صورت حساب جنگ برای مردم؛ حقایقی که آمار مالیات لو داد
به گزارش زومان، وقتی میخواهیم بفهمیم اقتصاد یک کشور در چه وضعیتی قرار دارد، معمولاً سراغ قیمت دلار، تورم یا رشد اقتصادی میرویم. اما گاهی یک شاخص سادهتر و بیسروصداتر حرفهای بیشتری برای گفتن دارد: مالیات.
مالیات را میتوان شبیه دماسنج اقتصاد دانست. وقتی فروش شرکتها کمتر میشود، درآمد مردم افت میکند، سفرها کاهش پیدا میکند یا خرید و فروش در بازارها کمرنگ میشود، چند ماه بعد رد پای آن در درآمدهای مالیاتی دیده میشود.
حالا آمار تازه سازمان امور مالیاتی، یکی از نخستین تصویرهای واقعی از اثرات جنگ ۴۰ روزه و شوکهای اقتصادی اخیر را پیش روی ما قرار داده است.
وقتی مالیات کم میشود، چه اتفاقی افتاده است؟
دادههای جدید نشان میدهد دولت در دو ماه نخست سال ۱۴۰۵ حدود ۱۵۲ هزار میلیارد تومان مالیات دریافت کرده است.
این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل حدود ۳۰ درصد کمتر شده است. آن هم در وضعیتی که اقتصاد ایران با تورم روبرو است و همه اعداد با تورم خود به خود رشد میکنند!
اما این کاهش فقط یک مسئله دولتی نیست. در واقع کاهش درآمد مالیاتی قبل از آنکه خبر بدی برای دولت باشد، خبر مهمی درباره وضعیت اقتصاد است. چون دولت مالیات را از جیب خودش پرداخت نمیکند. هر ریال مالیات کمتر یعنی جایی در اقتصاد، درآمدی کمتر شده، فروشی کمتر انجام شده، سفری لغو شده یا سودی از بین رفته است.
اولین علامت؛ مردم کمتر پول درمیآورند
شاید مهمترین بخش این گزارش، مالیات بر درآمد باشد. در دو ماه نخست امسال مالیات بر درآمد بیش از ۳۶ درصد کاهش پیدا کرده است.
- رقم این بخش از حدود ۳۹ هزار میلیارد تومان در سال گذشته به ۲۴.۷ هزار میلیارد تومان رسیده است.
معنای ساده این اتفاق چیست؟ یعنی درآمدهایی که مالیات از آنها دریافت میشود کوچکتر شدهاند.
در میان همه گروهها، بیشترین افت مربوط به صاحبان مشاغل آزاد بوده است؛ گروهی که مالیات پرداختی آنها بیش از ۵۳ درصد کاهش یافته است. کارکنان بخش خصوصی و دولتی نیز هر کدام حدود ۳۰ درصد افت مالیات پرداختی داشتهاند.
این اتفاق در شرایطی رخ داده که حقوقها روی کاغذ افزایش یافتهاند. به همین دلیل این آمار یک پیام مهم دارد: یا تعدیل نیرو رخ داده و شمار کارکنان کم شده، یا سطح حقوقها هنوز در بسیاری از کسبوکارها مطابق قانون بالا نرفته است.
دومین علامت؛ مردم کمتر خرید میکنند
یکی از مهمترین آمارهای این گزارش، مالیات بر ارزش افزوده است. این نوع مالیات تقریباً در اکثر خریدها و فروشها حضور دارد. هرچه فعالیت اقتصادی بیشتر باشد، این مالیات نیز بیشتر میشود.
اما در دو ماه نخست امسال درآمد دولت از این محل بیش از ۳۳.۸ درصد کاهش یافته است. این در حالی است که قیمت کالاها نسبت به سال گذشته افزایش قابل توجهی داشتهاند. در حالت عادی انتظار میرود وقتی قیمتها بالا میروند، درآمد مالیاتی دولت هم افزایش پیدا کند. اما این بار چنین اتفاقی رخ نداده است.
این یعنی حجم واقعی خرید و فروش در اقتصاد احتمالاً کوچکتر شده است. به زبان سادهتر، مردم و کسبوکارها کمتر از گذشته معامله میکنند.
سومین علامت؛ قلب اقتصاد نفتی کند میزند
افت مالیات بر فروش فرآوردههای نفتی هم یکی دیگر از نشانههای مهم این گزارش است.
درآمد دولت از این محل از ۳۶.۴ هزار میلیارد تومان به ۲۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. این عدد احتمالا متاثر از ضربات جنگی و افت درآمدهای صادراتی این بخش بوده است. دولت پس از حملات به برخی زیرساختهای پتروشیمی در میانه جنگ، صادرات برخی اقلام پتروشیمی را ممنوع کرده بود. حال این گزارش میگوید که آنها ۴۵ درصد کمتر از سال قبل مالیات دادهاند.
چهارمین علامت؛ سفر خارجی تعطیل شد
دولت دیگر نمیتواند روی عوارض خروج از کشور مثل قبل حساب باز کند، چون کمتر کسی شرایط سفر خارجی در این شرایط را دارد.
درآمد دولت از این محل نسبت به سال قبل ۷۱ درصد کاهش پیدا کرده است. معنای این عدد روشن است. سفرهای خارجی به شدت کاهش یافتهاند.
اما در هر صورت، این عدد نشان میدهد بخشی از هزینههایی که خانوارها قبلاً برای سفر صرف میکردند، از سبد مصرفی آنها حذف شده است.
شرکتها هم روزهای راحتی ندارند
آمار مالیاتی شرکتها نیز همین تصویر را تأیید میکند.
- مالیات پرداختی شرکتهای دولتی ۴۴ درصد کاهش یافته است.
- مالیات شرکتهای خصوصی هم ۲۶ درصد افت کرده است.
این اعداد نشان میدهد سودآوری و حجم فعالیت بنگاهها نسبت به سال گذشته کاهش پیدا کرده است. در واقع شرکتها نیز مانند خانوارها زیر فشار قرار دارند و نیمه تعطیل شدهاند.
ریسک تورمی
اما این داستان یک روی دیگر هم دارد. دولت برای دو ماه نخست امسال حدود ۵۶۲ هزار میلیارد تومان درآمد مالیاتی پیشبینی کرده بود؛ در عمل فقط ۱۵۲ هزار میلیارد تومان وصول شده است.
- یعنی فاصلهای حدود ۴۱۰ هزار میلیارد تومان میان پیشبینی و واقعیت وجود دارد.
این شکاف فقط یک عدد حسابداری نیست. وقتی درآمدهای دولت کمتر از انتظار باشد، یک سؤال بزرگ مطرح میشود: هزینهها از کجا تأمین خواهند شد؟
دولت میتواند هزینهها را کاهش دهد، درآمدهای جدید پیدا کند، استقراض کند یا در نهایت خطرناکترین کار را انجام دهد و به سراغ بانک مرکزی برود.
به همین دلیل آمار مالیاتی فقط درباره گذشته نیست. این آمار در واقع یکی از نخستین سرنخها درباره آینده اقتصاد هم محسوب میشود.
چون هرچه این شکاف بزرگتر شود، فشار برای پیدا کردن منابع جدید بیشتر خواهد شد؛ فشاری که دیر یا زود اثر خود را بر زندگی مردم نیز نشان میدهد.
به نظر شما این کسری بودجه چه پیامدهایی خواهد داشت؟