سبقت پاناما از غنا؛ وقتی کانال آبی از طلا و نفت جلو میزند
به گزارش زومان، در حالی که جام جهانی ۲۰۲۶ به آخرین لحظات هفته نخست نزدیک میشود، دو تیم آفریقایی و آمریکایی به مصاف هم میروند.
در یک سو پاناما، کشوری کوچک با حمعیت ۴ میلیون نفری از آمریکای جنوبی و در سمت دیگر، غنا با حمعیت بیش از ۳۰ میلیون نفری از غرب آفریقا.
در زمین فوتبال، هر دو کشور چندان قدرتمند محسوب نمیشوند. پاناما دومین حضور خود در جام جهانی را تجربه میکند و از قضا این بار با سرمربی سابق تیم ملی فوتبال ایران یعنی کارلوس کیروش در این مسابقات ظاهر شده است. در سمت دیگر غنا تیم باتجربهتری است و از سال ۲۰۰۶ به پای ثابت جام جهانی تبدیل شده است. با این حال این تیم نیز در سطح جهان جزء تیمهای متوسط محسوب میشود.
در زمین اقتصاد اما فاصله قابل توجهی میان این دو کشور وجود دارد. بازی اقتصادی این دو کشور شبیه به تقابل دو مدل اقتصادی کاملاً متفاوت است.
غنا کشوری است با تاریخ سیاسی مهم در آفریقا و منابع طبیعی ارزشمند؛ ششمین تولیدکننده طلا در جهان، دومین تولیدکننده کاکائو در جهان، و دارای منابع نفتی؛ کشوری که میتواند نماد ظرفیتهای خام یک قاره باشد.
پاناما اما کشور کوچکی است که بیش از آنکه با زمینهای حاصلخیز یا منابع عظیم شناخته شود، با یک ایدهی جغرافیایی زندگی کرده است: تبدیلشدن به میانبر جهان. کانال پاناما فقط یک مسیر آبی نیست؛ ستون فقرات اقتصادی کشوری است که از موقعیت خود، درآمد، تجارت، خدمات مالی و اتصال جهانی ساخته است.
این مسابقه، در اصل نبرد میان «منابع» و «جغرافیا» است.
🆚 کدام برنده میشود؟
در مستطیل سبز غنا برنده خواهد شد یا پاناما؟ پیشبینی خود را در زوم کاپ ثبت کنید، امتیاز بگیرید و برای ۴۰۰ میلیون تومان جایزه رقابت کنید.جایی که جغرافیا از منابع جلو میزند
غنا روی کاغذ داراییهای وسوسهکنندهای دارد. کشوری با منابع معدنی، جایگاه مهم در تولید کاکائو و تاریخ پربار این کشور که آن را به یکی از نمادهای استقلالخواهی آفریقا تبدیل کرده است. اما اعداد نشان میدهند که داشتن منابع، بهتنهایی برای ساختن رفاه کافی نیست. درآمد سرانهی غنا حدود ۸ هزار دلار است؛ عددی که در برابر درآمد سرانهی ۴۱ هزار دلاری پاناما، فاصلهای عظیم را نشان میدهد.
این شکاف فقط تفاوت درآمد نیست؛ تفاوت در نوع زندگی روزمره است. یعنی فرصتهای شغلی بهتر، خدمات عمومی قابل اتکاتر، قدرت خرید بالاتر، امکان بیشتر برای آموزش، درمان و برنامهریزی آینده.
پاناما از یک مزیت جغرافیایی – یعنی کانال پاناما که دو اقیانوس اطلس و آرام را به یکدیگر متصل میکند و مهمترین منبع درآمد این کشور است - یک اقتصاد خدماتی ساخته؛ اقتصادی که از تجارت، حملونقل، لجستیک، بانکداری و اتصال جهانی تغذیه میکند.
غنا اما هنوز بیشتر شبیه تیمی است که ستارههای خام و کمتجربه زیادی دارد، ولی باشگاهش نتوانسته آنها را به یک سیستم برنده تبدیل کند.
این همان تناقض بزرگ توسعه است: کشور منابعدار همیشه کشور ثروتمند نیست. گاهی کشوری که روی نقشه فقط یک باریکهی کوچک است، اگر در مسیر عبور جهان قرار بگیرد و نهادهای اقتصادیاش بتوانند از آن استفاده کنند، از کشوری با معدن، خاک حاصلخیز و جمعیت جوان جلو میزند.
رفاه فقط پول نیست؛ اما بدون پول هم سخت ساخته میشود
برتری پاناما فقط در درآمد خلاصه نمیشود. شاخص توسعه انسانی این کشور ۰.۸۳۹ در دسته «توسعه انسانی بالا» قرار میگیرد؛ در حالی که غنا با عدد ۰.۶۲۸ در دسته «توسعه انسانی متوسط» فاصلهی محسوسی دارد.
اینجا دیگر صحبت از حسابهای ملی نیست، صحبت از عمر، آموزش و کیفیت زندگی است. توسعه انسانی میگوید شهروندان چقدر امکان دارند زندگی طولانیتر، باسوادتر و امنتری بسازند. در این بخش، پاناما نه تنها جلوتر است، بلکه در سطحی بازی میکند که به اقتصادهای با رفاه بالاتر نزدیکتر است – در رتبه ۵۹ جهان.
رتبه شادی هم همین روایت را از زاویهای انسانیتر تکرار میکند. پاناما در رتبه ۴۱ قرار دارد و غنا در رتبه ۱۲۵. این یعنی شکاف فقط در جیب مردم نیست؛ در حس امنیت، امید، رضایت اجتماعی و تصور از آینده هم دیده میشود. وقتی تورم بالاتر، درآمد پایینتر و دسترسی محدودتر به فرصتها کنار هم قرار میگیرند، زندگی روزمره فشار بیشتری پیدا میکند.
تورم غنا ۵.۸ درصد است و پاناما فقط ۱.۴ درصد. این تفاوت شاید در مقابسه با کشوری با تورم بالا مثل ایران چندان قابل توجه به نظر نرسد، اما در زندگی واقعی یعنی قیمتها در پاناما آرامتر حرکت میکنند و خانوار میتواند بهتر برنامهریزی کند. غنا در سالهای اخیر تورمهای بالاتر از ۵۰ درصد را نیز تجربه کرده است. تورم پایین مثل دفاع منظم در فوتبال است؛ شاید تماشایی نباشد، اما اگر نباشد، کل بازی از کنترل خارج میشود.
شکاف دیجیتال؛ سرعتی که آینده را تعیین میکند
یکی از روشنترین صحنههای این مسابقه، در اینترنت دیده میشود.
سرعت اینترنت پاناما ۲۱۶ و غنا ۴۹ مگابیت بر ثانیه است؛ این یعنی فاصلهای بیش از ۴ برابری در سرعت در رد و بدل داده میان این دو کشور که از سطح زندگی تا سرعت پیشرفت اقتصاد دیجیتال را دگرگون میکند.
اینجا پاناما دوباره از نقش تاریخی خود استفاده میکند: کشوری که قبلاً کالاها را از یک اقیانوس به اقیانوس دیگر عبور میداد، امروز بهتر از غنا میتواند داده، خدمات و فرصتهای دیجیتال را هم عبور دهد. غنا با جمعیت جوان و ظرفیت انسانی بالا، میتواند در آینده از همین مسیر جهش کند؛ اما فعلاً فاصلهی زیرساختیاش با پاناما زیاد است.
با این حال، تنها جایی که غنا میتواند سرش را بالاتر از پاناما بگیرد، نابرابری است. ضریب جینی غنا ۴۳.۵ و پاناما ۴۹.۷ است. هرچه این عدد بالاتر باشد، توزیع درآمد نابرابرتر است. و ضریب جینی بالاتر از ۴۰ در هر کشوری نابرابری بالایی را نشان میدهد. بنابراین هر دو کشور نابرابری اقتصادی بالایی دارند، که این نابرابری در پانامای ثروتمند شدیدتر است.
پاناما در این مسابقه تیمی است که گلهای زیادی زده، اما خط دفاع اجتماعیاش ترک دارد.
نرخ مشارکت اقتصادی هم تصویر را کاملتر میکند: ۶۶.۳ درصد در پاناما در برابر ۵۸.۵ درصد در غنا. یعنی سهم بیشتری از جمعیت پاناما در بازار کار فعال است. این موضوع برای اقتصاد کوچک اما متصل پاناما حیاتی است؛ نیروی کار بیشتر، گردش اقتصادی بیشتر و ظرفیت بالاتر برای تولید خدمات.
برندهی این مسابقه اقتصادی، بدون تردید پاناماست. چون توانسته مزیت اصلی خود را بهتر به رفاه تبدیل کند.
درآمد سرانهی بسیار بالاتر، تورم پایینتر، توسعه انسانی بهتر، شادی بیشتر، مشارکت اقتصادی بالاتر و اینترنت سریعتر نشان میدهد پاناما اگرچه تیم فوتبالش نسبت به غنا حضور کمتری در جام جهانی داشته، اما در مقایسه زندگی واقعی شهروندان چندین پله بالاتر ایستاده است.
غنا اما بازندهای بیآینده نیست. داستان غنا، داستان کشوری است که منابع، جمعیت جوان و ظرفیت فرهنگی و اقتصادی دارد؛ اما هنوز در تبدیل این ظرفیتها به رفاه گسترده عقب مانده است.