دانشگاهِ بیپایان؛ رکورد ماندگاری دانشجویان در تحصیلات تکمیلی
به گزارش زومان، سالهای اخیر یک مسئله در بین مطالبات صنفی دانشجویان زیاد شنیده میشود: تمدید سنوات. دانشجویان میخواهند فرصت بیشتری برای ماندن در دانشگاه داشته باشند، در حالی که در سمت دیگر دانشگاهها به تدریج تلاش کردهاند تا با روشهای مختلف – از شهریه تحصیل گرفته تا گرانی خوابگاه و تغذیه - محدودیتهای سختتری برای زمان تحصیل ایجاد کنند.
گفته میشود ۳ میلیون و ۳۰۰ هزار دانشجو در مقاطع مختلف در حال تحصیل هستند. مدت زمان استاندارد آموزشی برای مقاطع مختلف (کاردانی تا دکتری) بین ۲ تا ۴ سال متغیر است. با این حال هر ساله تعداد قابل توجهی از دانشجویان درس خود را به موقع به اتمام نمیرسانند و همچنان در دانشگاه حضور دارند. پدیدهای که مرکز پژوهشهای مجلس آن را «رسوب دانشجو» مینامد. دلایل مختلفی برای این پدیده ذکر میشود، که یکی از مهمترین آنها «مسائل اقتصادی» است.
برآورد میزان رسوب دانشجویان
مرکز پژوهشهای مجلس، رسوب دانشجویان در مقاطع مختلف را اینطور تخمین زده است:
- کاردانی: ۵۰ درصد
- کارشناسی: ۳۰ درصد
- کارشناسی ارشد: ۷۰ درصد
- دکتری تخصصی: ۹۰ درصد
یعنی از هر ۱۰ دانشجوی کارشناسیارشد تنها ۳ نفر و از هر ۱۰ دانشجوی دکتری، تنها یک نفر موفق میشود در موعد مقرر فارغالتحصیل شوند.
طبق این گزارش ساختار آموزشی ایران، بهویژه در رشتههای فنی و مهندسی، با نوعی ماندگاری مزمن دستبهگریبان است که عملاً برنامهریزی برای ورود نیروی کار جدید به جامعه را ناممکن میکند و هزینههای آموزش عالی را افزایش میدهد.
ریشههای ماندگاری؛ از بنبست مقاله تا هزینههای پنهان
طول کشیدن زمان تحصیل در دانشگاه سه دسته عوامل کلی دارد:
- عوامل فردی - خانوادگی؛ ۴۸ درصد
- عوامل آموزشی - سازمانی؛ ۴۰ درصد
- عوامل اجتماعی - اقتصادی؛ ۱۲ درصد
در بین این عوامل، چالشهای روانشناختی، ضعف برنامه درسی و مسائل مالی مهمترین شاخصها هستند. بنابراین همه تقصیر را نمیتوان به گردن خواسته عمدی دانشجویان انداخت و در این میان عوامل ساختاری یعنی مقررات آموزشی نیز به شدت موثرند.
طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، ماندگاری دانشجویان در دانشگاه میتواند به از دست رفتن فرصتهای شغلی، اتلاف هزینههای آموزشی و کاهش مشارکت اجتماعی منجر شود. بنابراین پیامدهای این مسئله با ساختارهای اقتصادی و اجتماعی گره میخورد.
فارغالتحصیلی به مقصد بیکاری؟
مرکز پژوهشهای مجلس در بخشی از گزارش خود اشاره میکند که گاهی ماندن بیشتر دانشجویان در دانشگاه به دلیل قصد و نیت عمدی آنان است. یکی از مهمترین عواملی که این نیت را شکل میدهد مسائل مالی است. برای مثال بسیاری به ناچار ترجیح میدهند دیرتر فارغالتحصیل شوند تا از امکانات خوابگاه برخوردار شوند.
طبق گزارشهای مرکز آمار ایران، از سال ۱۳۹۶ تا کنون، بین ۳۷ تا ۴۲ درصد از کل بیکاران کشور از فارغالتحصیلان دانشگاهها بودهاند.
به این ترتیب، جوانی که در دانشگاه در حال تحصیل است، پس از اتمام تحصیل با احتمال بالایی از پیدا نکردن شغل و بیکاری مواجه خواهد شد. بنابراین میتوان گفت چشمانداز پس از دانشگاه برای دانشجویان چندان روشن نیست و در این شرایط طبیعی است که دانشجویان ترجیح دهند زمان بیشتری را در حال تحصیل و در فضای دانشگاه بمانند.
تداوم این وضعیت، دانشگاه را با بار مالی سنگین و فرسودگی بیشتر زیرساختها مواجه میکند؛ اما آسیب اصلی متوجه دانشجویانی است که جریان طبیعی زندگیشان پشت دیوارهای دانشگاه متوقف میشود. در واقع، «رسوب دانشجو» شاید بیش از آنکه یک انتخاب فردی باشد، نتیجه ساختار آموزشی در دانشگاه و ناامنی اقتصادی در فضای بیرون از دانشگاه است.