد؛ نبرد تراشهساز با غول سرمایهگذار
اگر مسابقه هلند و سوئد را از روی چمن برداریم و روی تابلوی بورس بگذاریم، یک تضاد جذاب شکل میگیرد: هلند با اِیاِساِماِل (ASML) میآید؛ سوئد با اینوستور آ.ب (Investor AB). یکی ماشین میسازد، دیگری مالکیت میچیند. یکی در کارخانههای فوقتمیز، نور فرابنفش را به ابزار قدرت تبدیل کرده؛ دیگری بیش از یک قرن است که مثل یک مغز آرام، در قلب صنعت سوئد سرمایهگذاری میکند.
اِیاِساِماِل با ارزش حدود ۷۴۴ میلیارد دلار بیستمین کمپانی بزرگ دنیاست و از یک شرکت هلندی به یک گلوگاه ژئوپلیتیک تبدیل شده است.
جهان امروز برای ساخت پیشرفتهترین تراشهها به دستگاههای لیتوگرافی نیاز دارد که فقط چند کشور توان استفاده از آنها را دارند و تقریباً هیچ شرکتی جز اِیاِساِماِل توان ساختنشان را ندارد.
اِیاِساِماِل از شهر ولدهوون، نه نفت صادر میکند، نه خودرو؛ اما چیزی میفروشد که بدون آن آیفون، هوش مصنوعی، دیتاسنتر و جنگ فناوری آمریکا و چین همگی معنای دیگری پیدا میکنند.
در سوی مقابل در سوئد، اینوستور آ.ب با ارزش حدود ۱۲۵ میلیارد دلار ایستاده؛ شرکت سرمایهگذاری خاندان مشهور سوئدی والنبرگ، یکی از آرامترین و قدرتمندترین نهادهای سرمایهداری اروپا. اگر اِیاِساِماِل شبیه مهاجمی است که با یک ضربه بازی را عوض میکند، اینوستور آ.ب بیشتر شبیه مربی قدیمیای است که نسلها تیم ساخته؛ از صنعت و مخابرات تا داروسازی و فناوری.
سوئد با اینوستور آ.ب میگوید اقتصاد فقط تولید نیست؛ گاهی هنر مالکیت بلندمدت، صبوری و چیدن سبدی از برندهای جهانی است.
اما در این مسابقه، هلند جلوتر میایستد. اینوستور آ.ب ثروت را مدیریت میکند؛ اِیاِساِماِل خود آینده را ممکن میکند.
آلمان و ساحل عاج؛ زیمنس در برابر اینترنت زندگی روزمره
آلمان در این جام اقتصادی با زیمنس (Siemens) وارد زمین میشود؛ نامی که از ۱۸۴۷، از تلگراف تا قطار، از کارخانه تا نرمافزار صنعتی، همراه روایت صنعتیشدن اروپا بوده است. زیمنس با ارزش حدود ۲۴۰ میلیارد دلار هفتاد و سومین کمپانی ارزشمند دنیا و خلاصهای از مدل آلمانی توسعه است: مهندسی دقیق، آموزش فنی، صادرات پیچیده و صبوری صنعتی.
اهمیت زیمنس این است که زیرساختهای تولید را میسازد.
زیمنس در موج جدید اقتصاد جهانی هم خودش را بازتعریف کرده است. این شرکت دیگر فقط فروشنده تجهیزات سنگین نیست؛ حالا از هوش مصنوعی صنعتی، نرمافزار مهندسی، دیتاسنترها و اتوماسیون پیشرفته حرف میزند.
در برابرش، ساحل عاج با اورنج (Orange Côte d’Ivoire) میآید؛ شرکتی با ارزش حدود ۴.۴ میلیارد دلار که شاید در عدد، از زیمنس بسیار کوچکتر باشد، اما در زندگی روزمره مردم نقشی مهمی دارد.
ساحل عاج، بزرگترین اقتصاد اتحادیه اقتصادی و پولی غرب آفریقا، بیشتر با کاکائو شناخته میشود؛ کشوری که شیرینی شکلات جهان به خاک آن بدهکار است. اما اقتصاد جدید ساحل عاج فقط در مزرعه کاکائو خلاصه نمیشود. شهرهای در حال رشد، جمعیت جوان، پرداخت موبایلی، اینترنت و خدمات دیجیتال، این کشور را به یکی از بازارهای مهم مصرفی غرب آفریقا تبدیل کردهاند.
اورنج به عنوان بزرگترین اپراتور بزرگ مخابراتی ساحل عاج است که در چنین زمینی بازی میکند؛ جایی که تلفن همراه فقط ابزار تماس نیست، بلکه بانک، بازار، و گاهی دفتر کار مردم است. این شرکت از سال ۲۰۱۶ از مرزهای ساحل عاج فراتر رفته و در دو کشور بروکینافاسو و لیبریا نیز حضور دارد.
اگر زیمنس زیرساخت صنعتی جهان را میسازد، اورنج زیرساخت زندگی روزمره را به دست مردم میرساند. با این حال، از نظر وزن برند، تاریخ، فناوری و عمق زنجیره صنعتی، آلمان بیشک این مسابقه را میبرد.
ژاپن و تونس؛ حافظه دیجیتال در برابر اعتماد بانکی
تونس با بیات (BIAT) وارد میدان میشود؛ بزرگترین بانک خصوصی این کشور، با ارزش حدود ۲.۲ میلیارد دلار.
در اقتصادی که سالها میان امید به دموکراسی، فشار بیکاری، بدهی عمومی و تنشهای سیاسی حرکت کرده، بانک خصوصی قابل اعتماد فقط یک نهاد مالی نیست؛ نوعی ستون روانی برای طبقه متوسط، تجارت و سرمایهگذاری است. بیات در تونس نقش همان دروازهبانی را دارد که شاید کمتر دیده شود، اما اگر نباشد، بازی فرو میریزد.
اما کشور قدرتمند آسیای شرقی، ژاپن، با کیوشیا (KIOXIA Holdings) آمده؛ سی و هشتمین کمپانی باارزش دنیا با ارزش حدود ۳۶۷ میلیارد دلار و یکی از مهمترین نامها در حافظه فلش و SSD. داستان کیوشیا از دل توشیبا بیرون آمده؛ شرکتی که در دهه ۱۹۸۰ با اختراع حافظه فلش، راه را برای جهان امروز باز کرد. هر بار که گوشی، دوربین، لپتاپ یا دیتاسنتر چیزی را به سرعت ذخیره و بازیابی میکند، بخشی از این تاریخ ژاپنی در پسزمینه میدرخشد.
ژاپن در این مسابقه، داستان آشنای خودش را تکرار میکند: کشوری کممنبع، اما پرتلاش در فناوری؛ اقتصادی که به جای تکیه بر معدن و نفت، دانش فنی را به محصول تبدیل میکند.
تونس با بیات از اعتماد حرف میزند، اما ژاپن با کیوشیا از حافظه حرف میزند؛ و در عصر هوش مصنوعی، حافظه فقط قطعه نیست، زیرساخت ذهن دیجیتال جهان است. این مسابقه را ژاپن میبرد؛ با برندی که نه تنها در سطح ملی که در سراسر جهان نفوذ کرده است.
اکوادور و کوراسائو؛ نفت مقابل جزیرهای کوچک
اکوادور، کشوری ۱۸ میلیون نفری در آمریکای جنوبی با پترواکوادور (Petroecuador) وارد میدان میشود؛ شرکت دولتی نفتی که یکی از ستونهای اصلی اقتصاد این کشور است. اکوادور بورس فعالی در مقیاس جهانی ندارد و شرکتهای بزرگش عمدتاً دولتیاند. درآمد کشور بیشتر از صادرات نفت، میگو، موز و محصولات کشاورزی تأمین میشود.
در مقابل، کوراسائو، کشور کوچک با جمعیتی ۱۵۰ هزار نفری در همسایگی ونزوئلاست. این جزیره کوچک نیز بازار سرمایه بزرگی ندارد و اقتصادش بیشتر بر شرکتهای دولتی و زیرساختی مثل در حوزه نفت مثل پالایشگاه کوراسائو (Refineria di Kòrsou) و شرکت توزیع سوخت کیورویل (Curoil) تکیه کرده است که به دلیل دولتی بودن، اطلاعات دقیقی از ارزش آنها در دست نیست.
منابع اصلی درآمد کوراسائو گردشگری، خدمات مالی، فعالیتهای بندری و سوخترسانی در منطقه کارائیب است.
از نظر اندازه اقتصاد و نقش شرکتهای بزرگ، میتوان گفت هر دو کشور جایگاهی در بازارهای جهانی ندارند.
برنده روز؛ کشوری که جهان برای آینده به آن نیاز دارد
در مسابقات اقتصادی امروز، برندگان روشناند: هلند از سوئد جلوتر است، آلمان ساحل عاج را میبرد، ژاپن از تونس عبور میکند و اکوادور برابر کوراسائو دست بالاتر را دارد.
اما قهرمان واقعی روز را شاید بتوان هلند دانست. دلیلش فقط عدد ۷۴۴ میلیارد دلاری اِیاِساِماِل نیست؛ دلیلش این است که در جهان امروز، شرکتی که مسیر ساخت تراشههای پیشرفته را کنترل میکند، یک شرکت معمولی نیست؛ دروازهبان نامرئی تمدن دیجیتال است.
در فوتبال شاید یک گل بازی را عوض کند، اما در اقتصاد امروز، گاهی یک دستگاه لیتوگرافی (ماشین ساخت تراشههای الکترونیکی) میتواند سرنوشت کشورها را تغییر دهد.