وقتی یک موشک به آشپزخانهها میرسد: ترکشهای فولادی بر پیکر صنعت لوازم خانگی
به گزارش زومان، موشکی که به مجتمع فولاد مبارکه شلیک شد، تنها یک هدف صنعتی را نشانه نگرفت؛ بلکه ماشه یک بحران را برای صنعت لوازم خانگی ایران کشید. در روزهای جنگ و بحران، قانون نانوشتهای وجود دارد: ضربه سختتر را همیشه ضعیفترها میخورند. برای درک ابعاد این ماجرا، نباید فقط به آهن و آتش نگاه کرد، بلکه باید به موتور تولید یخچال و لباسشویی چشم دوخت که اکنون با کندی میچرخند. فولاد مبارکه تنها یک کارخانه نیست، بلکه نقطه کانونی و قلب تپنده تنظیم بازار مواد اولیه در کشور است. وقتی کورههای این غول صنعتی سرد شود، ترکشهای آن میتواند به خریداران عادی و کارگرانی برسد که نگران فردای خود هستند. این روایت زنجیرهای از اتفاقات است که نشان میدهد چگونه جنگ، معیشت و صنعت را درگیر میکند.
قلب فولادی آشپزخانهها
برای درک اهمیت این کارخانه، کافی است به اعداد نگاه کنیم. در سال ۱۴۰۳، فولاد مبارکه بیش از ۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تن محصولات فولادی تولید کرد؛ یعنی ۴۶ درصد از کل تولید تمام شرکتهای فولادی کشور. صنعت لوازم خانگی به شدت به ورقهای فولادی تخصصی، به ویژه ورقهای گالوانیزه و رنگی، وابسته است که تامینکنندگان داخلی محدودی دارند. این محصولات از زیرمجموعههای شمش (مثل تختال، بلوم و بیلت) ساخته میشوند. طبق صورتهای مالی سال ۱۴۰۳، مبارکه حدود ۴۳ درصد از کل تولید این محصولات در کشور را در اختیار داشته است. البته این سهم در ۹ ماهه نخست سال گذشته برابر با ۳۴ درصد بود.
نسرین اوجاقی، دبیرکل انجمن صنایع لوازم خانگی ایران، به تازگی پرده از عمق این وابستگی برداشته است. او میگوید حدود ۳۰ درصد مواد اولیه این صنعت بهطور مستقیم با فولاد گره خورده است. این وابستگی در برخی محصولات حیاتیتر است؛ تا جایی که در تولید یخچال تا ۴۵ درصد و در ماشین لباسشویی حتی تا ۵۲ درصد از مواد مصرفی به فولاد وابسته است. به همین دلیل، هرگونه توقف در عرضه فولاد، بلافاصله به خطوط تولید منتقل شده و ظرفیتها را محدود میکند.
سقوط آزاد تولید در ماه نخست
اما در اولین ماه امسال چه اتفاقی افتاد؟ طبق آمار رسمی سامانه کدال (سامانه اطلاعات مالی شرکتها)، در گزارش فعالیت ماهانه فولاد مبارکه در فروردین امسال، تولید تختال از ۲۱۶ هزار تن به تنها ۱ تن رسید! در حقیقت، تولید این بخش ۹۹.۵ درصد سقوط کرد. این یک زنگ خطر است که مستقیماً گلوی صنعت لوازم خانگی را میفشارد.
قانون بقا برای کارخانههای بزرگ
مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی تهران در گزارش اخیر خود هشدار داده است که این کمبود چگونه بازار را به هم میریزد.
کاهش عرضه فولاد دو پیامد فوری دارد:
اول اینکه قیمتها افزایش قابل توجه مییابددوم، رقابتی بیرحمانه برای بقا میان کارخانهها شکل میگیرد. در این کارزار، شرکتهای بزرگتر به لطف قراردادهای محکمتر و قدرت چانهزنی بالا، کمتر آسیب میبینند. در مقابل، تمام فشار بر دوش تولیدکنندگان کوچکتر میافتد، زیرا غولهای بازار احتمالا توان بیشتری برای جذب این شوکها دارند.
آمار فروش فروردین ماه کدال هم نشان میدهد که نرخ هر تن تختال از ۳۱ میلیارد تومان به ۴۴.۴ میلیارد تومان رسیده است؛ یعنی رشدی ۴۳ درصدی. با این حال، پیشبینیهای بدبینانه از احتمال رشد ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی قیمتها نیز خبر میدهند. این کمبود و گرانی مواد اولیه و هزینه تولید در این صنعت باعث میشود کارخانهها بخشی از پول خود را صرفا برای روز مبادا کنار بگذارند که این کار کارایی و بهرهوری سیستم را پایین میآورد.
سایه سنگین تورم و فرار تقاضا
این محدودیتها در حالی تولید را زمینگیر میکند که بازار از قبل هم رمق چندانی نداشت. تورم، یعنی سرعت گران شدن پیدرپی کالاها و کاهش ارزش پول، قدرت خرید مردم را ربوده است. دادههای وزارت صمت (صنعت، معدن و تجارت) نشان میدهد که حتی پیش از آغاز جنگ ایران و آمریکا، در ده ماه نخست سال ۱۴۰۴، افت تولید کاملاً ملموس بود. تولید یخچالفریزر در این بازه حدود ۶ درصد، ماشین لباسشویی ۲۹.۵ درصد و انواع تلویزیون حدود ۲۲ درصد نسبت به سال قبل از آن کاهش یافته بود.
قیمتها نیز بیوقفه بالا رفتهاند. طبق دادههای مرکز آمار ایران، تورم بخش لوازم خانگی در دی ماه ۱۴۰۴ به ۵۶.۷ درصد رسیده بود و اکنون در فروردین ماه روی عدد ۷۹ درصد ایستاده است که یکی از بالاترین رکوردهای گرانی بعد از رکوردزنی سال ۱۳۹۸ به شمار میرود. آن زمان تورم در کانال ۸۰ درصد بود.
وقتی کالای بادوام خط میخورد
کاهش تولید و گرانی، خریداران را قبلا هم فراری داده بود. این موضوع در شاخصی به نام «شامخ» به خوبی دیده میشود. شامخ یک معیار اقتصادی است که رونق یا رکود خرید، فروش و تولید را با اعداد نشان میدهد. در بهمن ماه ۱۴۰۴، میزان سفارشات جدید در این شاخص روی عدد ۳۵ و میزان فروش محصولات روی عدد ۴۴ ایستاد که هر دو نشاندهنده سقوط تقاضا و فروش در بازار هستند (اعداد زیر ۵۰ نشانه رکود است).
افت تقاضا یک مشکل موقتی نیست، بلکه چالش اصلی سال ۱۴۰۴ بوده است. سال گذشته تقاضا بیش از ۶۰ درصد افت کرد و فشار سنگینی بر نقدینگی، یعنی پول در گردش کارخانهها، وارد آورد. وقتی کالاهای اساسی و غذا گران میشود، لوازم خانگی به عنوان یک کالای بادوام، اولین چیزی است که از لیست خرید خانوادهها خط میخورد.- نسرین اوجاقی، دبیرکل انجمن صنایع لوازم خانگی ایران
شوک سوم: معمای انرژی و واردات
اتاق بازرگانی تهران به عامل سومی هم اشاره میکند: محدودیت در تامین برق و گاز صنایع. قطعی انرژی، بحرانی است که ربطی به فولاد ندارد اما در کنار آن، باعث میشود صنعت نه به صورت خطی، بلکه پلهپله و با شدت بیشتری در باتلاق فرو برود.
همزمان، اوجاقی تاکید میکند که دردسر فقط داخلی نیست. کارخانهها به ورق سرد نیاز دارند و بخشی از این نیاز باید وارد شود، اما محدودیتهای ارزی (کمبود دلار دولتی) و قوانین سختگیرانه، مسیر واردات را به یک کابوس تبدیل کرده است.
زنگ خطر برای یک میلیون شغل
برای عبور از این برهه، کارخانهها باید به موجودی انبارهای خود تکیه کنند، اما اتاق تهران میگوید این انبارها نهایتاً برای ۱ تا ۲ ماه تولید، مواد دارند. در این صنعت حدود ۳۰۰ هزار نفر به طور مستقیم و یک میلیون نفر به شکل غیرمستقیم کار میکنند. هم اکنون ۱۰ تا ۲۵ درصد از این کارگران در خطر اخراج و بیکاری قرار میگیرند. اگر فکری به حال این وضعیت نشود این سهم میتواند بیشتر هم بشود.
اتاق تهران با در نظر گرفتن سهم ۳۰ درصدی برای تولید و مواد اولیه و سهم ۲۰ درصدی برای اشتغال، شدت این بحران را معادل عدد ۳.۴ ارزیابی کرده است؛ یعنی یک «بحران عملیاتی شدید اما قابل مدیریت».
مسابقه با زمان برای نجات
هشدار نهایی این است: صنعت لوازم خانگی به سمت یک «گسست ساختاری» و فروپاشی پیش میرود. به عقیده اتاق تهران، برای جلوگیری از این فاجعه، دولت باید سریعاً مداخله کند.
این مداخله شامل هشدار سریع، استفاده از ذخایر، واردات هدفمند، کنترل شفاف بازار و تزریق پول به کارخانههاست.
اگر دولت زود وارد عمل شود، هزینهها کمتر است، اما اگر کار از کار بگذرد، بازسازی این ویرانه هزینه هنگفتی به بودجه کشور تحمیل خواهد کرد.
در همین روزهای پرالتهاب، فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، اعلام کرده است که ستاد تنظیم بازار واردات ورق فولادی را تصویب کرده تا کارگاهها آسیب نبینند و وزیر صمت نیز به شدت پیگیر ماجراست. با این وجود، تا زمان رسیدن این ورقها، صنعت لوازم خانگی، کارگران خسته آن و مردم نیازمند به این کالاها، با چالش کمسابقهای مواجه خواهند بود.