نروژ و عراق؛ دو کشور نفتی دو سرنوشت متفاوت
به گزارش زومان، شاید در مسابقات فوتبال، توپ بیطرف باشد و فرصتها برابر، اما در نیمی از تاریخ اقتصادی دنیا، عراق و نروژ نماد دو سرنوشت کاملاً متضاد برای یک منبع مشترکاند: نفت. هر دو کشور روی دریایی از طلای سیاه نشستهاند، اما یکی آن را به صندوقی برای آینده فرزندانش تبدیل کرد و دیگری در جنگ، تحریم و بیثباتی سوزاند.
نروژ و عراق در نگاه نخست شبیه دو همزاد اقتصادیاند. هر دو از کشف نفت، فرصتی بزرگ برای توسعه به دست آوردند. اما داستان از همینجا به دو مسیر کاملاً متفاوت میرسد؛ نروژ نفت را ابزار ساخت آینده کرد، عراق نفت را میدان جنگ و رقابت قدرتها دید.
وقتی نفت یکی را نجات داد و دیگری را به جنگ کشاند
نروژ نفت دریای شمال را در دهه ۱۹۶۰ کشف کرد و بهجای خرج کردن سریع درآمدها، صندوق ثروت ملی تأسیس کرد؛ صندوقی که امروز بزرگترین صندوق سرمایهگذاری دولتی جهان است و برای هر نروژی، چیزی شبیه یک حساب پسانداز نسلاندرنسل ساخته است. همین مدیریت محتاطانه، امروز درآمد سرانه نروژ را به بیش از ۱۰۲ هزار دلار رسانده، رقمی که تقریباً هفت برابر عراق است و این کشور را به هفتمین ملت ثروتمند دنیا تبدیل کرده است.
🆚 کدام برنده میشود؟
در مستطیل سبز عراق برنده خواهد شد یا نروژ؟ پیشبینی خود را در زوم کاپ ثبت کنید، امتیاز بگیرید و برای ۴۰۰ میلیون تومان جایزه رقابت کنید.عراق اما داستان متفاوتی دارد. کشوری با یکی از بزرگترین ذخایر نفتی جهان، که بهجای تبدیلشدن به موتور توسعه، به دلیل جنگ هشتساله با ایران در دهه ۱۹۸۰، اشغال کویت، تحریمهای بینالمللی دهه ۱۹۹۰ و سپس جنگ ۲۰۰۳ و سالها ناامنی پس از آن، فرصتهای توسعهاش را یکی پس از دیگری از دست داد.
این تاریخ پرتلاطم، روی هر شاخص اقتصادی و اجتماعی عراق امروز سایه انداخته است؛ از رتبه شادی ۱۰۱ عراق در مقابل رتبه هفتم نروژ تا نرخ مشارکت اقتصادی ۴۱.۵ درصدی که نشان میدهد بخش بزرگی از جمعیت بالغ عراق، اساساً وارد بازار کار نشدهاند.
دو کشور، دو دسته متفاوت در نقشه توسعه جهانی
شاخص توسعه انسانی، تصویر واضحی از این فاصله ارائه میدهد. نروژ با عدد ۰.۹۷۰ سالهاست در صدر جدول توسعه انسانی بسیار بالا قرار دارد و معمولاً جزو سه کشور برتر جهان است.
عراق با ۰.۶۹۵ در دسته توسعه انسانی متوسط طبقهبندی میشود؛ یعنی نه در میان کشورهای توسعهنیافته، بلکه در میانه راه، جایی که بهبود نسبی در سلامت و آموزش دیده میشود اما فاصله تا استانداردهای جهانی همچنان زیاد است. این یعنی یک نروژی به طور میانگین، در طول عمر خود به آموزش، درمان و فرصتهای اقتصادی به مراتب بهتری دسترسی دارد.
نکته جالب اینجاست که نابرابری داخلی در عراق (ضریب جینی ۲۹.۸) عملاً چندان بالاتر از نروژ (۲۶.۵) نیست؛ هرچند تفاوت زیاد نیست، اما نشان میدهد مشکل اصلی عراق صرفاً توزیع ثروت نیست، بلکه کمبود ثروت قابل توزیع است. به بیان دیگر، عراق با کیکی کوچکتر دستوپنجه نرم میکند، نه فقط تقسیم ناعادلانه آن.
جمعیت، جوانی و فشار پنهان بر بازار کار
عراق با جمعیتی نزدیک به ۴۶ میلیون نفر، یکی از جوانترین ساختارهای سنی منطقه را دارد؛ کشوری که بخش بزرگی از شهروندانش زیر ۳۰ سال سن دارند. این جوانی جمعیتی میتوانست یک مزیت رقابتی بزرگ باشد، اما نرخ مشارکت اقتصادی پایین نشان میدهد این پتانسیل تا حد زیادی هدر میرود؛ نه به دلیل کمبود نیروی کار، بلکه به دلیل نبود فرصتهای شغلی کافی، ضعف بخش خصوصی و وابستگی تقریباً کامل اقتصاد به درآمدهای نفتی دولتی.
نروژ در مقابل، با جمعیتی در حدود ۵.۵ میلیون نفر، اقتصادی کوچک اما فوقالعاده کارآمد دارد. نرخ مشارکت اقتصادی ۶۵.۶ درصدی نروژ نشان میدهد این کشور تقریباً از تمام ظرفیت نیروی کار خود استفاده میکند، آن هم در کنار یکی از سیستمهای رفاهی قدرتمند جهان.
سرعت اینترنت ۱۷۴ مگابیت بر ثانیه در برابر ۴۴ مگابیت عراق، نمادی است از یک اقتصاد دیجیتالی پیشرفته در مقابل کشوری که هنوز با زیرساختهای پایه دستوپنجه نرم میکند.
این مسابقه اقتصادی برنده روشنی دارد و آن نروژ است. فاصله در درآمد سرانه، شاخص توسعه انسانی، رتبه شادی و حتی زیرساخت دیجیتال آنقدر بزرگ است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
اما داستان واقعی این مقایسه، نه برتری نروژ، که هزینه فرصتهای ازدسترفته عراق است. کشوری با منابع طبیعی غنی، جمعیتی جوان و ظرفیت بالقوه بالا، که دههها جنگ و بیثباتی، آن را از مسیر توسعهای که میتوانست طی کند، دور نگه داشته است.
نروژ ثابت کرد نفت میتواند پایه ثبات نسلها باشد؛ عراق ثابت کرد همان نفت، بدون ثبات سیاسی و امنیتی، میتواند به نفرین تبدیل شود.
در زمین فوتبال شاید بازی برابر باشد، اما در زمین اقتصاد، نروژ با اختلاف فاحش پیش است.