راز کنترل تورم در دنیا؛ ابزاری که در ایران از کار افتاد

چهارشنبه 13 خرداد 1405 - 22:21
مطالعه 5 دقیقه
پول اسکناس ریال تومان
در دنیا نرخ بهره مهم‌ترین ابزار برای کنترل تورم است. چرا این ابزار در اقتصاد ایران کارایی ندارد؟
تبلیغات

به گزارش زومان، صحبت از تورم که می‌شود، بسیاری از ما می‌پرسیم: «چرا دولت کاری نمی‌کند؟» واکنش سنتی جامعه و رسانه‌ها در این مواقع، تقاضا برای کنترل مستقیم و دستوری قیمت‌هاست. برای مثال در تلویزیون معمولاً مسئولین سازمان تعزیرات روی آنتن می‌آیند، قول نظارت بیشتر می‌دهند، گران‌فروش‌ها را تهدید به تنبیه می‌کنند و وعده می‌دهند که افسار قیمت‌ها را خواهند کشید.

اما داستان مهار تورم در علم اقتصاد کاملاً متفاوت است. در دنیای امروز، برای سد کردن راه گرانی، سراغ تنبیه فروشنده یا تولیدکننده نمی‌روند؛ بلکه سیاست‌های پشت آن را هدف می‌گیرند.

قلب این سیاست‌ها یک چیز است: نرخ بهره؛ شاخصی حیاتی که عملاً «قیمت پول» را نشان می‌دهد. تصمیمات بانک‌های مرکزی برای تغییر این نرخ، همواره در صدر مهم‌ترین اخبار اقتصادی دنیاست؛ زیرا می‌تواند روی تورم، رشد اقتصادی، بازار مسکن، سرمایه‌گذاری، نرخ ارز و حتی رفتار مصرف‌کنندگان اثر بگذارد.

اما چرا در ایران ما کمتر درباره این اهرم کلیدی می‌شنویم؟ چرا این ابزار علمی برای کنترل تورم در کشور ما بی‌اثر یا بلااستفاده مانده است؟

داستان نرخ بهره و تورم؛ بازی با شیر آب اقتصاد

فرض کنید یک بانک همین فردا اعلام کند که اگر نزد او سپرده‌گذاری کنید، سالانه ۶۰ درصد سود تضمین‌شده به شما می‌دهد. احتمالا صبح روز بعد، صف‌های طولانی جلوی شعب آن بانک تشکیل خواهد شد. چه کسی پیدا می‌شود که نخواهد بدون ریسک سرمایه‌گذاری، چنین سودی بگیرد؟ هیچ‌کس.

نتیجه این تصمیم چیست؟ همه ما کمتر خرج می‌کنیم تا پولمان را برای سپرده‌گذاری ذخیره کنیم. وقتی تمایل به خرید کم شود، تقاضا برای کالاها و خدمات در بازار افت می‌کند. در این وضعیت، فروشندگان مجبور می‌شوند برای جذب خریدار، قیمت‌ها را ثابت نگه دارند یا حتی پایین بیاورند. خروجی این فرآیند، مهار قیمت‌ها و کاهش تورم است.

عکس این داستان هم دقیقاً برقرار است. اگر بانک‌ها نرخ سود خود را به‌شدت کاهش دهند، نگه داشتن پول در حساب‌های بانکی دیگر توجیهی ندارد. پول‌ها از بانک خارج شده و به سمت بازارهای موازی سیل‌آسا هجوم می‌برند؛ از طلا و ارز گرفته تا مسکن، خودرو و کالاهای مصرفی. نتیجه؟ تقاضا بالا می‌رود، کالا کم می‌آید و قیمت‌ها پرواز می‌کنند.

  • نرخ بهره بالا ---> کاهش تمایل به خرج کردن ---> کاهش تقاضا در بازار ---> کاهش تورم
  • نرخ بهره پایین ---> افزایش تمایل به خرج کردن ---> افزایش تقاضا در بازار ---> افزایش تورم

البته در دنیای واقعی، رابطه نرخ بهره و تورم همیشه به این سادگی نیست. نرخ بهره علاوه بر رفتار مصرف‌کنندگان، روی سرمایه‌گذاری شرکت‌ها، قیمت دارایی‌ها، نرخ ارز و حتی انتظارات تورمی نیز اثر می‌گذارد و معادلات را پیچیده می‌کند.

به طور کلی بانک‌های مرکزی در دنیا از نرخ بهره دقیقاً مثل یک «پیچ تنظیم» استفاده می‌کنند تا جریان پول و شعله تورم را در کشور مدیریت کنند.

آمریکا چطور تورم را کنترل کرد؟

برای ملموس شدن داستان، بیایید به فدرال رزرو یا همان بانک مرکزی آمریکا  نگاه کنیم. این نهاد در طول سال چندین بار در قالب یک کمیته تشکیل جلسه می‌دهد تا نرخ بهره سیاستی را تعیین کند. وقتی تورم بالا می‌رود، فدرال رزرو معمولاً نرخ بهره را افزایش می‌دهد تا هزینه وام‌گیری بیشتر شود و تقاضا در اقتصاد کاهش پیدا کند.

در دوران شیوع کرونا، فدرال رزرو برای جلوگیری از رکود شدید اقتصادی نرخ بهره را به نزدیکی صفر رساند. هم‌زمان، دولت آمریکا نیز بسته‌های حمایتی بزرگی به اقتصاد تزریق کرد. این سیاست‌ها در کنار اختلال در زنجیره تأمین جهانی، باعث شد تورم آمریکا که سال‌ها در محدوده ۱ تا ۲ درصد قرار داشت، در سال ۲۰۲۲ به حدود ۹ درصد برسد.

پس از آن، فدرال رزرو نرخ بهره را به تدریج افزایش داد و آن را به بالای ۵ درصد رساند. با گران‌تر شدن وام‌ها و کاهش تقاضا، تورم آمریکا هم به تدریج کاهش یافت و به سطوح پایین‌تر بازگشت.

نوار قلب کم‌تحرک در اقتصاد ایران

در ایران اما این سازوکار شکل متفاوتی دارد. بانک مرکزی ایران برخلاف دنیا، یک نرخ بهره سیاستی واحد و قاطع را اعلام نمی‌کند، بلکه یک «دالان یا کریدور سود» در نظر می‌گیرد. بانک‌ها در پایان هر روز کاری، برای جبران کسری یا مازاد نقدینگی خود، بر اساس این دالان با یکدیگر پول رد و بدل می‌کنند. نرخ نهایی که از این معاملات واقعی بیرون می‌آید، «نرخ بهره بین‌بانکی» نام دارد.

اما وقتی به نمودار تورم نقطه به نقطه در برابر نمودار نرخ بهره بین‌بانکی در ایران نگاه می‌کنیم، با یک تصویر شگفت‌آور مواجه می‌شویم؛ در تمام اوج و فرودها و جهش‌های تورمی کشور، نرخ بهره بین‌بانکی مثل نوار قلب آدمی که علائم حیاتی‌اش ناپدید شده، تقریباً صاف، ثابت و بی‌حرکت بوده است.

بیش از سه سال است که بانک مرکزی ایران این نرخ کلیدی را عملاً در کانال ۱۷ تا ۲۴ درصد منجمد کرده است. این یعنی سیاست‌گذار پولی در ایران برخلاف تمام دنیا، از این ابزار حیاتی و علمی برای مهار اژدهای تورم استفاده زیادی نمی‌کند.

چرا در ایران ترمز تورم کار نمی‌کند؟

پاسخ این سوال که چرا بانک مرکزی ایران از این ابزار استفاده نمی‌کند، تا حد زیادی به ساختار اقتصاد سیاسی ایران بازمی‌گردد. اقتصاد ایران با تورم مزمن، کسری بودجه، ناترازی شبکه بانکی، شوک‌های ارزی و محدودیت‌های ناشی از تحریم روبه‌رو است. نرخ سود بالاتر و واقعی‌تر به ضرر ابربدهکاران بانکی خواهد شد.

در چنین شرایطی، افزایش شدید نرخ سود می‌تواند هزینه تأمین مالی دولت، بانک‌ها و بنگاه‌های اقتصادی را بالا ببرد و حتی خطر رکود یا بحران بانکی ایجاد کند.

از سوی دیگر، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند بانک مرکزی ایران استقلال کافی برای اجرای کامل سیاست پولی ندارد و ناچار است ملاحظات دولت و شبکه بانکی را نیز در نظر بگیرد.

در نتیجه، مشکل این نیست که بانک مرکزی ایران اصلاً از نرخ بهره استفاده نمی‌کند؛ بلکه اثرگذاری این ابزار در اقتصادی با تورم مزمن، بی‌ثباتی ارزی، کسری بودجه و نظام بانکی آسیب‌پذیر، محدودتر از اقتصادهای توسعه‌یافته است.

تا زمانی که مشکلات ساختاری از جمله مانند کسری بودجه دولت و ضعف استقلال سیاست پولی حل نشود، نرخ بهره به تنهایی نمی‌تواند اژدهای تورم در ایران را مهار کند.

نظرات

© 1404 کپی بخش یا کل هر کدام از مطالب زومان تنها با کسب مجوز مکتوب امکان پذیر است.