ردپای بحران در پروندههای بیمه؛ اعدادی که از روزهای سخت ایران میگویند
به گزارش زومان، پس از ۴۰ روز جنگ با آمریکا و اسرائیل، اکنون کشور در یک سکوت پرالتهاب سیزده روزه فرو رفته است. در روزهایی که تمرکزها روی برآورد خسارات جنگی است، نگاهها ناخودآگاه به سمت شرکتهای بیمه میچرخد. اما دادههای درونی همین شرکتها روایتی متفاوت از وضعیت جامعه دارند.
یکی از این شاخصها «ضریب خسارت» است؛ یعنی نسبت پولی که شرکت بیمه بابت حوادث میپردازد، به پولی که میگیرد. تعداد این خسارتها در سال گذشته، رکوردهای بیسابقهای ثبت کرده که بازتابی از شرایط دشوار و التهابات زیرپوست کشور است.
بار سنگین سلامت
مثل همیشه، بیشترین سهم از پروندههای جبران خسارت به بخش درمان اختصاص داشته است. سال گذشته، آمارها عدد خیرهکننده ۹۹ میلیون و ۱۰۳ هزار و ۶۳۴ فقره خسارت درمانی را ثبت کردند. منظور از خسارت در این بخش ساده است: هر بار که فردی حادثهای را گزارش داده و پروندهای تشکیل میشود، یک مورد ثبت میشود. این عدد به تنهایی نمایانگر فشار جسمانی بر جامعه است. دادهها نشان میدهند که مراجعه به بیمههای درمانی روندی افزایشی داشته و با رشد ۱۶ درصدی، بالغ بر ۱۳ میلیون و ۶۴۵ هزار و ۷۸ پرونده جدید در سیستم ثبت شده است.
زنگ خطر در شریانهای انرژی
اگرچه رشد پروندههای درمانی چشمگیر بود، اما بالاترین جهش آماری در جای دیگری رخ داد. بیشترین سرعت رشد خسارتها مربوط به دو بخش حیاتی بود: بیمه نفت و انرژی، و بیمه عمر. در بخش نفت و انرژی، تعداد حوادث با رشدی ۳۰ درصدی به ۸۷۸ فقره رسید. در این صنعت تخصصی، خسارت به معنای نشت یا ترکیدگی لولهها، آتشسوزی در پالایشگاهها، خرابی تجهیزات حفاری، آسیب توربینها و توقف عملیات است. این افزایش ۳۰ درصدی پیام روشنی دارد؛ پروژههای بیشتری دچار مشکل شدهاند و ریسک عملیاتی در سال جدید به شکل ملموسی بالاتر رفته است.
معمای مرگ و زندگی
بخش دیگری که رکوردی تاریخی به جا گذاشت، بیمه عمر بود که پروندههای خسارت آن ۴۰ درصد رشد کرد. در ادبیات بیمه، خسارت بیمه عمر یعنی پرداخت پول به دلیل فوت فرد، ازکارافتادگی دائم، یا بیماری خاص. وقتی این شاخص بزرگتر میشود، تلویحا به این معناست که آمار مرگومیر بالاتر رفته، یا افراد بیشتری توانایی کار و کسب درآمد را از دست دادهاند.
در تایید این وضعیت، سهم پروندههای بیمه عمر از کل خسارات بیمهای کشور به ۴.۴ درصد رسید که یک رکورد محسوب میشود. همزمان، نسبت این خسارات به کل جمعیت نیز رقم ۵.۳ درصد را لمس کرد؛ عددی که دستکم از سال ۱۳۹۹ بیسابقه بوده و نشان از افزایش معنادار احتمال آمار فوتیها در سال گذشته دارد.
هجوم برای پول نقد یا سایه مرگ؟
با این حال، عجیبترین عدد در این گزارش، نسبت خسارتهای بیمه عمر به کل بیمهنامههای صادر شده در سالهای قبل است که به رقم حیرتانگیز ۱۷۳ درصد رسید. چرا حیرت انگیز؟ چون بیشتر از آن چه که صادر شده خسارت ثبت شده. اتفاقی که در سال های قبلش سابقه چندانی هم نداشته است. البته برخی تحلیلگران معتقدند احتمالا تنها افزایش آمار فوتیها در سال ۱۴۰۴ نمیتواند این جهش را توضیح دهد.
شاید این عدد نشاندهنده پدیدهای پیچیدهتر است. به نظر میرسد انبوهی از بیمهنامههای قدیمی به مرحله پرداخت رسیدهاند. مردم یا در حال «بازخرید» بیمههای خود هستند؛ یعنی لغو زودهنگام قرارداد برای دریافت سریع پول نقد، یا تقاضا برای خرید بیمههای جدید به شدت افت کرده است. این رفتار هیجانی در بازار، سوالی را در ذهن باقی میگذارد: آیا نیاز شدید به پول در روزهای بحرانی عامل این هجوم بوده، یا سایه اتفاقات سال گذشته و مرگومیر چنین رکوردی را رقم زده است؟